⭕️من «موآی» نیستم
جزیره ایستر (راپانوی) یکی از دوردستترین نقاط روی کره زمین، جزیره کوچکی است در حدود 160 کیلومتر مربع که در قسمت شرقی اقیانوس آرام واقع شده است. جزیره ایستر به دلیل مجسمههای بزرگ سنگی معروف به موآی (Moai) [1] شناخته شده است.
برآوردها نشان میدهد که اولین مهاجران حدود سال 400 میلادی به این جزیره آمدهاند. جمعیت تا حدود سال 1100 باید به آرامی رشد کرده باشد و از آن موقع رشد، سرعت یافته و شاید تا سال 1400، هر قرن حدودا دوبرابر شده باشد. پیش از رسیدن اولین انسانها جزیره ایستر بسیار پردرخت بوده و جانداران گوناگونی، به ویژه پرندگان زیادی در آن زندگی میکردهاند.
اما با رشد جمعیت انسانی، جنگلها به طور تصاعدی برای فراهم کردن چوب و الیاف ساخت قایقها، ساختمانها، طنابها و ابزارها و همچنین برای تهیه هیزم از بین میرفتند.
در حدود سال 1400 تقریبا همه درختان جنگلی قطع شدند. مدارک لایهشناسی باستانی نشان میدهد که فرسایش خاک با قطع درختان جنگلی افزایش یافت زیرا باران خاکهای حفاظت نشده را شست و با خود برد.
بدون پوشش درختی، سرعت باد در سطح زمین افزایش مییابد و خاکهای ارزشمند بیشتری را با خود به دریا می برد. فرسایش چنان شدید بود که رسوبهای شسته شده از مناطق مرتفع در نهایت بسیاری از موآیها را پوشاند، به طوری که بازدیدکنندگان اروپایی فکر میکردند که مجسمههای بزرگ فقط تعدادی سر هستند در حالی که آنها بدنههای کاملی بودند که به طور متوسط 6 متر بلندی داشتند [2]. با ادامه مصرف بیرویه، نهرها خشک شدند، ماهیها از بین رفتند و بیشتر گونههای پرندگان در ایستر منقرض شدند. با کاهش منابع، نشانههایی از آدمخواری در این دوران وجود دارد. [پویایی شناسی کسب و کار، جان استرمن].
✅یادگیری سیستمی
۱- تراژدی منابع مشترک: کهنالگوی «تراژدی منابع مشترک» یک ساختار شناخته شده سیستمی است که طی آن، رقابت بر سر استفاده از منابع مشترک و محدود، باعث نابودی منابع در طول زمان می شود. رشد و افول جزیره ایستر به طور تقریبی ۱۰ قرن طول کشیده است. درک تاخیرها و سازوکارهای سیستمی به شناخت راهحلها و استفاده از روزنههایی برای تغییر در راستای جلوگیری از سقوط و نابودي کمک میکند.
۲- موآیِ نظارهگر: موآیها توان انجام هیچ کاری را نداشتند و تاوان این نظارهگری و انفعال، خروارها خاکی بود که در طی سالهای طولانی بر سر آنها ریخت. شاید اگر خداوند جانی به موآیهای باقیمانده ببخشد، اولین حرکتشان زار زار گریستن باشد. مثل گریههای شیندلر.
فرزاد دهقانیان
اول تیر 1403
🗿🗿🗿
@systemdiary
Post #182
1.42K