⭕️ مرگ هموطنان آمار نیست، تراژدی است
✍ فرزاد دهقانیان، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۴۰۵/۴/۲۶
الهه حسیننژاد، دختر ۲۴ ساله اهل اسلامشهر، در ۴ خرداد ۱۴۰۴ هنگام بازگشت به خانه، پس از سوار شدن به یک خودروی عبوری، توسط راننده خودرو با ضربات چاقو به قتل رسید. قاتل پس از شناسایی و بازداشت، در دادگاه به اعدام محکوم شد و حکم او در اردیبهشت ۱۴۰۵ اجرا شد. اما به همان اندازه که قتل الهه حسیننژاد افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داد، اجرای حکم اعدام قاتلش به دلیل همزمانی با بحرانها و جنگ، چندان مورد توجه قرار نگرفت.
میگویند: «مرگ یک نفر تراژدی است و مرگ میلیونها نفر آمار.» وقتی مرگ به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود، حساسیت جامعه نسبت به جان انسان کاهش مییابد و به تبع آن، تلاش برای توسعه، امنیت و خلق فرصتهای بهتر برای زندگی نیز از اولویت خارج میشود.
اگر بخواهیم از سطح احساسات و واکنش به یک حادثه فراتر برویم، باید از خود بپرسیم چه نهادها و چه قواعدی زمینه وقوع چنین رخدادهایی را فراهم کردهاند. این همان پرسشی است که نهادگرایی مطرح میکند.
از دیدگاه من، نهادگرایی یکی از مهمترین رویکردهای فهم توسعه است. نهادگرایی میگوید برای تحلیل مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نباید فقط به افراد یا بازار نگاه کرد، بلکه باید نقش نهادها را دید؛ نهادهایی که هم رسمیاند، مانند قوانین، دولت، دادگاهها و قراردادها، و هم غیررسمیاند، مانند فرهنگ، سنتها و هنجارهای اجتماعی. متفکران سیستمی نیز اگر بخواهند تصویری دقیق از یک مسئله ارائه دهند، ناگزیرند هر دو نوع نهاد را در تحلیل خود لحاظ کنند.
اگر ماجرای قتل الهه حسیننژاد را از منظر نهادگرایی بررسی کنیم، با یک نهاد غیررسمی مواجه میشویم که در بسیاری از کشورهای دنیا یا وجود ندارد یا بسیار محدود است: مسافرکشی با خودروی شخصی خارج از سازوکار رسمی حملونقل. سوار شدن به یک ماشین شخصی عبوری برای رفتن به سرکار میتواند سکانس اول یک فیلم ترسناک در جاهای دیگر دنیا باشد. اما این نهاد در ایران طی دههها، به دلیل کمبود یا ناکارآمدی حملونقل عمومی، مشکلات اقتصادی خانوارها و پذیرش اجتماعی این فعالیت به عنوان راهی برای کسب نان حلال، شکل گرفته و تثبیت شده است. در چنین وضعیتی، هر خودروی عبوری میتواند در عمل نقش یک تاکسی را ایفا کند.
اگرچه با گسترش تاکسیهای اینترنتی از گستره این نهاد کاسته شده است، اما به دلیل پوشش ناکامل، محدودیتهای اقتصادی و فنی همچنان این شیوه مسافرکشی ادامه دارد. وقتی یک نهاد غیررسمی سالها کارکرد یک نهاد رسمی را بر عهده میگیرد، به تدریج طبیعی و بدیهی به نظر میرسد؛ اما طبیعی شدن یک نهاد، لزوماً به معنای مطلوب یا ایمن بودن آن نیست. بسیاری از نهادهای غیررسمی، اگرچه در پاسخ به یک نیاز واقعی شکل میگیرند، در بلندمدت خود به منشأ هزینهها و آسیبهای اجتماعی نیز تبدیل میشوند.
از منظر نهادگرایی، مسئولیت چنین حوادثی تنها متوجه فرد مرتکب جرم نیست؛ بلکه باید سهم نهادهای رسمی و غیررسمی را نیز دید. نهادهای غیررسمی را خود جامعه، در طول زمان، میسازد و بازتولید میکند. بنابراین اگر این نهادها ناایمن یا ناکارآمد باشند، اصلاح آنها نیز مسئولیتی اجتماعی است. تا زمانی که استفاده از مسافرکشهای غیررسمی امری عادی تلقی شود، زمینه بروز چنین حوادثی به طور کامل از بین نخواهد رفت. اصلاح این وضعیت، هم به سیاستگذاری عمومی نیاز دارد و هم به تغییر رفتارهای اجتماعی.
ای کاش وضعیت کشور به گونهای شود که بتوان از اصلاح نهادهای رسمی و غیررسمی سخن گفت و یادگیری، اصلاح و بهبود مستمر و تدریجی، مسیر طبیعی خود را طی کند. آنچه امروز بیش از هر چیز اندوهبار به نظر میرسد، این است که با وجود هزینههای سنگین انسانی جنگ و از دست رفتن جان هزاران نفر، همچنان نشانهای از بازنگری در بسیاری از سیاستها و نهادهای رسمی دیده نمیشود. جامعهای که از تجربههای تلخ خود نیاموزد، ناچار است هزینه آنها را بارها و بارها بپردازد.
جعفر خیرخواهان در مقدمه ترجمه کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» پیام اصلی کتاب را با نقل قولی از مونتسکیو بیان میکند: « در عصر طفولیت جوامع، روسای حکومت نهادها را شکل میدهند؛ اما با بالغ شدن جوامع، نهادها به روسای حکومت شکل و قالبی خاص میدهند.»
باید برخاست و اصلاحات نهادی را سرعت بخشید.
+ پادکست اکوتوپیا نهادگرایی را به شکل ساده توضیح میدهد.
@systemdiary
https://t.me/systemdiary
Post #240
1.38K
- 👍 52