🗣معمای پل عابر و تراموا: دانشجویان ما و دانشجویان آنها
در یادگیری دوحلقهای استراتژی، ساختار و قواعد تصمیمگیری، نقش مهمی در فهم دینامیک تصمیمگیری و یادگیری دارند. مثلا رویکرد وظیفهگرایانه یا فایدهگرایانه منجر به تصمیمات متفاوتی میشوند.
1️⃣معمای پل عابر: شما روی پلی که بر خطآهن کشیده شده ایستادهاید. ناگهان مشاهده میکنید قطاری که کنترل آن از دست رفته به سمت پنج نفر که در مسیر قرار دارند با شتاب در حرکت است در کنار شما کارگر راهآهن با یک کوله بزرگ قرار دارد (شکل ۱). تنها راهی که برای نجات جان افراد وجود دارد آن است که این مرد را از روی پل هل دهید و جلوی قطار بیندازید. مرد خواهد مرد، اما بدن او قطار را متوقف خواهد کرد و نخواهد گذاشت به آن گروه از انسانها برسد. (شما نمیتوانید خودتان بپرید، چون آن قدر جنس همراه ندارید که وزن زیادی داشته باشد و بتواند قطار را متوقف کند و زمانی هم ندارید که بتوانید کوله آن مرد را بگیرید). اگر ملاحظات قانونی را کنار بگذاریم، آیا شما آن فرد غریبه را به سمت مردن هل خواهید داد؟
🔹اغلب افراد در این شرایط از تفکر اخلاقی که ایمانوئل کانت به آن رویکرد وظیفه گرایانه اطلاق کرده پیروی میکنند و آن فرد را هل نمیدهند. کانت اخلاقی بودن یک اقدام را بر حسب التزام آن اقدام به قواعد و وظایف میسنجد. از منظر کانت انداختن یک فرد از روی پل نقض حقوق او و به همین دلیل کاری غیر اخلاقی است. بیشتر انسانها باور ندارند که هل دادن کسی برای نجات جان پنج نفر دیگر کاری از نظر اخلاقی پذیرفتنی است اگر از آنها پرسیده شود چرا حاضر به هل دادن آن مرد نمیشوند پاسخهای رایج از این قبیل خواهد بود: «این کار جنایت است!» هدف وسیله را توجیه نمیکند!»
2️⃣معمای تراموا: این بار یک تراموا به سمت پنج کارگر راه آهن در حرکت است و اگر به همین ترتیب جلو برود آنها کشته خواهند شد. تنها راه نجات جان این افراد آن است که کلید تغییر مسیر ریل فشار داده تا قطار به مسیر دیگری برود، ولی در این حالت یک فرد دیگر که در آنجا است کشته خواهد شد و جان پنج نفر دیگر نجات خواهد یافت (شکل ۲). اگر دغدغه های قانونی را کنار بگذاریم یکبار دیگر به این پرسش پاسخ دهید که آیا شما کلید تغییر مسیر ریل را خواهید فشرد تا جان پنج نفر را به هزینه جان یک نفر نجات دهید؟
🔹بیشتر افرادی که قبلاً با معمای پل مواجه نشدهاند میگویند در معمای تراموا کلید تغییر مسیر را فشار خواهند داد. آنها این اقدام را با این باور توجیه خواهند کرد که مرگ پنج نفر بدتر از مرگ یک نفر خواهد بود، که نوعی تفکر فایده گرایانه استاندارد است. از منظر فایده گرایان، باید هزینه و فایده هر گزینه را جمع بزنید و گزینه ای را انتخاب کنید که بیشترین خالص هزینه فایده را داشته باشد، که در اینجا نجات جان پنج نفر به هزینه جان یک نفر است.
🔹وقتی افراد در معرض هر دو مسئله قرار میگیرند، برخی به واسطه ناسازگاری مناقشه انگیز تصمیم شان در قبال فشردن کلید (در معمای تراموا) و پرتاب نکردن آن مرد از روی پل (در معمای پل) اذیت میشوند.
[کتاب مدیران و چالشهای تصمیمگیری]
3️⃣ نحوه مواجهه و برخورد سیاستمدار با اعتراضات دانشجویی دور و نزدیک خود نیز در همین بافتار (context) قابل بررسی است. برای اتفاقات نزدیک فایدهگرا میشود و آزادی و حتی جان فرد جوان و نوجوان را برای منفعتی بزرگتر بیارزش میداند. اما برای مسئلهای مشابه در دوردست وظیفهگرایی را برمیگزیند و منفعتگرایی را تقبیح میکند. گاهی باید اذیت شد تا بیشتر آموخت.
فرزاد دهقانیان
چهاردهم اردیبهشت ۱۴۰۳
.
@systemdiary
Post #172
1.45K