TGViewer
Channel Public Channel
Soheil_Arabii

Soheil_Arabii

@soheil_arabiii645

سهیل عربی
Subscribers
77
Photos
213
Videos
13
Links
32
Recent Posts 18 shown
Post #383 67
سرکوب_روانی_در_ایران_کتاب.pdf12.1 MB
سرکوب روانی در ایران

تحلیل آنارشیستی سرکوب فرهنگی و روانی
#سهیل_عربی _ #دانیال_دبیری



بخش اول
#هژمونی فرهنگی چیست؟
۱
بخش دوم
بررسی #سرکوب_روانی
۳
بخش سوم
مُسَکِن ها
۵
بخش چهارم
#ماکیاولی و دولت مدرن
۸
بخش پنجم
#مارکسیسم و لمپن پرولتاریا
۱۲
بخش ششم
#گرامشی و شهریار جدید
۱۶
بخش هفتم
#مهاجران و سرکوب روانی
۲۰
بخش هشتم
#آنارشی و جهان رنگی
  • ❤ 5
  • 👍 2
  • 🤝 1
Post #382 279
از نیمه شب تا اذان صبح صدای نعره های سربازهای روی برجک در زندان شنیده می شود،
هر بار که دژبان از نزدیک برجکی عبور می کند سرباز روی برجک موظف است که با بلند ترین صدای خود نعره بکشد تا به مافوق خود ثابت کند در برجک نخوابیده و اگر صدایش شنیده نشود گزارشِ" خواب بود" علیه او نوشته می شود که چند روز بازداشت و محرومیت از مرخصی برایش در پی دارد.

سرباز صفر هجده ساله پس از دوسال خدمت در زندان ، شاهد اعدام و شکنجه چندین انسان خواهد بود ، انسانهایی از فقیر ترین اقشار جامعه_ که یا قربانی اوضاعند و یا در اعتراض به بی عدالتی ها در بند و تحت شکنجه اند.

...
هزاران زندانی وحتی زندانبانان و سربازان در چنین فضای فجیعی محبوسند و هر روز شاهد اعدام و شکنجه ها _ همه این فجایع برای در قدرت ماندن یک اقلیت بوده است و عواقب این شکنجه ها و اعدامها برای تمام جامعه و حتی نسل های بعد ...
  • 💔 10
  • ❤ 1
  • 🔥 1
  • 🕊 1
Post #381 247
ایستگاه اتوبوس میدان انقلاب، ساعت یک شب،چند متر فاصله دارد با محل تجمع کسانی که تا صبح دور میدان فریاد می زنند :
حیدر حیدر
آمریکا در به در شد.
از ساعت دوازده شب به بعد از بلوار کشاورز تا میدان راه آهن _ به ندرت نیمکتی می بینی که کسی روی آن نخوابیده باشد.
آنها که نیمکت پیدا می کنند البته از خوش شانس ها هستند؛
از هر پیاده رو که عبور کنی
چند نفر روی زمین خوابیده اند.
  • 💔 9
  • 😢 3
  • 🔥 2
  • ❤ 1
  • 😁 1
  • 🕊 1
Post #377 856
حسن بلال‌ها رو باد می‌زد. انگار می‌خواست آتش سینه‌ش رو با همون باد بفرسته تو صورت پسری که تو ۲۰۷ نشسته بود.تقریبا همسن خودش‌؛لباس‌های تمیز، موهای بافته، ناخن‌هایی با لاک‌مشکی، حلقه‌ای که از پره‌ی دماغش رد شده بود. حسن نگاه کرد و برای لحظه‌ای حس کرد جاش باید اونجا باشه؛ تو ماشین گرم، دور از باد جاده، دور از اینکه هر شب ببینه ننه‌باباش یه تیکه دیگه از وسایل خونه رو برای مواد فروختن.
آرشام از پشت شیشه به حسن نگاه می‌کرد. دستش رو برد سمت سینی و ناخن‌های مشکی‌ش رو برای لحظه‌ای جمع کرد، انگار می‌خواست چیزی رو پنهان کنه. تو سرش فقط یه جمله می‌چرخید: کاش منم مثل این بودم. کاش دردم فقط سرما و بی‌پولی بود. کاش هر شب مجبور نبودم صدای در اتاق مامان رو بشنوم و بعد مردای مختلف رو ببینم که دارن می‌رن.

سینی رد و بدل شد. حسن دستش کمی لرزید. چند ثانیه به لاک مشکی خیره موند. سؤال‌ها مثل همیشه اومدن، ولی این‌بار صداشون آروم‌تر بود:
چرا؟
چرا یه پسر این‌جوری؟

آرشام گوشت و شیر و هر چی که مال حیوونا می دونه نمی خوره ، در کل فقط با چیزایی مثل بلال، سویا و البته بهمن دولی و اسپرسو زنده است...

این ۲۰۷ مال صاحبکار مامانشه ، یه جورایی می فرستنش دنبال نخود سیاه که خونه نباشه، دیگه ۱۸ سالش شده ...

حسن همچنان بلال‌ها رو باد می زد. باد سرد اومد تو صورتش و بوی ذرت سوخته قاطی شد با بوی بنزین. هنوز سؤال‌ها بودن، ولی دیگه جوابی براشون نمی‌خواست.چون مسئله اصلیش زهرا است، خواهر خردسالش که پناهی جز حسن نداره ...


حالا تو یه آپارتمان نقلی سمت پونک، مامان آرشام جلوی آینه نشسته . رژ لب می‌کشه . پروتز گونه رو با انگشت جابه‌جا می‌کنه. تو چشم‌هاش خستگی و تو دلش میل به بالا آوردن رو زندگیش، ولی لبخندش هنوز سر جاشه ؛ همون لبخند مصنوعی که صاحب‌کار دوست داره ببینه.

تو سرش فقط یه چیز می‌چرخه: پسرش ترک تحصیل کرده و هر کاریش می کنه حاضر نیست ادامه بده _ این یعنی اینهمه سال جون کندن ، ظاهرا منشی شرکت و پنهانی انواع خدمات به صاحبکار دادن ...کشک!

یه لحظه دستش ایستاد. به عکس قدیمی روی دیوار نگاه کرد؛ خودش و آرشام، سال‌ها پیش، وقتی هنوز فکر می‌کرد می‌تونه با درس خوندن پسرش از این چرخه دربیاد. بعد دوباره به آینه برگشت. رژ رو صاف کرد. موهاش رو مرتب کرد. انگار داره خودش رو برای یه نقش دیگه آماده می‌کنه. نقشی که دیگه نمی‌دونست مال کیه.

نیمه شب ...

حسن هنوز کنار جاده بود. بلال‌های باقی‌مونده رو جمع می‌کرد. باد سردتر شده بود. به انگشتای خودش نگاه کرد؛ پوست ترک‌خورده، ناخن‌های شکسته، بدون هیچ رنگی.

آرشام برگشت تو تاریکی اتاقش، دراز کشیده بود و با انگشت، لاک مشکی یکی از ناخن‌هاش رو می‌کند. آروم، تکه‌تکه. انگار می‌خواست ببینه زیرش چی هست.

و مامانش، چند متر آن‌طرف‌تر، هنوز جلوی آینه بود. این‌بار دیگه رژ نمی‌کشید. فقط نگاه می‌کرد به زنی که دیگه نمی‌شناختش.
دراز کشید و گفت : بازم خدا رو شکر ۵۰۰ تومنی که صاحبخونه گفت باید بزارم رو پول پیش جور شد ، پول پیش یک ملیاردی رسید به یک و نیم ، اجاره ۱۵ تومنی که باید بشه ۲۵ هم جور میشه ...
آره
جور میشه....



____
از #کتاب #لعنت_آباد
✍
#سهیل_عربی
  • ❤ 12
  • 😢 4
  • 🕊 1
Post #376 434
Post #375 1K
در ایران امروز و به‌ویژه در شرایط جنگی که فشار نهادهای موسوم به امنیتی بر دادخواهان چند برابر تشدید شده، کار وکلا نیز به‌مراتب دشوارتر گردیده است. وکلا از چند سو با تهدید، فشار، کارشکنی، عدم اجرای قوانین و نقض حقوق متهم و وکیل مواجه‌اند.
این واقعیت تلخ را باید بپذیریم که با توجه به وضعیت موجود و افزایش چشمگیر تعداد بازداشت‌شدگان در اعتراضات، تعداد وکلای مدافع واجد شرایط بسیار محدود است. وکیل مدافعی که هم از وجدان حرفه‌ای و شرافت برخوردار باشد، هم شهامت پذیرش پرونده‌های سیاسی و دادخواهی را داشته باشد و هم توان تسهیل روند دادرسی و کارگشایی مؤثر در پرونده را دارا باشد.
ما به‌عنوان اعضای جامعه موظفیم ضمن دفاع از حقوق اساسی تمامی افراد تحت شکنجه و تلاش برای نجات آنان، از وکلای شریف و فداکار نیز حمایت کنیم.
#حقوق_بشر #دادخواهی #دادخواهان_دربند
  • ❤ 5
  • 💔 2
  • 👍 1
  • 🤝 1
Post #374 123
Soheil_Arabii علیهِ عادی‌شدن فاجعه آسیب‌شناسی و راهکارهای مقابله با لَمس‌شدگی روانی ویراست اول:۱/۲ https://t.me/soheil_Arabiii645/369 سهیل عربی پیشگفتار وقتی درد و رنج از حد می‌گذرد و فجایع بارها تکرار می‌شود، واکنش‌ها رفته‌رفته کمتر می‌شود و به‌تدریج همه‌چیز عادی…
۲/۲👆


ضربه‌ی ثانویه یا ترومای ثانویه هم بخشی از عوارض «اختلال استرس پس از سانحه» است که در آن احساسات مثبت و منفی هر دو کاهش می‌یابد: آسیب دیدن روان فرد صرفاً از طریق شنیدن یا دیدن ترومای دیگران و نیز بروز علائمی شبیه به قربانیان مستقیم فاجعه، از جمله بی‌تفاوتی ظاهری.
 
۲. دیدگاه علوم اجتماعی
اگر ارقام اختلاس‌ها هر بار چند برابر می‌شوند، اما نه واکنشی در مردم برمی‌انگیزند و نه اقدامی در مقامات، می‌توان گفت که سیاستی رسانه‌ای در کار است که از یکو سو می‌خواهد که فسادها را «کش ندهید» و از سوی دیگر، از اینکه صفرهای غیرقابل شمارش اختلاس‌های «نجومی» برای مردم بی‌معنی شده‌اند، رضایت ضمنی دارد. تعداد اعدام‌ها و کشتارها هم - همچون تعداد فوت‌شدگان در اثر کرونا - تنها عددهایی می‌شوند که می‌توان با حذف آمارهای منظم ثبت احوال و... پنهان‌سازی کرد. برخی از این ابزارها را می‌توان از منظر علوم ارتباطات و جامعه‌شناسی چنین برشمرد:
- عادی‌سازی انحراف (Normalization of Deviance)
آنچه زمانی غیرقابل‌قبول بود، با تکرار و نبود پیامد اجتماعی جدی، به هنجار تبدیل می‌شود. مرزهای اخلاقی جابه‌جا می‌گردند.
- اشباع رسانه‌ای و رقابت توجه
جریان مداوم خبرهای فاجعه‌بار توجه را تکه‌تکه می‌کند. هر فاجعه‌ی جدید، قبلی را به حاشیه می‌راند و هیچ‌کدام در حافظه‌ی جمعی ماندگار نمی‌شود.
- فشار اقتصادی و اولویت بقا
وقتی بخش بزرگی از جامعه درگیر تأمین نان، اجاره و درمان است، ظرفیت روانی برای واکنش به رنج دیگران کاهش می‌یابد.
- گسست همبستگی و اتمیزه‌شدن
تضعیف شبکه‌های اجتماعی و اعتماد متقابل، احساس تنهایی را تقویت می‌کند و مسئولیت جمعی کمرنگ می‌شود.
این عوامل چرخه‌ای ایجاد می‌کنند:
تکرار فاجعه ← کاهش واکنش ← کاهش هزینه‌ی بی‌عدالتی ← تکرار بیشتر فاجعه.
 
