👆
امروز شنبه ۱۸ مهر در جوار مرقد منور رضوی توفیق یافتم در جمع همکاران فرهیخته خودم(استادان دانشگاه فرهنگیان مشهد )حضور پیدا کنم و به اتفاق، در قلمرو مشترک رفاه و سلامت اجتماعی و نظام تعلیم و تربیت هم اندیشی کنیم.
سال گذشته هم با ریاست دانشگاه فرهنگیان کشور تفاهم نامه همکاری امضا کردیم؛ این دو بهانه ای شد تا دوباره و باتوجه به مسؤلیتم در سازمان بهزیستی و نیز عضویتم در هیات علمی این دانشگاه، مرور مجدد بر قلمرو مشترک همکاری این دو نهاد مهم داشته باشم و آنها را در قالب یادداشت پیش رو، تقدیم کنم.
▫️آموزش و پرورش و رفاه و سلامت اجتماعی دو رکن رکین در تکوین و ارتقای سرمایه اجتماعی و شالوده توسعه پایدار، متوازن و همهجانبه بهشمار میروند.
نقطه تلاقی این دو کهکشان مأموریتی، دقیقاً همان نقطهای است که "معلم" بعنوان معمار هویت و شخصیت نسل آینده، با"جامعه"به مثابه بستری سرشار از فرصتها، تنوع نیازها، رنجها و چالشهای زیستی پیوند میخورد.
*سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، غایت نظام تعلیم و تربیت رسمی را تکوین و تعالی هویت مربیان در افق حیات طیبه و دستیابی به "تربیت تمامساحتی" قرار داده است؛* تربیتی متوازن و جامع که هرگز محصور در ساحت علمی و فناورانه نمانده، بلکه ساحتهای زیستی و بدنی، اخلاقی و عبادی، زیباییشناختی و هنری و بویژه ساحت اجتماعی و سیاسی را در کانون توجه مینشاند.
پرسش بنیادین این است: آیا معلم میتواند ساحت اجتماعی، دردمندی و حس مسئولیت شناسی را در جان دانشآموز بارور سازد؟
بیتردید پاسخ منفی است، مگر آنکه خود در دوران دانشجویی، مهارتآموزی و آمادگی حرفهای را در بطن واقعیتهای اجتماعی زیسته باشد و دردها، رنجها، نیازها و ظرفیتهای پنهان اقشار کم برخوردار، معلولان و گروههای در معرض آسیب را از نزدیک لمس کرده باشد.
افزون بر این، در منظومه فکری سند تحول بنیادین، مدرسه کانون تحولات فرهنگی و اجتماعی محله تعریف شده است؛ افقی راهبردی که تحقق آن مستلزم دگرگونی در روابط سنتی نهاد تعلیم با محیط پیرامون و عینیت بخشی به نظریه *"مدرسه جامعهای و جامعه مدرسهای"* (و پیوند مدرسه محلهای و محله مدرسهای) است.
در این پارادایم، _دیوارهای مدرسه فرو میریزد؛ مدرسه پیشران گرهگشایی از مسائل زیستبوم محلی میشود و محله نیز به کلاس درسی زنده و پویا تبدیل می شود._
همافزایی راهبردی سازمان بهزیستی کشور و دانشگاه فرهنگیان، مهمترین گام عملیاتی برای تحقق عینی این آموزه بلند سند تحول است.
*دانشگاه فرهنگیان به عنوان کانون ثقل تربیت معلمان آینده و سازمان بهزیستی کشور به عنوان بزرگترین نهاد متولی سلامت اجتماعی، رفاه توانمندساز و حمایت از گروههای هدف، میتوانند در قالب یک همافزایی همهجانبه، افقهای نوینی را در ۹ قلمرو تحولآفرین به شرح زیر رقم بزنند:
۱. نظریه یادگیری خدمتمحور، شبکه داوطلبان و الگوی نوین "بانک زمان."
در ادبیات جهانی آموزش عالی، الگوی یادگیری خدمت محور پیوندی ارگانیک و دوسویه میان یادگیری آکادمیک و خدمترسانی داوطلبانه به جامعه برقرار میکند.
دانشگاه فرهنگیان با ایجاد _«شبکه داوطلبان خدمت»_ میتواند _بستری ساختارمند فراهم کند تا دانشجویان و اساتید در حوزههای حمایتی، آموزشی، مشاورهای و توان بخشی مددجویان بهزیستی مشارکت نمایند؛ از جبران افت تحصیلی و هدایت تحصیلی فرزندان خانههای شبانهروزی (شبهخانواده) تا توانمندسازی مهارتی زنان سرپرست خانوار._
در این میان، استقرار سازوکار نوآورانه "بانک زمان" یک ضرورت زیرساختی است.
*بر پایه این مدل،* _ساعتهای خدمات داوطلبانه معلمان و دانشجومعلمان در سامانههای رسمی ثبت میشود؛ خدماتی که علاوه بر تولید سرمایه اجتماعی و افزایش منزلت اخلاقی حرفه معلمی، در قالب امتیازات معتبر در رتبهبندی معلمان، ارتقای علمی اساتید و شناسنامه فرهنگی دانشجویان لحاظ خواهد شد._
این جریان، حس عدالت و بازتولید خیر همگانی را در وجدان عمومی جامعه نهادینه میکند.
۲. پیوند نسلی"طرح سلام"و اقتصاد نقرهای در مواجهه با سالمندی.
جامعه ایران با شتابی فزاینده به سوی هرم جمعیتی سالمندی گام برمیدارد. "طرح سلام"با هدف بازآفرینی کرامت، تکریم جایگاه و بهرهگیری از توانمندیهای سالمندان طراحی شده است.
استادان و دانشجومعلمان میتوانند با حضور مداوم و هدفمند در مراکز روزانه و شبانهروزی سالمندان، علاوه بر انتقال تجربه زیسته و ارتقای بهداشت روان این عزیزان، درک عمیقی از مفهوم "اقتصاد نقرهای" و مقتضیات سالمندی فعال به دست آورند.*
همنشینی معلمان فردا با این گنجینههای خرد و تجربه، شکاف عمیق بین نسلی را ترمیم می کند و ...
Post #6748
138
پیام های علمی دانشگاه Photo