شیونخوانی
میخزی در پسِ اوهام...
ای دلِ دوست، که ظرفیّتِ دریا داری
تو به اندازهٔ تنهایی من جا داری
میشود از ستمِ ثانیهها در تو گریخت
غفلت قلّه، فراموشی صحرا داری
هرچه جاریست پُر از سرکشی سایهٔ توست
خلوتِ نخلی و از زمزمه خرما داری
همه با اهلِ نظر چشم تو جز راست نگفت
نفسی شُستهتر از آینهٔ ما داری
آسمانگیرتر از پنجره بودیم و گذشت
مگرم باز به پرسیدنِ گُل واداری
به دو چشمت که در آیینهٔ آفاقِ خیال
مثل پروازِ دو گنجشک تماشا داری
در مَنَش ریز! که چون جام تمامی دهنم
در سبوی نفست، خلسه دوبالا داری
میخزی در پسِ اوهامِ همه کودکیام
هله خلخالِ مهِ خاطره در پا داری
مدد از باطن آن پیر بگیرم که ستود:
«آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری»!
#شیون_فومنی
#شیون_خوانی
#غزل_معاصر
#از_تو_برای_تو
#حامد_فومنی
#نشر_ثالث
#بنیاد_شیون_فومنی
https://t.me/ShivanFoumaniFoundation
Post #82
83