شیونخوانی
شاهماهی...
به شریک زندگیام
رفعت
تو قرص ماهی، شکسته در اشکم، این برکهواره
من تشنهتر شاهماهی! مینوشمت پارهپاره
از شور مرجانی آب- تا - نقرهٔ نان مهتاب
هر پاره از تو صدایی در من صدفگون اشاره
تا من بتابم صدا را - پاشیدهای واژهها را
بر مخمل ابری شب، چون خردهریزِ ستاره
مییابمت خانگیتر همخانهٔ چشم مادر
پیراهن شستهٔ گل بر ریسمانِ نظاره
بذر بلورم دریغا در خاک دستانت امّا
باران چه خواهد سرودن در دفتر سنگخاره!
ای عشق هنگامهپیشه، دستی بر آور چو تیشه
زخمی به سنگ تنم زن! تا وارهم چون شراره
دست من این شاخهٔ تر این سرکش نوبر آور
بگذار خاطر نیارد پاییز خود را دوباره
گفتی: چه تعبیرت از من؟ گفتم: که در شعر «شیون»
از آن نخستین، فراموش_ تو آخرین یادواره!
#شیون_فومنی
#شیون_خوانی
#غزل_معاصر
#از_تو_برای_تو
#حامد_فومنی
#نشر_ثالث
#بنیاد_شیون_فومنی
https://t.me/ShivanFoumaniFoundation
Post #69
235