ب. راهکارها: چگونه با عادی‌شدن فجایع مقابله کنیم؟
برای مقابله با عادی‌شدن – یا اراده‌ی عادی‌سازی از بالا - فجایع انسانی می‌توان راهکارهایی را مطرح ساخت:
۱. بازگرداندن چهره به آمار
به‌جای گفتن «چند نفر اعدام شدند»، روایت های مشخص را بگوییم: نام، سن، آخرین کلمات، خانواده. پژوهش‌ها نشان می‌دهد همدلی با «یک نفر» بسیار قوی‌تر از آمار بزرگ است. (اثر تکینگی) روایت‌های انسانی کوتاه و قابل‌اشتراک، مرگ را دوباره شخصی می‌کنند.
۲. ایجاد وقفه‌های آگاهانه و تمرکز
به‌جای مصرف مداوم خبر، فضاهای تأمل جمعی بسازیم: جلسات خواندن روایت، یادبودهای منظم، کمپین‌های متمرکز روی یک پرونده در بازه‌ی زمانی مشخص. تمرکز مؤثرتر از پراکندگی است.
۳. تقویت همبستگی ملموس و روزمره
حمایت نباید فقط اعلامیه باشد. تماس با خانواده‌ها، پیگیری وضعیت پزشکی و حقوقی، کمک‌های کوچک اما مستمر، و شبکه‌های محلی پایدار، حس عاملیت را بازمی‌گرداند.
۴. مراقبت مستمر از کنشگران دادخواه
خستگی شفقت واقعی است. فضاهای حمایتی (گروه‌های گفت‌وگو، تقسیم مسئولیت، استراحت جمعی) مانع فرسودگی کامل می‌شود.
۵. ترکیب روایت با مطالبه مشخص
هر روایت باید به خواسته‌ای روشن گره بخورد: لغو اعدام فرد مشخص، دسترسی به پزشک، آزادی، یا تحقیق مستقل. مطالبه‌ی مشخص امید و امکان پیگیری ایجاد می‌کند.
۶. بازسازی فرهنگ مسئولیت جمعی
تأکید مداوم بر این‌که عادی‌سازی فاجعه خود بخشی از فاجعه است. سکوت هزینه‌ی سرکوب را پایین می‌آورد. زنده نگه داشتن حساسیت، عمل سیاسی و اخلاقی است.
 
نتیجه‌گیری
جامعه‌ای که به فجایع واکنش درخور نشان نمی‌دهد، به‌تدریج حق حیات و کرامت را از دست می‌دهد. کرختی روانی مکانیسم دفاعی است، اما اگر ناآگاهانه ادامه یابد، به همزیستی با بی‌عدالتی تبدیل می‌شود. با بازگرداندن چهره‌ها به‌جای عددها، حمایت پایدار به‌جای موج‌های کوتاه، و مراقبت از خود و یکدیگر، می‌توان دوباره حس کرد، خشمگین شد و عمل کرد.
درد از حد گذشته، اما هنوز می‌توان مانع عادی شدنش شد..


https://t.me/soheil_Arabiii645/369
Telegram Soheil_Arabii وقتی درد و رنج از حد می‌گذرد و فجایع بارها تکرار می‌شود، واکنش‌ها رفته رفته کمتر می‌شود و به تدریج همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد. اخبار اعدام و شکنجه ها که هر روز فجیع تر و بیشتر می شود، آمار اختلاس و فساد سیستمی، افزایش آمار خودکشی و ترک تحصیل ، مرگ کارگران…
  • ❤ 3
  • 👍 2
  • 🕊 2
  • 🙏 1
Post #373 98
Soheil_Arabii علیهِ عادی‌شدن فاجعه.pdf
علیهِ عادی‌شدن فاجعه
آسیب‌شناسی و راهکارهای مقابله با لَمس‌شدگی روانی
 
ویراست اول:۱/۲

https://t.me/soheil_Arabiii645/369
 سهیل عربی
 
پیشگفتار
وقتی درد و رنج از حد می‌گذرد و فجایع بارها تکرار می‌شود، واکنش‌ها رفته‌رفته کمتر می‌شود و به‌تدریج همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد. سال‌ها پیش خبر اختلاس سه‌هزار میلیارد تومانی موجی از اعتراض برانگیخت؛ امروز اختلاس‌ها و فسادهای به‌مراتب بزرگ‌تر (با ارقام ده‌ها و صدها هزار میلیارد تومان) کمتر تکان ایجاد می‌کند و تقریباً عادی شده‌اند. پیش‌تر اعدام یا شکنجه دادخواهان با واکنش‌های گسترده روبه‌رو می‌شد؛ سال ۲۰۲۵ طبق گزارش‌های مستند، دست‌کم ۱۶۳۹ نفر اعدام شدند (افزایش ۶۸ درصدی نسبت به ۹۷۵ مورد سال ۲۰۲۴) و این رقم بالاترین میزان ثبت‌شده از سال ۱۹۸۹ است. میانگین روزانه بیش از چهار اعدام در برخی دوره‌ها گزارش شده است.
افزون بر این، مرگ کارگران بر اثر نبود ایمنی محیط کار سالانه به صدها تا بیش از دوهزار مورد می‌رسد. (بر اساس گزارش‌های پزشکی قانونی و نهادهای حقوق بشری، در بازه‌های یک‌ساله‌ی اخیر ارقام حدود ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر و بالاتر ثبت شده است.) آمار خودکشی نیز روند صعودی داشته و نرخ رسمی حدود ۷ در هر ۱۰۰هزار نفر گزارش شده، درحالی‌که اقدام به خودکشی بسیار بالاتر است و بسیاری از موارد کمتر ثبت می‌شوند. زباله‌گردی، فروش کلیه و کبد، فروش موهای زنان، افزایش تن‌فروشی و طلاق، و صدها فاجعه‌ی دیگر هر روز تکرار می‌شود و واکنش‌ها کم‌رنگ‌تر می‌گردد. جامعه به‌تدریج لمس‌شده به نظر می‌رسد. اما این وضعیت تصادفی نیست؛ محصول سازوکارهای روانی و اجتماعی مشخصی است.
 
