#هوشمصنوعی
#کارآفرینی
🍷 کارآفرینی با پختن دادهها، داستان اشکان روشنایی و DataChef
مصاحبهی ناصر غانمزاده با اشکان روشنایی، بنیانگذار DataChef در هلند، از اون جنس روایتهاست که فقط داستان یک شرکت نیست، بیشتر داستان اینه که چطور یک آدم از کار فنی، پروژههای اوپنسورس و تجربهی شرکتهای بزرگ، کمکم به یک مدل کاری مستقل میرسه.
اشکان نرمافزار شریف خونده و از همون دوران دانشگاه وارد کار برنامهنویسی شده. بخش جالبش اینه که خودش هم خیلی روایت «عاشق کامپیوتر از کودکی» نمیسازه. میگه علاقه کمکم ساخته میشه، مثل رابطه با یک آدم. مدتی هم تدریس کنکور درآمد خیلی خوبی براش داشته، اما با یکبیستم درآمد قبلیش مسیر برنامهنویسی رو جدیتر ادامه داده.
بعدتر از طریق کارهای اوپنسورس و پروژههای خارجی وارد هلند میشه، بدون اینکه از اول پلن خیلی شستهرفتهای برای مهاجرت داشته باشه. نکتهای که در مسیر کاریش تکرار میشه اینه که تقریبا هیچوقت نرفته جایی که صرفا یک نفر بیشتر به تیم اضافه بشه؛ بیشتر رفته جایی که قرار بوده یک تغییر جدی اتفاق بیفته. KLM، Philips، Amazon و پروژههای دیتا در سازمانهای بزرگ، برایش بیشتر یک جور معامله بوده: مهارت فنی میداده و در عوض یاد میگرفته شرکتهای بزرگ چطور کار میکنن یا چرا کند میشن.
💡 نقطهی اصلی DataChef هم از همین تجربه اومده. شرکتهای بزرگ وقتی میخوان سمت دیتا و AI برن، معمولا مشاور بیرونی میارن تا سرعت بگیرن، اما خیلی وقتها همون مشاور تبدیل میشه به کندترین حلقهی زنجیره. مخصوصا وقتی مدل درآمدش فروش ساعت بیشتره، نه رسیدن سریعتر مشتری به نتیجه. DataChef از همین درد شروع شده و به گفتهی خودشون رشد سالانهی بالای ۶۰ درصد داشته.
☝️ نکتهی خوبش درباره AI Strategy اینه که از نظرش اصلا نباید با خود عبارت AI شروع کرد. اول باید فهمید این تکنولوژی برای کسبوکار امروز و فردای همین شرکت چه معنیای داره. خیلی از سازمانها حتی نمیدونن دیتاشون دقیقا کجاست، بعد میخوان استراتژی AI بنویسن. مثال خودش سادهست: برای درست کردن املت هم اول باید بدونی تخممرغ و گوجه و روغن داری یا نه و کجاست. AI Strategy بدون شناخت دیتا و فرایندهای شرکت، بیشتر خیالپردازیه.
🎯 یک بخش مهم دیگر هم فرهنگ DataChef بود. اشکان میگه DataChef محصول ماست؛ نه لزوما یک نرمافزار مثل Snowflake. محصول یعنی همین شرکت، نحوهی استخدام، آنبوردینگ، حساسیت روی ۵۰ نفر اول و core valueهایی که هر سال دوباره مرور میشن. تعریفش از کالچر هم خوب بود: کالچر چیزی نیست که روی دیوار نوشته بشه، میانگین رفتارهای ۹۰ روز اخیر شرکته.
برای بچههایی هم که به استارتاپ ویزا یا راهاندازی کار در اروپا فکر میکنن، حرف مهمش این بود که قبل از اینکه هزینههاتون یورویی بشه، تا میتونید از ایران تجربهی کار با بیرون بسازید. دیدن اینکه یک شرکت چطور رشد میکنه، مرج میشه، شکست میخوره یا با مشتری خارجی کار میکنه، چیزی نیست که حتی تو بهترین شرکتهای داخل هم همیشه دیده بشه.
جمعبندی اینکه مسیر اشکان بیشتر از اینکه نسخهی آماده برای کپی کردن باشه، یک یادآوریه: گاهی علاقه، مسیر و حتی شرکت، از دل کارهای کوچک و ظاهرا حاشیهای ساخته میشن. لازم نیست همه چیز از اول پلن کامل داشته باشه، ولی باید چشمتون باز باشه که کدوم تجربه واقعا داره چیزی به شما اضافه میکنه.
🔗 https://www.youtube.com/watch?v=TTdewT6KfME
✈️ @sharif_work