۳. قدرت حقوقی در برابر تبعیت حقوقی
قدرت حقوقی به توانایی شخص برای ایجاد تغییر در وضعیت حقوقی مربوط میشود.
فرض کنیم الف مالک مالی است و اختیار دارد آن را به ب هبه کند. با تحقق هبه، رابطهٔ حقوقی موجود تغییر میکند و مالکیت مال به ب منتقل میشود. الف اینجا چیزی را از ب مطالبه نمیکند. او از قدرت حقوقیای برخوردار است که به وسیلهٔ آن میتواند وضعیت موجود را دگرگون کند.
همین ساختار را میتوان در ابراء دین، فسخ قرارداد -در مواردی که حق فسخ وجود دارد- وصیت و بسیاری از اعمال حقوقی دیگر دید. شخصی با انجام عملی حقوقی میتواند رابطهای را ایجاد، تغییر یا پایان دهد. قدرت حقوقی از این جهت با حق ادعا تفاوت دارد. صاحب حق ادعا، انجام یا ترک عملی را از دیگری مطالبه میکند، اما صاحب قدرت حقوقی میتواند با اعمال خود وضعیت حقوقی موجود را تغییر دهد.
هوفلد وضعیت طرف مقابل را liability مینامد. این اصطلاح در نظریهٔ او معنای رایج «مسئولیت» ندارد. شخص در وضعیت liability قرار دارد، زیرا در معرض تغییری حقوقی است که شخص صاحب قدرت میتواند با اعمال قدرت خود ایجاد کند. از این رو «تبعیت حقوقی» یا «در معرض تغییر حقوقی قرار داشتن» برای بیان این مفهوم مناسبتر است.
بدین ترتیب قدرت حقوقی یک رابطهٔ مرتبهٔ دوم محسوب میشود. شخص با اعمال قدرت خود میتواند روابط حقوقی دیگری -مانند حق و تکلیف- را ایجاد یا تغییر دهد. مثلاً انعقاد قرارداد میتواند میان طرفین حقوق و تکالیف جدیدی ایجاد کند. خودِ اختیار انعقاد قرارداد قدرتی حقوقی است و روابطی که قرارداد ایجاد میکند در مرتبهٔ دیگری قرار میگیرند.
۴. مصونیت در برابر ناتوانی حقوقی
مصونیت هنگامی مطرح میشود که شخص در برابر قدرت حقوقی شخص دیگری قرار نداشته باشد. اگر الف نسبت به وضعیت حقوقی معیّنی مصون باشد، ب قدرت لازم برای تغییر آن وضعیت را ندارد.
فرض کنیم قانون اساسی تغییر یا سلب حق معیّنی را از اختیار قانونگذار خارج کرده باشد. در این صورت شهروند نسبت به آن وضعیت از مصونیت برخوردار است و قانونگذار در برابر او ناتوانی حقوقی دارد. قانونگذار ممکن است در بسیاری از حوزهها دارای قدرت وضع یا تغییر قواعد حقوقی باشد، اما نسبت به موضوعی که از حوزهٔ قدرت او خارج شده چنین اختیاری ندارد.
مصونیت را باید در برابر قدرت دانست. در رابطهٔ قدرت و تبعیت، شخصی میتواند وضعیت حقوقی شخص دیگر را تغییر دهد و طرف مقابل در معرض این تغییر قرار دارد. در رابطهٔ مصونیت و ناتوانی حقوقی، چنین قدرتی وجود ندارد. شخصی که از مصونیت برخوردار است، در برابر قدرت حقوقی مشخصی حمایت میشود و طرف مقابل اختیار لازم برای تغییر وضعیت او را ندارد.
چهار رابطهٔ بنیادی هوفلد را میتوان چنین خلاصه کرد:
Post #50860
1.19K
دوزخ امّا سرد چهار رابطهٔ بنیادی حقوقی در نظریهٔ هوفلد در آغاز سدهٔ بیستم، وسلی نیوکام هوفلد به تأمل بر یکی از بنیادیترین تعابیر زبان حقوقی، یعنی «حق» پرداخت؛ واژهای بسی پُربسامد و در عین حال با تکثری شگفتانگیز از معناها. ما گاه از حق به معنای استحقاق شخص در برابر دیگری…