الف. آسیب‌شناسی: چرا فجایع عادی می‌شوند؟
موضوع بی‌تفاوتی به فجایع روزمره را می‌توان هم از نظر فردی و روان‌شناختی بررسی کرد و هم جمعی و از منظر علوم اجتماعی.
۱. دیدگاه روانشناختی
واکنش نشان ندادن یا بی‌حس شدن در برابر رنج‌ها و فجایع مکرر، سازوکار دفاعی روانی است که در روان‌شناسی با اصطلاحات مختلفی تبیین می‌شود. چرا که وقتی ذهن در معرض حجم زیادی از تروما قرار می‌گیرد، برای بقا و جلوگیری از فروپاشی روانی، احساسات خود را خاموش می‌کند.
- لَمس‌شدگی (کرختی) روانی (Psychic Numbing)
لَمس‌شدگی روانی، کرختی روانی یا بی‌حسی عاطفی (Emotional Numbing) اصطلاحی است که رابرت جی لیفتون (Robert Jay Lifton)، روان‌پزشک، مطرح کرد. وقتی مقیاس فاجعه از ظرفیت درک فردی فراتر می‌رود (اعدام‌های روزانه، فقر گسترده، جنگ)، ذهن به‌جای درگیر شدن عاطفی، خاموش می‌شود. این مکانیسم دفاعی برای محافظت از سیستم عصبی در برابر استرس شدید است که قفل شدن ناگهانی احساسات مثبت و منفی برای جلوگیری از رنج بیشتر را در بر می‌گیرد. این وضعیت، از نشانه‌های شایع «اختلال اضطراب پس از سانحه» (PTSD) نیز هست.
لیفتون این مفهوم را ابتدا در بازماندگان هیروشیما مشاهده کرد و سپس به تهدیدهای جمعی و فجایع تکراری تعمیم داد.
در مواجهه با فجایعی نظیر آنچه امروز در ایران می‌بینیم، می‌توان گفت که عددها جایگزین چهره‌ها می‌گردند و رنج به «آمار» تقلیل می‌یابد.
- حساسیت‌زدایی (Desensitization)
حساسیت‌زدایی نظام‌مند حاصل عادی‌شدن تدریجی محرکی وحشتناک به‌دلیل تکرار زیاد؛ از بین رفتن شوک اولیه‌ی ناشی از دیدن تصاویر یا اخبار فاجعه؛ و تبدیل شدن امر فاجعه‌بار به رویدادی روزمره در ذهن است.
ذهن انسان ظرفیت محدودی برای تحمل محرک‌های دردناک دارد. تکرار مداوم اخبار اعدام، فقر و خشونت، واکنش عاطفی را کاهش می‌دهد و شوک اولیه به «اطلاعات روزمره» تبدیل می‌شود.
- خستگی شفقت (Compassion Fatigue)
خستگی یا فرسودگی شفقت حاصل کاهش توانایی همدلی به‌دلیل مواجهه مداوم با رنج دیگران و نیز ایجاد حس خالی شدن روانی و بی‌تفاوتی ناخواسته است.
مواجهه‌ی مداوم با رنج دیگران (خانواده‌های دادخواه، فعالان، شهروندان مصرف‌کننده خبر) باعث فرسودگی عاطفی می‌شود. ظرفیت همدلی ته می‌کشد و فرد برای حفاظت از خود فاصله عاطفی ایجاد می‌کند. مطالعات نشان می‌دهد این پدیده در میان نیروهای امدادی، پرستاران و کسانی که مداوم در معرض تروماهای ثانویه هستند، شیوع بالایی دارد.
- درماندگی آموخته‌شده (Learned Helplessness)
درماندگی آموخته‌شده به‌معنای رسیدن به این باور است که تلاش‌ها یا ابراز ناراحتی‌ها هیچ تغییری ایجاد نمی‌کند. در نتیجه، به دست کشیدن از واکنش عاطفی یا عملی به دلیل نبود کنترل بر شرایط و بروز انفعال شدید و تسلیم شدن در برابر وضعیت موجود می‌‌انجامد.
تکرار تلاش‌های بی‌نتیجه (اعتراض، کمپین، حمایت) این باور را ایجاد می‌کند که راه نجات و برون رفت وجود ندارد. نتیجه، انفعال و کاهش انگیزه واکنش است.
- ضربه‌ی ثانویه (Secondary Traumatization)
👇
Telegram Soheil_Arabii وقتی درد و رنج از حد می‌گذرد و فجایع بارها تکرار می‌شود، واکنش‌ها رفته رفته کمتر می‌شود و به تدریج همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد. اخبار اعدام و شکنجه ها که هر روز فجیع تر و بیشتر می شود، آمار اختلاس و فساد سیستمی، افزایش آمار خودکشی و ترک تحصیل ، مرگ کارگران…
  • ❤ 2
  • 🕊 2
  • 👍 1
Post #372 86
Soheil_Arabii علیهِ عادی‌شدن فاجعه.pdf
خوابام پر از کابوسه ، از خوابیدن می ترسم، وقتی بیدارم هم توان تمرکز کافی روی کارم ندارم. انگار یه جایی گیر کردم بین زندگی و مرگ. نه می‌تونم درست زندگی کنم، نه به دلیل مسئولیتهایی که دارم می تونم به زندگیم پایان بدم ، از همه بدتر که هر چی زور می زنم این اوضاع درست نمیشه، همش سرکوب و اعدام ، فقر و گرفتاری مردم ...

◇بگو ببینم دقیقاً چی میاد سراغت. از کابوس‌ها شروع کن

تا چشمامو می‌بندم می‌رم توی اون سلول سوئیت قزلحصار. همون شب که اکبرپور ( زندانبان) اومد درو باز کرد و گفت: «عرفان کدومتونه؟ بیا بیرون، افسر جانشین کارش داره.»

من و بقیه هم سلولی هام به عرفان خیره شده بودیم، می خواستیم داد بزنیم نبریدش اما مغزمون فراموش کرده بود توان داد زدن هم داریم ، تمام توانش گذاشته بود برای ثبت فریم به فریم لحظات برخواستن و خارج شدن عرفان از سلول...
اون لحظات هر شب تو ذهنم تکرار میشه

فردا نوبت احسان
پس فردا مهرداد


از قزل حصار میام بیرون ، میرم تو تیپ یک زندان تهران بزرگ، سوئیت ۱۱_علیرضا میاد. همون لحظه‌ای که تیزی زدن تو قلبش و هی می‌گفت آب می‌خوام. خیلی تشنه‌م. خون می پاشید ...

یاد سلطانعلی می افتم که امیدوار بود از زندان که آزاد شد برگرده روستاشون تو همدان و کشاورزی کنه
اون غروب که افسرجانشین در سلول باز کرد گفت پیر مرد بیا ببرمت جای بهتر...
و جای بهتر پای چوبه دار بود...

