امر ملی در برابر فهم ملیگرایانه از بحران کنونی ایران
حسین مصباحیان
بحران امروز ایران را نمیتوان با زبان سادهی تقابل حکومت و مردم، داخل و خارج، ملی و ضدملی، یا وطندوست و وطنفروش فهم کرد. این دوگانهها، هرچند در فضای هیجانی سیاست روز جذاباند، بیشتر از آنکه چیزی را توضیح دهند، لایههای عمیقتر بحران را میپوشانند. مسئله ایران فقط بحران حکومتداری، اقتصاد، مشروعیت سیاسی یا انسداد نهادی نیست؛ مسئله، گسست تدریجی رابطه میان شهروند، وطن و آینده است. جامعهای که سالها از امکان اثرگذاری سیاسی، مشارکت مدنی، امنیت روانی، عدالت اقتصادی و بهرسمیتشناختهشدن محروم شده است، تنها ناراضی و حتی خشمگین نیست؛ زخمی است. در چنین وضعی، حتی مفهوم وطن نیز دچار دگردیسی میشود. وطن دیگر برای همه، خانه مشترک و افق همبستگی نیست؛ برای بخشی از جامعه، ممکن است نهادها، زیرساختها و نمادهای ملی بهجای آنکه دارایی عمومی و میراث مشترک تلقی شوند، بهعنوان اجزای مادی همان نظمی دیده شوند که زندگی آنان را فرسوده و تحقیر کرده است. از همینجاست که باید پدیدههایی چون بیاعتنایی نسبت به ویرانی، استقبال از فشار خارجی، یا حتی تمنای مداخله نظامی را نه با محکومیت اخلاقی فوری، بلکه با تحلیل شرایط تولید آن فهم کرد. چنین تمناهایی البته نه قابل دفاعاند و نه رهاییبخش؛ اما توضیح آنها با واژههایی مانند خیانت یا بیوطنی نیز کافی نیست. این پدیدهها نشانه فروپاشی پیوند میان مردم و امر مشترکاند. پرسش اصلی این نیست که چرا بخشی از مردم خشمگیناند؛ پرسش این است که چرا خشم آنان از مسیر بازسازی سیاسی و عاملیت داخلی خارج شده است و به انتظار ویرانی از بیرون رسیده است. ادامهی متن
#بنیاد_فرهنگی_دکتر_علی_شریعتی #امر_ملی
🆔@Shariati_SCF
Post #2901
1.56K