ضرورت گذار از استبداد به دموکراسی، در گروِ درکِ این واقعیتِ بنیادین است که فقدانِ تکثر، نه تنها محصولِ سرکوبِ نظاممند، بلکه حاصلِ ناتوانیِ کنشگرانِ سیاسی در شناساییِ «حقِ وجود» برای «دیگری» است؛ چراکه تا زمانی که ذهنیتِ انحصارطلب بر میدانِ سیاسی حاکم باشد و هر جریان، براندازیِ استبداد را تنها به مثابه جایگزینیِ یک خودکامگی با خودکامگیِ مطلوبِ خویش ببیند، جامعهی مدنی در نطفه خفه خواهد شد. دموکراسی نه یک ایدئولوژیِ واحد، بلکه مکانیسمِ همزیستیِ اضداد است و مادامی که جریانهای فکریِ کشور، از مذهبی تا لائیک، به جایِ رقابت در یک بسترِ کثرتگرا، همچنان در پیِ حذفِ فیزیکی یا هویتیِ رقیب باشند، بسترِ اجتماعی برای بازتولیدِ دیکتاتوری هموار باقی میماند؛ بنابراین، خروج از چرخهی استبداد، پیش از آنکه نیازمندِ تغییرِ ساختارِ حاکم باشد، مستلزمِ یک تحولِ معرفتشناختی در باورهایِ دموکراتیکِ نخبگان و جامعه است تا بپذیرند که تداومِ وجودِ آنان، در گروِ بهرسمیتشناختنِ هویتِ دگراندیشان است.
زهرا مهر(شیرازی مهر)
@Tafakkor
Post #28271
1.14K
- 👍 28