یادِ شهرام که تازه داشت انگلیسی یاد می گرفت

فیروز که تو زندان خوندن نوشتن یاد گرفت

اعدامشون کردن

بابای محمد قبادلو رو می بینم
پتو پبچیده دورش
جلو زندان
تنها و غریب...


.◇: اینا تصاویر فوق‌العاده سنگینی هستن. ذهنت داره مدام برمی‌گرده به موقعیت‌هایی که هیچ کنترلی روشون نداشتی. این واکنش کاملاً قابل درکه. برای شروع می‌تونیم روی تکنیک‌های زمین‌گیر شدن کار کنیم. وقتی تصویر میاد، بیای سراغ حواس پنج‌گانه، نفس عمیق، و برگردوندن خودت به زمان حال. هدف اینه که بتونی کم‌کم فاصله بگیری و زندگی روزمره‌ت رو دوباره راه بندازی.
تو باید به این حالت غلبه کنی تا بتونی کمک کنی به پیشگیری از تکرار این فجایع...


☆:زندگی روزمره؟ دکتر، صبح که پا می‌شم خبر اعدام می‌خونم. می‌رم تو مترو، صدها صورت می‌بینم که حتی یکی‌شون لبخند نداره حتی یک نفر که پریشون و گرفتار نباشه نمی بینم...
همه درگیرن. بعد می‌رم دادگاه ...
خودم محکوم شدم
پنج سال دیگه ...
اما درد خودم دربرابر بقیه هیچه
اونجا مادر و پدرها رو می‌بینم که دارن التماس می‌کنن بچه‌شون اعدام نشه. می‌گن آقای قاضی نوجوان بوده، استوری گذاشته از سر خشم و گرفتاری...
قاضی براش مهم نیست، فقط دستور اربابشُ اجرا می کنه...
.بعد میام بیرون، یکی گونی ضایعاتش رو دوشش و می‌گه پنج روز کار کردم، پول یه کیلو برنج هم نشده...

هر جای شهر بری آگهی فروش کلیه رو در و دیوار هست.
زیر سی سال...
تو می‌گی برگرد به زمان حال. زمان حال پر از همینه دکتر!!!

.◇: من نمی‌گم نادیده بگیری. می‌گم اگه خودت از هم بپاشی، دیگه نمی‌تونی هیچ کاری برای خودت یا بقیه بکنی. مراقبت از خودت، خواب، تغذیه، محدود کردن مواجهه با خبرها، و حرف زدن منظم درباره این خاطرات، کمک می‌کنه توانت حفظ بشه. تو زنده موندی. این خودش مسئولیت میاره. باید بمونی تا بتونی چیزی رو عوض کنی.

☆: زنده موندن الان برام بیشتر از هر چیزی سنگینه. ازش خجالت می‌کشم. رفیقامو جلوی چشمم بردن. قول دادیم به هم. حالا من اینجام و دارم با تو درباره نفس عمیق حرف می‌زنم.نمی‌گم حرفات اشتباهه. برای یه ترومای شخصی شاید جواب بده. ولی این دیگه ترومای شخصی نیست. داره هر روز تکرار می‌شه. اعدام‌ها ادامه داره. فقر داره مردم رو می‌خوره. من دوباره دارم می‌رم زندان.... تکنیک زمین‌گیر شدن تو سلول سوئیت چه کار می‌کنه وقتی نصفه‌شب در باز می‌شه و اسم بعدی رو صدا می‌زنن؟

من همرزم لازم دارم
حال امثال من خوب نمیشه تا وقتی حتی یکی زیر شکنجه یا گرفتار فقر باشه...

تاریخ فقط یک دکتر واقعی داشت، همونکه گفت: تا همه آزاد نشوند هیچ کس آزاد نیست!...
  • ❤ 4
  • 😢 4
  • 💔 1
Post #369 236
Soheil_Arabii حبس در جنگ - سهیل عربی.docx
علیهِ عادی‌شدن فاجعه.pdf94.7 KB
وقتی درد و رنج از حد می‌گذرد و فجایع بارها تکرار می‌شود، واکنش‌ها رفته رفته کمتر می‌شود و به تدریج همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد.
اخبار اعدام و شکنجه ها که هر روز فجیع تر و بیشتر می شود، آمار اختلاس و فساد سیستمی، افزایش آمار خودکشی و ترک تحصیل ، مرگ کارگران به دلیل نبود ایمنی کافی و....
فجایعی که آن قدر تکرار شده که دیگر برای خیلی از افراد جامعه عادی است و ...

این وضعیت تصادفی نیست؛ محصول سازوکارهای روانی و اجتماعی مشخصی است.



• واکنش نشان ندادن یا بی‌حس شدن در برابر رنج‌ها و فجایع مکرر، یک سازوکار دفاعی روانی است که در روانشناسی با اصطلاحات مختلفی تبیین می‌شود. وقتی ذهن در معرض حجم زیادی از تروما قرار می‌گیرد، برای بقا و جلوگیری از فروپاشی روانی، احساسات خود را خاموش می‌کند.*
•
تلاش می کنم ضمن آسیب شناسی ، راهکارهایی ارائه کنیم، البته هنوز این پژوهش کامل نشده و از زوایای گوناگون باید به آن پرداخت،اما با توجه به اینکه محکوم به تحمل پنج سال حبس شده ام_ موقتا همین مقدار را برای یاران دادخواه به اشتراک می گذارم.

#سهیل_عربی
https://t.me/iv?rhash=0ceb6994783a68&url=https://www.radiozamaneh.com/900123/
  • ❤ 2
  • 🤝 2
Post #368 108
سخنگوی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی تهران، از جان‌باختن یک کارگر جوان در پی ریزش بخشی از یک ساختمان قدیمی در شهر ری خبر داد.

شیری، بازرس کانون صنفی کارگران ساختمانی: سالانه بیش از ۴۶ تا ۴۸ درصد از کل حوادث ناشی از کار در کشور، تنها به بخش صنعت ساختمان اختصاص دارد. وی از سوءمدیریت و ناکارآمدی در حوزه بازرسی وزارت کار و ضعف در آموزش‌های ایمنی به‌عنوان عوامل تداوم حوادث مرگبار در کارگاه‌های ساختمانی یاد کرد و گفت سال گذشته از میان حدود ۲۰ هزار کارگر ساختمانی در استان قم، تنها برای ۲۵۰ نفر دوره آموزش ایمنی برگزار شده است
او همچنین به جان‌باختن دو آرماتوربند طی هفته گذشته در قم اشاره کرد و گفت بسیاری از کارگران ساختمانی فاقد بیمه هستند و خانواده‌های آنان پس از وقوع حادثه از پشتوانه کافی برخوردار نیستند.
ضعف نظارت، رعایت نشدن اصول ایمنی به‌ویژه در ساختمان‌های بلندمرتبه، نحوه تعیین مقصر در حوادث کار و نبود مجازات بازدارنده برای کارفرمایان متخلف ..

"در مواردی که سقوط کارگر بر اثر نبود تور ایمنی و تجهیزات مناسب رخ می‌دهد، کارفرمای مقصر عملاً مرتکب نوعی قتل غیرعمد شده است" .

#کارگر #ایمنی_کارگر
  • 🔥 4
  • 💔 3
Post #365 604
باید بری پاسداران، بسته را از داخل گنجه دیجی کالا برداری، درب گنجه با کیو آر کد باز میشه، سرعت نت انقدر داغونه که گاهی باید بارها امتحان کنی تا باز بشه
بعد بری تا ولنجک، اونهمه سربالایی...
۱۴۰ هزار تومان دستمزدته، بیست درصد شرکت بر می داره بابت کمیسیون
تقریبا ۱۱۰
با موتور بری پول بنزین و استهلاک
پیاده بری کفش و شلوارت داغون میشه
پادرد و گرما زدگی جای خودش

با ۱۱۰ هزار تومن یک فلافل نمیشه خرید!
همه چی چند برابر گرون میشه و دستمزد کارگر کمتر میشه که بیشتر نمیشه
بالای سه ملیون راننده فقط تو تهران در استخدام اسنپ هستند
بدون بیمه
چند ملیون هم برای چنین کاریابی هایی با دستمزد خیلی کم کار می کنند.
نیروهای متخصص ما در رکود بازار و آشفتگی اقتصاد به چنین روزی افتاده اند....


https://t.me/soheil_Arabiii645/273



https://t.me/soheil_Arabiii645/274

#کارگر #اسنپ
  • ❤ 5
  • 😢 1
  • 💔 1
Post #362 568
Soheil_Arabii حکومت‌ها معمولاً در شرایط جنگ یا بحران خارجی، فضای داخلی را برای پاکسازی و تشدید سرکوب مساعدتر می‌بینند. کاهش حمایت داخلی دقیقاً این فرصت را گسترش می‌دهد و امید بیش از حد به بیرون، عملاً هزینه سرکوب را برای قدرت پایین می‌آورد.با توجه به آنچه خودم شاهد بودم…
آفرین دلت خُنَک شد ؟
موتورمُ گرفتی ، مجبورم پیاده بار ببرم، دنیا به کام شما است فعلا ، از بی قانونی مملکت و بی پناهی ما نهایت سوءاستفاده را کردی جناب بازجو ، اما اشتباهت اینه که نمی دونی شکنجه باعث تقویت انگیزه هام میشه
_
پس ندادن موبایل، موتور و مدارک شناسایی ام باعث شد یک بار دیگه از زیر صفر شروع کنم، لازم بود که فراموش نکنم خیلیا مثل الان من و حتی گرفتار تر هستند.
لازم بود یادآوری بشه که قانون فقط پتکی است بر سر بی نوایان.
با وجود دستور بازپرس و موافقت قاضی ، قرارگاه ثارالله هنوز وسایلی که حین بازداشت _ بدون حکم قانونی از من گرفت را پس نداده...

با اینکه تحقیقات تمام شده و حکم صادر شده ، هنوز وسایل من و خیلی از دادخواهانی که بازداشت شدند را پس نداده اند،وسایلی مثل موبایل، خودرو، موتور، کامپیوتر و مدارک شناسایی ما که برای امرار معاش ضروری است..

من به جای شما شرمنده اون کارگر نظافتچی هستم که سیم کارتش را فقط به دلیل چند استوری اعتراضی سوزاندید.سیم کارتی که همه مشتریاش از از طریقش بهش سفارش کار می دادن...

ما خیلی چیزا نداریم تو زندگیمون، ولی بازم دلمون برای شما که دچار فقدان وجدان و شرف هستید می سوزه...
  • ❤ 6
  • 😢 5
  • 🔥 1
  • 💔 1
Post #356 500
Soheil_Arabii Crimes, #Kropotkin argues, are supported mainly by idleness, law and authority. In a society without government and property, there would be little incentive to crime, and the crimes of passion which might still exist are not likely to increase because of…
Peter Kropotkin_Soheil Arabi.pdf42.8 MB
#کروپوتکین می‌گوید:
«سلب مالکیت — این واژهٔ راهنمای انقلاب آینده است.سلب کامل مالکیت از همهٔ کسانی که وسیلهٔ استثمار انسان‌ها را در دست دارند؛ بازگرداندن به اجتماعِ ملت همهٔ آنچه که در دست هر کسی بتواند برای استثمار دیگران به کار رود.»

«همهٔ آنچه برای تولید لازم است — زمین، معادن، راه‌ها، ماشین‌آلات، مواد غذایی، مسکن، آموزش، دانش — همه در طول تاریخ طولانی غارت، مهاجرت اجباری و جنگ‌ها به دست عده‌ای معدود افتاده است.»
کروپوتکین معتقد است که هرگونه حفظ مالکیت خصوصی نظام دستمزد و استثمار را دوباره احیا می‌کند. بنابراین او با جمع‌گرایانی که می‌گفتند «ابزار تولید عمومی شود اما کالاهای مصرفی خصوصی بماند» مخالف بود.
۲. آنچه باقی می‌ماند: تملک شخصی (Personal Possession / Use)
کروپوتکین مالکیت شخصیِ اشیایی را که فرد واقعاً استفاده می‌کند، به رسمیت می‌شناسد:
لباس‌ها
وسایل شخصی
کتاب‌ها
وسایل خانهٔ کوچک
قطعه زمینی که دهقان خودش با خانواده‌اش کشت می‌کند(بدون کار مزدی)
او تأکید می‌کند که انقلاب نباید به باغچهٔ کوچک دهقان یا کلبهٔ کارگر دست بزند. آنچه الغا می‌شود،حق انحصاریِ تصاحب و بهره‌کشی است، نه استفادهٔ شخصی.
  • 👏 2
  • 🤝 1
Post #355 380
Soheil_Arabii حکومت‌ها معمولاً در شرایط جنگ یا بحران خارجی، فضای داخلی را برای پاکسازی و تشدید سرکوب مساعدتر می‌بینند. کاهش حمایت داخلی دقیقاً این فرصت را گسترش می‌دهد و امید بیش از حد به بیرون، عملاً هزینه سرکوب را برای قدرت پایین می‌آورد.با توجه به آنچه خودم شاهد بودم…
Crimes, #Kropotkin argues, are supported mainly by idleness, law and authority. In a society without government and property, there would be little incentive to crime, and the crimes of passion which might still exist are not likely to increase because of lack of punishment...

#کروپوتکین استدلال می‌کند که جرایم عمدتاً توسط بیکاری، قانون و اقتدار پشتیبانی می‌شوند. در جامعه‌ای بدون حکومت و مالکیت* ، انگیزهٔ کمی برای جرم وجود خواهد داشت و جرایم ناشی از شور و احساس که ممکن است همچنان رخ دهند، به‌سبب نبود مجازات افزایش نخواهند یافت. کسانی که همچنان دچار اختلال ذهنی باشند یا به‌طور مداوم ضداجتماعی بمانند، در درون جامعه با رفتاری برادرانه و حمایت اخلاقی روبه‌رو خواهند شد. از این‌رو، او به‌جای قانون پیشنهاد می‌کند به شبکهٔ سنتی عرف و توافق آزاد بازگردیم؛ شبکه‌ای که قرن‌ها روابط انسانی را متحد و تنظیم کرده است.

اما منظور کروپوتکین از مالکیت چیست؟
صرفا مالکیت بر ابزار تولید یا هر نوع مالکیتی؟

#فلسفه #آنارشی #آسیب_شناسی

پاسخ:👇
https://t.me/soheil_Arabiii645/356
  • ❤ 1
  • 🤝 1
Post #353 539
Soheil_Arabii حبس در جنگ - سهیل عربی.docx
حکومت‌ها معمولاً در شرایط جنگ یا بحران خارجی، فضای داخلی را برای پاکسازی و تشدید سرکوب مساعدتر می‌بینند. کاهش حمایت داخلی دقیقاً این فرصت را گسترش می‌دهد و امید بیش از حد به بیرون، عملاً هزینه سرکوب را برای قدرت پایین می‌آورد.با توجه به آنچه خودم شاهد بودم و روایت‌هایی که از چند زندانی در دیگر زندان‌ها شنیدم، سرکوب‌ها — اعدام و انواع شکنجه — از دی‌ماه تشدید شد و با آغاز جنگ، شدت بیشتری یافت. این وضعیت نیازمند آسیب‌شناسی جدی است تا بتوانیم راهکارهای مؤثر پیدا کنیم.باید پرسید: چرا تشدید فشار بر معترضان و دادخواهان برای حکومت آسان‌تر شد؟
به نظر من، مهم‌ترین دلیل، کاهش حمایت‌های اجتماعی از زندانیان بود. یکی از اصلی‌ترین عوامل این کاهش حمایت نیز، «امیدواری به نجات از سوی ناجی خارجی» بوده است. البته این تنها دلیل نیست؛ گرفتارتر شدن مردم در فقر و گرانی‌های فزاینده و رعب و وحشت ناشی از کشتار فجیع اعتراضات دی‌ماه را هم باید در نظر گرفت.از روایت‌های مستقیم — از جمله آنچه در فصل‌های پیشین درباره سوئیت‌های قزلحصار و فضای مرگ‌محور آمده — و گزارش‌های موازی دیگر زندانیان، الگوی مشخصی دیده می‌شود: تشدید اعدام‌ها و شکنجه‌های جسمی-روانی از دی‌ماه، و شتاب گرفتن این سرکوب با شروع جنگ و قطع نسبی توجه بین‌المللی و داخلی. همزمان، کاهش محسوس حمایت‌های اجتماعی (ملاقات، کمپین، فشار افکار عمومی، حمایت حقوقی و رسانه‌ای) از زندانیان سیاسی و دادخواهان مشاهده می‌شود.این دو پدیده — تشدید فشار و کاهش حمایت — یکدیگر را تقویت می‌کنند و چرخه‌ای خطرناک می‌سازند.حمایت از دادخواهانِ در بند، عمل اخلاقی و سیاسی جمعی است. وقتی این حمایت به انتظار نجات خارجی وابسته شود، به محض تغییر شرایط بین‌المللی (آتش‌بس، مذاکره یا بی‌توجهی رسانه‌ای) فرو می‌ریزد. این ناپایداری، زندانی را در آسیب‌پذیرترین لحظه رها می‌کند.وقتی بخش قابل توجهی از انرژی اجتماعی و روانی روی «منتظر ناجی» متمرکز می‌شود، ظرفیت سازمان‌دهی از پایین، همبستگی متقابل و اقدام مستقیم کاهش می‌یابد. قدرت واقعی در مقاومت پایدار و حمایت روزمره از زندانیان نهفته است، نه در انتظار نیروهای خارجی که منافع و محدودیت‌های خود را دارند.تجربه‌های متعدد نشان می‌دهد که نجات پایدار زندانیان و کاهش اعدام‌ها عمدتاً از طریق فشار مستمر داخلی (کمپین‌های مردمی، خانواده، وکلا و رسانه‌های مستقل) و همبستگی بین‌المللی هدفمند — نه نجات‌دهنده مطلق — حاصل شده است. اتکای یک‌جانبه به ناجی خارجی اغلب به یأس جمعی منجر می‌شود.برای شکستن این چرخه، چند مسیر عملی قابل پیگیری است:بازسازی حمایت اجتماعی از پایین
تمرکز دوباره روی حمایت مستقیم و ملموس: تماس منظم با خانواده‌ها، پیگیری وضعیت پزشکی و حقوقی، کمپین‌های محلی و دیجیتال با روایت‌های انسانی (نه فقط شعار) و ایجاد شبکه‌های همبستگی پایدار که وابسته به رویدادهای خارجی نباشد.
تقویت روایت‌های شاهدانه و مستند
انتشار روایت‌های دقیق و انسانی به زبان ساده و چندزبانه، برای زنده نگه داشتن موضوع در افکار عمومی و جلوگیری از عادی‌سازی مرگ.
ترکیب فشار داخلی و بین‌المللی هدفمند
به‌جای انتظار «ناجی»، از ابزارهای مشخص استفاده شود: گزارش به سازوکارهای حقوق بشری سازمان ملل، کمپین‌های نام‌محور برای افراد در خطر اعدام، فشار روی نهادهای قضایی و زندان از طریق وکلا و خانواده‌ها، و مستندسازی سیستماتیک شکنجه‌های روانی و اعدام‌ها.
تقویت فرهنگ مسئولیت جمعی
تأکید بر این اصل که آزادی و کاهش سرکوب، نتیجه اراده و عمل مستمر مردم است، نه هدیه خارجی. این نگرش هم امید واقعی ایجاد می‌کند و هم هزینه سرکوب را برای حکومت بالا می‌برد.
مراقبت از سلامت روانی فعالان و خانواده‌ها
کاهش حمایت اغلب با فرسودگی جمعی همراه است. ایجاد فضاهای حمایتی برای خانواده‌ها و کنشگران، مانع از فرسودگی و انزوا می‌شود.

