وقتی به شاخه های درخت نگاه میکنی چی میبینی؟ اول جوانههایی رو میبینی بعد جوانه جاش رو به شکوفه ها میده، بعد شکوفه ها کم کم میرن و درخت شروع میکنه به میوه دادن. در نگاه اول انگار نوعی از کثرت رو داری مشاهده میکنی، جایی که در نگاه اول بنظر میاد هر سوژه ای داره سوژه قبلیش رو نقض میکنه و سوژه بعدی هم اون قبلی رو تا اینکه به یه حد نهایی برسه؛ اما در نگاه کلان یکجور هماهنگی و وحدت میشه دید؛ جایی که میشه گفت هیچ سوژه ای در حال نقض دیگری نیست بلکه هر سوژه جزیی از یک سیستم یکپارچه و کاملا هماهنگ هست. اینجا جایی هست که کانت از ساختارهای ذهنی برای تجربه جهان پیرامون صحبت میکنه و مطرح میکنه تشخیص همچین فرآیند و نگاه کلانی، قبلش به ساختار و نظم ذهن برمیگرده که انسان فردی میتونه همچین نگاهی از خودش ارائه بده.
و جلوتر، ما بینش هگل رو داریم که فرآیند های تحول رو از ذهن خودآگاه به بیرون و تاریخ تعمیم میده و تحول بشر رو در سیر گذر زمان به همین شکوفه های درخت تشبیه میکنه ...
Post #822
442
- ❤ 11