نظریه شاید نامحبوب:
کلیه فرآیندهای تاریخی رو در نگاه کلان میشه وارد زندگی شخصی خودمون کرد. به فرض مثال با ارجاع به کتاب خدایگان و بنده از هگل، تو مقدمه بحثی پیش میاد که کانت اون رو مطرح میکنه و اون هم جدال بیپایان عقل با خواسته های نفسانی هست؛ در کل رویکرد کانت چه در فلسفه ابداعی خودش( فلسفه نقدی) چه در فلسفه اخلاق رویکردی هست که بر انسان نوعی تمرکز داره و بحثی رو به بیرون و جامعه ارجاع نمیده. از اون طرف ما هگل رو داریم که بحث جدال طبقات رعیت و اربابان رو در طول فرآیند تاریخ انسان مطرح میکنه و اینجاست که بحث جالب میشه؛ هگل به اندازه کانت از بحث های مرتبط با انسان نوعی خوشش نمیومد ولی این ایده رو مطرح کرد که جدال عقل با نفس در زندگی یک انسان هم تراز و هم ارز با جدال بنده با ارباب خود در طول تاریخ جوامع هست و اینجاست که مطالعه کلیت فرآیند و سازوکار تاریخ رو میشه به زندگی خصوصی تعمیم داد و درس گرفت و استفاده کرد ازش
امیدوارم مطلب به اندازه کافی واضح بیان شده باشه .
Post #878
301
Hiraeth وقتی به شاخه های درخت نگاه میکنی چی میبینی؟ اول جوانههایی رو میبینی بعد جوانه جاش رو به شکوفه ها میده، بعد شکوفه ها کم کم میرن و درخت شروع میکنه به میوه دادن. در نگاه اول انگار نوعی از کثرت رو داری مشاهده میکنی، جایی که در نگاه اول بنظر میاد هر سوژه ای داره…
- ❤ 4