TGViewer
Silence Silence @silence4z · 270 subscribers
Post #555 2.13K
این جملات را که به یاد آوردم، عمیقا حس کردم که متوجه منظورش شدم. منظورش را طی زیستی متوجه شدم که از فعالیت دو ماه اخیرم به دست آورده بودم. قورباغه‌هایی بی‌خاصیت که در آب سرد قرار گرفته و بدون آن که تغییر دمای آب را به گرمی متوجه شوند، به آرامی پخته می‌شوند و به طور کلی از آبی که در آن قرار گرفته‌اند احساس رضایت می‌کنند. تمام سال گذشته معنای این جمله را متوجه نبودم. قورباغه‌هایی را ندیده بودم که بتوانم متوجه‌اش شوم. اما حالا به قدری قورباغه بی‌ارزش دیده بودم که بدانم معنای پخته شدن به آرامی چیست.
فیلم تک‌تیر‌انداز شروع شد. درست از جایی شروع شد که کاظم کامور در آن حضور داشت و نقشی کلیدی را به عنوان یک افسر عراقی ایفا می‌کرد. حقیقتا که نقش مهمی را برای اولین بار از او می‌دیدم. جدای از این که کامبیز دیرباز به سرعت گلوله‌ای را روی پیشانی‌اش نشاند، اما در هر صورت در طول فیلم نیز نام نقشی که داشت بسیار به زبان آمد. اما خود فیلم تا حدی جالب می‌نمود. به طوری که در حال بازی کردن بازی اسنایپر 2 باشی و لذت کشتن تک تک دشمنان را حس کنی. جدای از این که با واقعیت بسیار فاصله داشت، اما همچنان مخاطب را جذب می‌کرد. انگار نوعی نیروی عجیب پشت دوربین قرار گرفته بود که مدام صحنه‌های جنگی سرپایی را یک به یک به تصویر می‌کشاند. برای ساخت شخصیتی که در آن حد مهم بوده و نقش کلیدی را در جنگ تحمیلی به عهده داشته، قصه خوب پیش می‌رفت. مقدار نماها و تمام گفتگوهایی که در آن میان رد و بدل می‌شد همواره در حال ساختن نوعی ابرقهرمان را اجرا می‌کرد. اجرای کامبیز دیرباز با این که کمی اغراق را در خود جا داده بود اما همچنان می‌شود از آن چشم پوشید و فیلم را تماشا کرد. لااقل فیلمی بود که بتوانم قوبل کنم که پس از یک هفته عقب افتادن و انتظاری که در این مدت کشیدم، ارزش داشت جشنواره امسال را با آن به اتمام برسانم. و برای اولین بار بود که در دقایق پایانی فیلم با صحنه‌ای شگفت‌انگیز برخورد کردم که در آن تماشاچیان برای شلیک‌ نهایی تک‌تیرانداز شروع به تشویق کردند. حس جالبی بود. مانند حسی که تماشاچیان فیلم‌های ابرقهرمانی در هالیوود آن را تجربه می‌کنند. اینبار نسخه وطنی‌اش. لعنتی به قدری برای آن شلیک فضاسازی و روایت درستی را چیده بود که نمی‌شد جلوی خود را از به وجد آمدن در مقابلش گرفت. من که تشویق کردن بلد نبودم تنها لبخندی زدم و زیر لب گفتم احسنت...
ابرقهرمان امسال هم به پایان رسید و با تشویق نهایی چراق‌ها روشن شد و تماشاچیان ناچار بودند که سالن را ترک کنند. آن دسته افراد بیکار عاشق تیتراژ هم همچنان مات و مبهوت تیتراژ بودند و اسم‌ها را یک به یک می‌خوانند. سری چرخواندم، خنده‌ام گرفت از این همه حماقتی که انتها ندارد. انگار تمام فیلم را به زور نشسته باشند و در نهایت از تیتراژ آن لذت ببرند. شاید در آن تیتراژ چیزی را گم کرده باشند. اهمیتی ندارد. وت خودشان است و دوست دارند آن را از بین ببرند. می‌دانستم که باید عجله کنم. برای نوشتن آخرین روایت فجر امسال و برای رسیدن به باقی کارهایم که از این مهم‌تر بود. این بهمن عجیب بود. جشنواره عجیب‌تر. جشنواره که نمی‌شود اسمش را گذاشت. مد امسال هم برای ضدتبلیغ این بود که چه فیلم‌هایی به جشنواره نرسیده‌اند. گندبزند به این همه مسخره‌بازی که هر سال به شیوه‌ای جدید اجرایش می‌کنند. از سال پیش که تحریم جشنواره مد شده بود تا امسال گمان می‌کردند فیلم‌ها در زمان اکران قابل تماشا هستند. اما خدارا صد هزار مرتبه شکر که در سینماها بسته شد و تحریم کنندگان در خانه‌هایشان باقی ماندند. مشتی جو گیر که تنها بلدند از دور سنگ خود را بیاندازند و لحظه‌ای جرات ندارند به صد متری آن نزدیک شوند. این حماقت تا ابد ادامه دارد. سال بعد هم یک داستان جدید سرهم می‌کنند تا نرسیدن خود به جشنواره را توجیه کنند. ای کاش می‌شد انسان احمق را هشیار کرد. اما در طی این دو ماه گذشته متوجه شدم که انسان احمق از حماقت خود لذت فراوان می‌برد. اگر بخواهی موضوعی را به او بفهمانی، به کل عمرت را از دست داده‌ای. امیدوارم این سینما به همین شکل که پیش می‌رود به آرامی از بین برود تا دیگر چنین مزخرفاتی که هر سال وجود دارد را دیگر نبینیم.
آمین.

💌 | ارادت
🖋 - کیان زندی
© - @Silence4z
More from @silence4z
  1. Sep 23, 2021📌 #بر_عکس 🔹 انتخاب‌های ما هستند که دنیای ما را می‌سازند. انسان‌ آزاد است که انتخاب کند.…
  2. Jun 15, 2021document post
  3. May 10, 2021📌 روز جهانی نقد. همانطور که از نامش پیداست، روزی است که نقد را در آن گرامی می‌دارند و به…
  4. May 10, 2021📌 - روز جهانی نقد گرامی باد.
  5. Apr 18, 2021📌 - #روایت_فجر [شب هشتم (آخر)] شب هشتم جشنواره آخرین شبی است که دو بلیط در دست دارم. البت…
  6. Apr 6, 2021از ابتدا تا انتهای روایت تنها شاید پنج دقیقه با ارفاق می توانست ادای فیلم بودن را در بیاور…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →