عَنْ حَمْزَةَ بْنِ عِمْرَانَ قَالَ: قَدِمْتُ الْمَدِينَةَ بِجَوَارٍ لِي وَ كُنْتُ أُدْخِلُهُنَّ الْبَيْتَ وَ أُغْلِقُ عَلَيْهِنَّ الْبَابَ إِذَا خَرَجْتُ فِي حَوَائِجِي فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فَأَخْبَرْتُهُ الْخَبَرَ فَقَالَ وَ يُشَارُّ الرَّجُلُ عَلَى مَا لَا يَرَى أَمَا إِنَّهُنَّ إِنْ يَظْلِمْنَكَ فِي أَنْفُسِهِنَّ خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ تَظْلِمَهُنَّ.📘مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص۲۳۷
▪️ترجمه:
از حمزة بن حمران روایت شده است که گفت: به همراه کنیزانم به مدینه آمدم و هر گاه به دنبال کارهایم بیرون میرفتم، [از روی بدگمانی] آنها را وارد اتاقی میکردم و در را بر آنها قفل میکردم. خدمت امام صادق (ع) رسیدم و ماجرا را برای او گفتم. فرمود: آیا انسان به خاطر چیزی که نمیبیند [یعنی گناهی که ندیده]، دشمنی میکند و آزار میدهد؟ بدان که اگر کنیزانت درباره خودشان به تو ظلم کنند، بهتر از آن است که تو به آنها ظلم کنی.✍ توضیحات:
۱. حمزة بن عمران ظاهراً تصحیف حمزة بن حمران است.
۲. طبرسی این حدیث را از محاسن برقی نقل کرده؛ ولی سند برقی تا حمزة بن حمران را حذف کرده و در نتیجه طریق حدیث معلوم نیست.
۳. درباره بستن در به روی کنیزان، روایاتِ ظاهراً معارضی نیز وجود دارد (مشکاة الأنوار، ص۲۳۶؛ الکافی، ج۸، ص۳۹۲) که میتواند ناظر به شرایط متفاوتی باشد.
۴. در پایان حدیث، قاعده اخلاقی مهمی بیان شده که البته عقلی و وجدانی است و میتواند به مثابه یک قاضی و مرشد درونی در برخی دوراهیهای زندگی، تکلیف ما را مشخص کند. هر چند التزام به آن همیشه آسان نیست و نیازمند یاری و توفیق خدا است.
#حدیث
@Alasar_1