بازتولید استبداد، پدیدهای نیست که صرفاً از بالا به پایین تحمیل شود، بلکه محصول فرآیند ساختاری «انفعال مسئولیتپذیری» در بدنهی اجتماعی است. زمانی که سوژههای اجتماعی، رنج، شکست و ضرورتِ تصمیمگیری را به یک «دیگری» (منجی یا حاکم مطلق) واگذار میکنند، در واقع از گذار به مرحلهی جامعهی مدنی بازمیمانند و به جای آن، تودهای با ویژگیهای تماشاگر و فرمانپذیر خلق میکنند. این کنشِ واگذاری، در واقع نوعی فرار از هزینههای کنشگری و مسئولیتپذیری فردی است که منجر به ایجاد خلأ قدرت در ساختار جامعه میشود؛ خلئی که بهطور خودکار توسط ساختارهای اقتدارگرا پر خواهد شد. استبداد زمانی ریشهدار میشود که تقلیلِ عاملیتِ جمعی به انتظار برای یک «قهرمان» یا «ناجی»، جایگزین فرآیندِ سازمانیافتهی مطالبهگری و نظارت شود. بنابراین، تفاوت میان جامعهی مستعدِ استبداد و جامعهی پاسخگو، در میزان پذیرش مسئولیت برای مدیریت تضادها و هزینههای تغییر است؛ چرا که بدون گذار از پارادایم «انتظار برای نجات» به پارادایم «کنشگریِ سازمانیافته»، هر رهبری که برآمده از این خلأ باشد، صرفاً ابزاری برای بازتولید همان چرخه اقتدار خواهد بود.
زهرا مهر
@Tafakkor
Post #28248
2.83K
- 👍 30