⭕️رای دادن یا رای ندادن؟ مسئله این نیست!
در پروژهی کنترل موالید بنیاد فورد در هندوستان، راسل ایکاف تعدادی از آمریکاییان را ملاقات کرد که سعی داشتند روشهای تنظیم خانواده و کنترل موالید را به هندیها یاد دهند. آنها موفقیتی کسب نکرده و از نتیجهی کار بسیار مأیوس شده بودند. مدیر پروژه به راسل گفته بود هندیها غیرمنطقی هستند. میدانند که جمعیت، دشمن شمارهی یک آنهاست و ما آمدهایم کنترل جمعیت را به آنها یاد بدهیم و همه ابزارهای تنظیم خانواده به اضافهی یک رادیوی ترانزیستوری به عنوان پاداش هم به آنها میدهیم، اما ببینید چه روی میدهد. آنها به خانه میروند رادیو را روشن میکنند و با موسیقی یک بچهی دیگر درست میکنند.
راسل به آنها گفته بود که نباید به همین سادگی این رفتار را غیرمنطقی تلقی کنند، بلکه باید دلیل آن را پیدا کنند. مدیر پروژه در پاسخ، بریدهی یک روزنامه را نشان داده بود که نشان میداد یک زن هندی بیست و هفتمین فرزند خود را به دنیا آورده بود و گفته بود اگر این غیر منطقی نیست پس چیست؟
راسل با دیدن بریده روزنامه گفته بود روشن است که اشکال در جای دیگری است. اگر هر زنی میتواند ۲۷ بچه داشته باشد پس چرا هندیان به طور متوسط فقط ۴/۶ بچه دارند؟ این نشان میدهد که آنها راه جلوگیری را بلدند، اما به دلایلی نمیخواهند از آن استفاده کنند.
هنگامی که مسئله در بستر محیطی خود قرار داده شد، روشن شد که در آن زمان در محل، هیچ سازمان تأمین اجتماعی بازنشستگی یا حقوق دوران بیکاری وجود نداشت. بنابراین داشتن سه پسر، به خودی خود سیستم بازنشستگی تلقی میشد. نخستین اولویت هر زوج، تأمین بازنشستگی برای خودشان بود. از نظر آماری داشتن سه پسر به طور متوسط به ۴/۶ فرزند نیاز دارد. تعجبی ندارد آنهایی که سه پسر داشتند بچهدار شدن را متوقف کرده بودند. شاید زنی که در روزنامه گزارش شده بود هم، در صدد تأمین بازنشستگی برای خودش بود.
اکنون، چه کسی غیرمنطقی بود؟ زوجهای هندی که با شرکت در جلسهی راهنمایی یک رادیو ترانزیستوری مجانی میگرفتند؟ یا متخصص بنیاد فورد که فکر میکرد میتواند با دادن یک رادیوی ترانزیستوری آنها را قانع کند که دست از بازنشستگی خود بردارند؟
[از کتاب تفکر سیستمی، جمشید قراجهداغی]
✅یادگیری سیستمی
🔸رفتار سیستمها را فقط میتوان در بستر محیطشان درک کرد. برای تاثیرگذاری و نفوذ بر رفتار بازیگران محیط اجرایی، باید جواب چراها را دریابیم و بفهمیم که بازیگران کارهایی را که انجام میدهند، چرا انجام میدهند. انتخاب منطقی، قلمرو منافع شخصی یا منافع فرضی تصمیمگیرنده است نه مشاهدهکننده.
🔸به رای دادن یا رای ندادن افراد جامعه نیز باید در همین چارچوب نگریست. همه برای رای دادن (و به چه کسی رای دادن) یا رای ندادن، دلایل خود را دارند. غیرمنطقی خواندن رفتار دیگران بدون توجه به بستر محیطی و منافع شخصی یا فرضی آنها و همچنین عدم قطعیتها در سیستمهای اقتصادی-اجتماعی، خود غیرمنطقی است.
همه از درجهای از عقلانیت محدود (bounded rationality) رنج میبریم، مسئله اصلی شنیدن و احترام به نظرات یکدیگر، دوری از تعصب و یادگیری جمعی در طول زمان است. توسعه راه میانبر ندارد و این یادگیریهای جمعی و تدریجی بخشی از داستان توسعه ملتهاست.
🔸جمشید قراجهداغی میگوید: دختر من جیران وقتی پنج ساله بود یک روز روی تختخواب ما بالا و پایین میپرید. من به او گفتم جیران اگر من جای تو بودم این کار را نمیکردم. او نگاه معصومانهای به من کرد و پاسخ داد، نه، فکر نمیکنم اگر تو هم جای من بودی درست همین کار را میکردی تو الان نمیدانی این کار چه لذتی دارد.
فرزاد دهقانیان
هفتم تیرماه ۱۴۰۳
.
@systemdiary
Post #183
2.81K
- 👍 69
- 👎 2