📑چکیدهای از نکات مهمی که در #قسمت_نوزدهم شیوه با موضوع «تفاهم با آمریکا» مطرح شد.
🖊
گزارههای اصلی دیدگاه علی خضریان۱. توافق زمانی ارزشمند است که پیش از هر تعهد جدید، آمریکا اقدامات عملی و قابل سنجش مانند رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای ایران را انجام داده باشد.
۲. صرفِ تنظیم یا امضای یک تفاهمنامه، موفقیت محسوب نمیشود؛ ملاک قضاوت، نتایج عینی و میزان اجرای تعهدات طرف مقابل است.
۳. تجربه مذاکرات گذشته نشان داده نباید به وعدههای آمریکا اعتماد کرد و هر مرحله از مذاکره باید پس از دریافت امتیاز واقعی انجام شود.
۴. دولت نباید موفقیتهای میدانی و نظامی نیروهای مسلح را برای پوشاندن ضعفهای تحلیلی یا دیپلماتیک خود به کار بگیرد.
۵. حفظ وحدت ملی به معنای تعطیل شدن نقد کارشناسی نیست و عملکرد دستگاه دیپلماسی نیز مانند هر بخش دیگری باید قابل ارزیابی و نقد باشد.
۶. بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور، ریشه در تصمیمات داخلی و سیاستهای اقتصادی دولت دارد و نباید همه آنها را به جنگ یا تحریم نسبت داد.
۷. دولت حتی پیش از جنگ نیز نرخهای بالای ارز را در محاسبات بودجهای خود لحاظ کرده بود؛ بنابراین افزایش نرخ ارز را نمیتوان صرفاً نتیجه جنگ یا تنش خارجی دانست.
۸. وعدههایی مانند سرمایهگذاری صدها میلیارد دلاری یا گشایش اقتصادی گسترده، بدون تضمین و اقدام عملی، بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا واقعی.
۹. مقاومت مردم و نیروهای مسلح عامل اصلی ناکام ماندن اهداف دشمن بود و نباید این سرمایه اجتماعی به ابزاری برای توجیه یک توافق تبدیل شود.
۱۰. ایران نباید پیش از تحقق تعهدات طرف مقابل، وارد مذاکرات نهایی یا تعهدات جدید شود؛ زیرا این کار قدرت چانهزنی کشور را کاهش میدهد.
۱۱. میان اجزای مختلف حاکمیت باید تفکیک عملکرد وجود داشته باشد؛ همانگونه که موفقیتهای نظامی ستایش میشود، ضعفهای احتمالی دیپلماسی نیز باید مورد بررسی قرار گیرد.
۱۲. ارزیابی نهایی توافق باید بر اساس دستاوردهای واقعی برای مردم، از جمله رفع تحریمها، آزادسازی منابع مالی و تأمین منافع ملی انجام شود، نه بر پایه متن توافق یا روایتهای سیاسی.
---
🖊
گزارههای اصلی دیدگاه سید شهابالدین طباطبایی ۱. توافق اخیر نتیجه مقاومت مردم، اقتدار نیروهای مسلح و عملکرد موفق دستگاه دیپلماسی است و نه عقبنشینی ایران.
۲. بسیاری از خواستههای حداکثری آمریکا، از جمله توقف کامل غنیسازی و ورود به برخی موضوعات فرابرجامی، در روند مذاکرات تعدیل یا از دستور کار خارج شده است.
۳. ایران در تفاهم اولیه هیچ تعهد غیرقابل بازگشتی نداده و اجرای مذاکرات نهایی را به اقدامات عملی و بازگشتناپذیر آمریکا مشروط کرده است.
۴. مقاومت و مذاکره دو مسیر متضاد نیستند؛ قدرت میدانی، پشتوانه قدرت چانهزنی دیپلماتها در مذاکرات است.
۵. دیپلماتهای ایرانی نیز مانند نیروهای مسلح در حال دفاع از منافع ملی هستند و باید از حمایت و پشتیبانی داخلی برخوردار باشند.
۶. ایجاد شکاف میان دولت، نیروهای مسلح، دستگاه دیپلماسی و رهبری، به سود دشمن است و وحدت داخلی یکی از مهمترین سرمایههای کشور محسوب میشود.
۷. توافق فعلی ماهیتی مرحلهای، مشروط و قابل بازگشت دارد و در صورت بدعهدی آمریکا، ایران میتواند مذاکرات را متوقف کرده و به وضعیت قبل بازگردد.
۸. ایران همزمان میتواند از ابزار دیپلماسی استفاده کند و در صورت لزوم، اقدامات دفاعی و بازدارنده خود را نیز ادامه دهد؛ این دو هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند.
۹. متن نهایی تفاهم، نسبت به پیشنهادهای اولیه آمریکا، بهطور محسوسی به نفع ایران تغییر کرده و این نشاندهنده موفقیت تیم مذاکرهکننده است.
۱۰. نقش مردم در ایستادگی مقابل فشارهای خارجی و حفظ انسجام کشور تعیینکننده بود و همین سرمایه اجتماعی قدرت چانهزنی ایران را افزایش داد.
۱۱. قضاوت درباره توافق باید بر اساس متن نهایی و سازوکارهای پیشبینیشده در آن انجام شود، نه بر مبنای گمانهزنیها یا پیشنهادهای اولیه طرف آمریکایی.
۱۲. دستاوردهای اخیر حاصل همافزایی «میدان و دیپلماسی» است و هرگونه دوگانهسازی میان این دو، تحلیل نادرستی از نحوه پیشبرد منافع ملی ایران ارائه میدهد.
@shiveh_tv4