بخشی از یک کتاب:
وقتی شاهین سیاه که رئیس قبیله بود در ۱۸۳۲ شکست خورد و به اسارت گرفته شد، در موقع تسلیم شدنش خطابه ای ایراد کرد:
من سخت جنگیدم. اما تفنگهای شما خوب هدف گیری می کرد. گلوله ی تفنگها مثل پرندگان در هوا پرواز می کردند و مثل باد زمستان در میان درخت ها، کنار گوش ما زوزه می کشیدند. جنگاورانم در اطراف من از پای می افتادند... خورشید صبحگاهی برای ما کم رنگ طلوع کرد و شب هنگام در ابر تیره ای فرو رفت و همچون گوی آتشینی به نظر می رسید این آخرین خورشیدی بود که بر شاهین سیاه تابید... او اکنون اسیر مردان سفید است... او هیچ کاری نکرده که برای یک سرخپوست شرم آور باشد. او به خاطر مردان سرزمین اش و زنان و کودکان سرخ پوست با مردان سفیدی جنگیده است که هر سال می آیند تا سرخ پوستان را فریب دهند و زمین هایشان را از چنگشان در آورند. شما دلیل جنگیدن ما را می دانید. همه ی مردان سفید آن را می دانند. آنها باید از آن خجالت بکشند و شرم کنند. سرخ پوستان فریبکار نیستند. مردان سفید از سرخ پوست بد می گویند و با عداوت و سوءنیت به او نگاه میکنند. اما سرخ پوست دروغ نمی گوید. سرخ پوستان دزدی نمیکنند و اموال کسی را به زور نمی گیرند.
سرخ پوستی که به اندازه ی مردان سفید بد باشد نمی تواند در قبیله ی ما زندگی کند؛ او کشته می شود و گرگ ها جسدش را می خورند. مردان سفید آموزگاران بدی هستند؛ آنها نامه ها و نوشته های دروغ با خود می آورند و اعمال نادرست انجام می دهند؛ آنها به روی سرخ پوست بیچاره می خندند تا فریبش دهند؛ با سرخ پوستان دست دوستی میدهند تا اعتمادشان را جلب کنند، تا مست شان کنند تا فریب شان دهند و زنانشان را فاسد کنند. ما به آنها گفتیم به حال خود رهایمان کنند و از ما دور شوند؛ آنها تعقیب مان کردند و از هر سو راه ما را بستند و مانند مار، خودشان را دور ما پیچیدند. آنها با تماسشان ما را مسموم کردند. ما احساس امنیت نمی کردیم. ما در خطر بودیم. ما هم داشتیم مثل آنها می شدیم یعنی ریاکار و دروغگو، طفیلی و وراج، تنبل و بی عفت، اهل حرف مفت زدن و عمل نکردن...
مردان سفید کله ها را پوست نمی کنند؛ اما کار بدتری می کنند: آنها دل ها را مسموم می کنند... بدرود ای قوم و سرزمین من! ... بدرود شاهین سیاه.
با اینکه شاهین سیاه پرچم سفید را برافراشت اما سربازان آمریکایی شلیک کردند و علاوه بر جنگجویان زنان و کودکان را هم کشتند.
و شاهین سیاه را هم به اسارت گرفتند.
منبع: تاریخ آمریکا ،هاوارد زین، صفحه ۱۷۷
روایت آمریکایی ها سال ها این بود که ما قبایل وحشی و بدوی بومی آمریکا را متمدن کردیم! اما حقیقت این است که بومیان ایالات متحده متمدن بودند.
آن ها کشاورزی می کردند، شهرهایی هم داشتند. نسبت به مهاجران اروپایی برای زنان ارزش و احترام بیشتری قائل بودند. و در متن بالا دیدیم دیگر ویژگی بومیان آمریکا را.
این وحشینمایی برای توجیه خشونت بود، در بسیاری از روایتهای غربی از سرخپوستان بهصورت «وحشی، بدوی، غیرمتمدن» بازنویسی شد تا:
جنگ و تصرف زمین توجیه شود،
اسکان اجباری و نسلکشی فیزیکی و فرهنگی قابل قبول جلوه کند،
نمونه روشنش، جنگها و تبعیدهای مانند Trail of Tears (راه اشکها) است.
در واقع مهاجران اروپایی نه تمدن بلکه بیشتر سبک زندگی و قوانین خودشان را تحمیل کردند و با خشونت، فریب و بیماری، جمعیت بومی کاهش یافت و فرهنگشان آسیب دید.
این ها را گفتیم چون آمریکا و غربی ها که امروز مدام از حقوق بشر می گویند و آن را بهانه ای برای دخالت در امور کشورهایی مثل ایران و چین و... می کنند، این گونه سال ها حقوق بشر را نقض کردند و همچنان این رفتارشان ادامه دارد.
هیچ وقت مقامات مهم آمریکایی عذرخواهی رسمی و واقعی از بومیان آمریکا نکردند و برای جبران رنج هایی که بر بومیان وارد کردند فقط اقدامات محدودی انجام دادند.
با تفکر استثناگرایی و امپریالیسمی و پلیس دنیا بودن سال ها جنگ و جنایات در تمام دنیا راه انداختند.
۸۰ سال است که اسرائیل حقوق بشر را نقض می کند علیه فلسطینی ها، لبنانی ها، ایرانی ها و...
اما آمریکا همچنان از اسرائیل بصورت جدی حمایت می کند و قطعنامه های علیه اسرائیل را وتو می کند.
امیدوارم روزی فلسطین آزاد شود و هیچ انسانی زجر نکشد.
#FreePalestine🇵🇸 #NativeAmerican #USA
@simiaolin