تشدید سرکوب در شرایط جنگ، واقعیت تلخ و قابل مشاهده‌ای است. اما کاهش حمایت اجتماعی نیز قابل تغییر است. بازگشت به همبستگی مستقیم، روایت‌گری مستمر و مسئولیت‌پذیری جمعی، مؤثرترین راه برای بالا بردن هزینه سرکوب و حمایت واقعی از دادخواهانِ در بند و در خطر اعدام است.

#دادخواهان_دربند #اجتماعی

https://t.me/soheil_Arabiii645/345

روایتها از دیگر زندانیان و زندانها:

https://t.me/Soheil_Arabi645/2679


https://t.me/Soheil_Arabi645/2681
  • ❤ 4
Post #352 137
Soheil_Arabii Demanding سهیل عربی.pdf
شب آفتابی، طاسِ فرفری، پیتزای قورمه‌سبزی؛ سلطانِ تناقض = بازجو!
همان بازجوی قرارگاه ثاراللهِ سپاه که قول داد پوستم را بکند و البته به قولش هم عمل کرد. یک‌جا در پرونده‌ام نوشته که من با ترجمهٔ کتب و نوشتن مقالات قصد ترویج اندیشه‌های ضالّهٔ آنارشیستی دارم، و در جایی دیگر نوشته نامبرده از عوامل موساد پول گرفته تا به زخمی‌های اعتراضات (البته او نوشته «اغتشاشات» ـ که به او یاد دادم درستش «اعتراضات دادخواهانه» است) و زندانیان سیاسی کمک کند تا از این طریق معاندین نظام را تقویت کند!
بماند که او هیچ مدرکی دال بر این‌که من از موساد پولی گرفته‌ام نداشته که ارائه کند؛

https://t.me/soheil_Arabiii645/350?single

و بماند که کتابی که ترجمه کردم دربارهٔ تاریخ و عملکرد فیلسوفان و کنشگران آنارشیست است و اصلاً نگاهی واقع‌بینانه داشته و حتی نویسنده بارها اندیشمندان و کنشگران سرشناس آنارشیست را مورد نقدهای شدید قرار داده است…
https://t.me/radiozamaneh/132016


اما مسئلهٔ مهم این است که چطور ممکن است هم مروّج اندیشه‌های آنارشیستی باشم و هم عامل موساد؟!
این‌ها را برای دفاع از خودم نمی‌نویسم؛ می‌نویسم تا بدانید چقدر آسان و وقیحانه دروغ می‌گویند و با همین روند چندین انسان را زندانی و حتی اعدام کرده‌اند.
من با کمال میل راضی و مشتاقم که پرونده‌ام را در صدا و سیما و سایر رسانه‌هایشان منتشر کنند تا مردم ببینند طبق چه اسناد و مدارکی بابت اتهام واهی «اجتماع و تبانی» محکوم به تحمل حبس و محرومیت از شغل شده‌ام. بماند که قرارگاه ثارالله تلاش زیادی کرد که مجازات سنگین‌تر از این باشد و بازپرس از میان چندین اتهام مضحک و بی‌اساس مجبور شد فقط برای یکی کیفرخواست صادر کند. در جلسهٔ بازپرسی بارها پرسیدم طبق چه مستنداتی کیفرخواست صادر می‌کنید و جوابی نداشت؛ همان‌طور که قاضی هم کاملاً مطیع بازجوها بود.
  • ❤ 7
  • 🕊 2
Post #346 5.85K
بازجوی سپاه در گزارش پرونده ام نوشته از موساد کمک گرفتیم تا معاندین نظام را تقویت کنیم.
حالا معاندین نظام چه کسانی هستند ؟
مردم محروم #بلوچستان و حواشی شهرها مثل نسیم شهر و قلعه میر و ...
خیلی از خانواده های تحت پوشش بنیاد قاسم و سایر خیریه ها که کمک کردند اصلا فعال سیاسی هم نبودند.
مردم آسیب دیده و محروم
مثل کسانی که در پی جنگ شغلشان را از دست دادند.

کسانی که کمک کردند هم اکثرا دانشجو و کارگر که با پس انداز پول حتی یک فنجان قهوه به کمک همنوعانشان شتافتند.

من هم در اکثر موارد فقط افراد نیازمند را به نیکوکاران و خیریه ها معرفی کردم.
خیلی ها هم از داخل کمک کردند ، از پیک موتوری تا کارگر کارواش تا وکیل و ...

رسید تمام کمکها را هم دیده اند و داریم، که چه کسی کمک کرده و به چه کسی رساندیم.

می گویند معترضان را موساد کشته
بعد کمک به مقتولان موساد( طبق ادعای اینها) کمک به معاندین تلقی شده!

https://t.me/qasimchildfoundation/64?single


https://t.me/qasimchildfoundation/66?single


https://t.me/soheil_Arabiii645
  • ❤ 5
  • 🕊 1
Older posts →

About this channel

How can I read @soheil_arabiii645 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for Soheil_Arabii: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does Soheil_Arabii have?
Soheil_Arabii (@soheil_arabiii645) has 77 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does Soheil_Arabii know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →