چه پیکرهای جوانی که باهوده یا بیهوده، بر این خاک[ایران] افتاده است. چه دستهای پینه بسته، چشمهای خواب نکرده، چشمهای به راه، که آن که میبایست بیاید هرگز نیامد.
دهقانی که گفت: «بکاشتند و بخوردیم و کاشتیم و خورند» و دهقانی که گفت: «ای نور چشم من، به جز از کِشته ندروی»...
و سربازی که رفت و دیگر برنگشت.
محمّدعلی اسلامی نُدوشن
@Tafakkor
به یاد جانهای شیفتهای که در تاریکیِ دیماه، تندیسِ آزادی شدند و نامشان بر سنگفرشِ خیابانها، گواهِ روشنیست بر صبوریِ تاریخیِ ملتی که هرگز تن به فراموشی نمیدهد.
Post #28356
1.38K
- 👍 69
- 👎 3