TGViewer
Channel Public Channel
شیـاطیـن جـن انـس در زمیـن

شیـاطیـن جـن انـس در زمیـن

@shaitinjen

موضوع : تسلط شیاطین جن و انس و متراکم شدن و نزدیک شدن آنها به انسانها در آخرالزمان
لینک کانال در ایتا
https://eitaa.com/shaitinjen
Subscribers
1.34K
Photos
6.4K
Videos
6.7K
Links
4.7K
Recent Posts 20 shown
Post #20106 34

Forwarded from پایـگاه اسـتراتژیک

دولت آمریکا ۶۰ میلیون گاومیش را کشت تا منبع غذایی سرخپوستان تمام شود و بتواند آنها را تسلیم کند.این اولین تحریم و محاصره اقتصادی امریکاست.ذات هرگز عوض نمیشود
@Esteratjic
@steratji
Post #20105 66
🎥نسخه پیچی ذلیلانه ظریف تمامی ندارد : برای بقا باید ترکمنچای و گلستان هم امضا شود/ آقای ظریف اگر پای بقا مطرح باشد به جای نسخه ذلیلانه شما و روحانی سراغ بمب اتم می‌رویم

ظریف:
🔹وقتی موجودیت کشور در خطر است، شما به دنبال بقا می‌روید. چرا عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای امضا شدند؟ چون دشمن تا پشت قزوین آمده بود و درصدد تصرف تهران بود و موجودیت کشور در خطر قرار داشت. در چنین شرایطی، توافقی صورت می‌گیرد تا بقا حفظ شود.

🔹این اظهارات ظریف درحالی مطرح شده است که حسن روحانی پیش از این خواستار برگزاری رفراندوم برای دفاع از کشور شده بود.

🔹گویی مسابقه ای میان عده ای برای ابراز حسن نیت به ترامپ و رودریگز شدن در جریان است.

☫ @Media_Sadid | سدید مدیا
Post #20104 42

Forwarded from پایـگاه اسـتراتژیک

🚩 کیهان: آقای ظریف! چرا هر وقت آمریکا کم می‌آورد شما عملیات انتحاری انجام می‌دهید؟!

🔹️انتشار مشکوک یک ویدیو از محمدجواد ظریف، وزیر خارجه اسبق و از بانیان «خسارت محض برجام»(که گویا مربوط به اردیبهشت ۱۴۰۴است)، بار دیگر عمق انحراف گفتمانی و نفوذ تفکر غرب‌زده را به رخ کشید.

🔹وی که ظاهراً از نقدهای مستند به کارنامه خسارت‌بارش کلافه شده، این‌بار با توسل به تعابیر رکیک و ادبیاتی دور از شأن مخاطبان فرهیخته، دوگانه‌سازی مجددی تحت عنوان «نگاه تهدیدمحور یا فرصت‌محور» علیه امنیت ملی ایران طراحی کرده است.

🔹️به‌راستی باید از وی پرسید چرا درست در بزنگاه‌هایی که آمریکا در برابر اقتدار ایران دچار بن‌بست و درماندگی می‌شود، با حمله انتحاری به بازوهای امنیت ملی، برای دشمن فرصت تنفس ایجاد می‌کنید؟!

🔹️ظریف با طرح این ادعای عجیب که علت اصلی دشمنی‌ها، نگاه تهدیدمحور تهران به منطقه است، می‌گوید: «اگر نگاه ما به منطقه تهدیدمحور باشد، باید سفیرمان نماینده قدس باشد، اگر نگاهمان فرصت‌محور باشد، باید سفیرمان بازرگان و دیپلمات باشد... چرا سفرای ما در افغانستان و سوریه و عراق، نماینده قدس هستند؟ چون آن‌ها را تهدید می‌بینیم.» وی حتی در کمال ساده‌انگاری مدعی می‌شود: «اگر ما عربستان را تهدید بدانیم، آن‌وقت برای ما تهدید می‌شود!»

🔹️اما در پاسخ به این اظهارات شتاب‌زده و بی‌مبنا، باید چند درس ابتدائی از «واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل» را به کسی که سال‌ها بر مسند وزارت خارجه تکیه زده بود یادآوری کرد. نخست آن‌که آقای ظریف مدعی است انتصاب نظامیان به‌عنوان سفیر، نشانه نگاه تهدیدمحور و عامل تخریب روابط است؛ اما گویا ایشان فراموش کرده-یا خود را به فراموشی زده-که همین کعبه آمالشان، یعنی ایالات متحده آمریکا، بارها ارشدترین ژنرال‌های نظامی خود را به عنوان سفیر روانه کشورهای متحد و استراتژیک کرده است.

🔹️«جان ابی‌زید» (ژنرال ۴ ستاره و فرمانده سابق سنتکام) سفیر آمریکا در عربستان؛ «سپهبد کارل آیکنبری» سفیر در افغانستان، «دریاسالار هری هریس» (فرمانده سابق ناوگان اقیانوس آرام) سفیر در کره جنوبی، و «ژنرال ویلیام کرو» (رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا) سفیر واشنگتن در لندن بوده‌اند. آیا آمریکا به کره جنوبی و انگلستان نگاه تهدیدمحور داشته یا این‌که ساختار قدرت در غرب، دیپلماسی را امتداد اقتدار نظامی می‌داند؟!

🔹️از سوی دیگر، ظریف درحالی به تحقیر دیپلمات‌های جبهه مقاومت می‌پردازد که خود در همین سخنرانی دچار تناقض‌گویی مضحکی می‌شود و می‌گوید: «اگر من این‌جا تا صبح راجع به گذشته غر بزنم، قاسم زنده می‌شود؟ سیدحسن زنده می‌شود؟ بیایید یک واقعیت را بپذیریم... مائو گفت من به خودم باور دارم که جلوی آمریکا بنشینم و با آن مذاکره کنم. چین بعد از این بود که پیشرفت کرد.» باید از ایشان پرسید: جنابعالی که از دهه ۷۰ تاکنون یک‌پای ثابت مذاکره، عقب‌نشینی و امتیازدهی به طرف آمریکایی بوده‌اید، چه دستاوردی جز «شدیدترین تحریم‌ها»، «جسورتر شدن دشمن» و «تحمیل جنگ و فشار اقتصادی به مردم» داشته‌اید؟ ظریف طوری از تجربیات مائو سخن می‌گوید که گویی فراموش کرده تحریم‌های مکرر و جنایات آمریکا، محصول دقیق همان اعتمادهای بی‌جایی است که امثال وی به «امضای کِری» داشتند.

🔹️خط اصلی فرامتن سخنان ظریف بر یک اصل استوار است: «تطهیر دشمن و متهم ‌کردن جریان خودی». چطور می‌توان تکفیری‌ها و رژیم‌های متخاصم منطقه‌ای را «فرصت» نامید، اما بازوی توانمند امنیت کشور یعنی نیروی قدس و منتقدان دلسوز برجام را «تهدید» جلوه داد؟

🔹️در شرایطی که کشور نیازمند اتحاد مقدس و مقاومت در برابر دشمن آمریکایی-صهیونیستی است، جای تأسف دارد که بانیان خسارت محض برجام، به‌جای پاسخگویی و عذرخواهی از ملت، هنوز مشغول حاشیه‌سازی و ترور شخصیت سربازان وطن هستند. آیا وقت آن نرسیده که جریان غرب‌زده، به‌جای نسخه‌پیچی‌های خیالی، چشم خود را بر واقعیات تلخ تجربه برجام باز کند؟!
@Esteratjic
@steratji
Post #20103 44
وعده سلیمان نبی ع درمورد👇

💠 بازگشت دوباره اجنه و شیاطین به زمین برای فساد و کشتار در آستانه ظهور امام مهدی عج
🔥@shaitinjen🔥
Post #20102 42
🔴 عادی سازی ذهن مردم برای روز مادی شدن اجنه

🌕 در آستانه ظهور امام مهدی عج مانند زمان حضرت سلیمان ع، دروازه های بین ابعاد خواهند گشود و اجنه و شیاطین جسمانی خواهند شد.
➖ فراماسونها با این چهره های وحشتناک در صدد زمینه سازی اذهان عمومی اقدام میکند
🔥@shaitinjen🔥
Post #20101 40
🔺اشاره مهم دیروز رهبر انقلاب به استفاده سرویس‌های اطلاعاتی #غربی_عبری از جنیان کافر جهت ضربه زدن به ایران..!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رهبری در این مورد استفاده غربی‌ها از اجنه‌ی کافر برای ضربه زدن به ایران آیه ۱۱۲ سوره انعام را خواندند:

🔸سوره مبارکه الأنعام آیه ۱۱۲
وَكَذٰلِكَ جَعَلنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الإِنسِ وَالجِنِّ يوحي بَعضُهُم إِلىٰ بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورًا ۚ وَلَو شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلوهُ ۖ فَذَرهُم وَما يَفتَرونَ﴿۱۱۲﴾

اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها بطور سری (و درِگوشی) سخنان فریبنده و بی‌اساس (برای اغفال مردم) به یکدیگر می‌گفتند؛ و اگر پروردگارت می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ (و می‌توانست جلو آنها را بگیرد؛ ولی اجبار سودی ندارد.) بنابر این، آنها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار!
🔥@shaitinjen🔥
Post #20100 42
🔯 نقشه های شیطانی #سازمان_صهیونیستی_بهداشت و تغییر DNA انسان توسط #واکسن کرونا قسمت دوم 😈 #واکسن نیش مار است ‌. 🐍
🔥@shaitinjen🔥
Post #20099 43
🔯 نقشه های شیطانی #سازمان_صهیونیستی_بهداشت و تغییر DNA انسان توسط #واکسن کرونا قسمت اول 😈
🔥@shaitinjen🔥
Post #20098 65

Forwarded from آز آلمـان تا کـربلا

ادامه قسمت هجدهم

مدتی با خودم کلنجار رفتم. دلم می‌خواست به او بگویم اگر کمی جمع‌تر بنشینند، چند نفر دیگر هم می‌توانند از این فضا استفاده کنند، اما از نگاهش پیدا بود که گفت‌وگو نتیجه‌ای نخواهد داشت.

کمی بعد، مادر و یکی از دخترها بیرون رفتند و دختر کوچک‌تر تنها ماند.
آرام کنارش رفتم. ملافه‌ام را مرتب کردم، با اشاره نشانش دادم که اگر کنار هم بنشینیم، جا برای همه باز می‌شود. بعد با مهربانی سرش را بوسیدم.
لبخند زد و بدون هیچ مقاومتی کنارم نشست و به ستون تکیه داد.
چند دقیقه بعد، مادر و خواهرش برگشتند. ابتدا با تعجب به من نگاه کردند، بعد به دخترشان. دختر چند جمله‌ای با آنها صحبت کرد و آرامشان کرد. دیگر چیزی نگفتند.
آن لحظه با خودم فکر کردم گاهی مهربانی، کاری را انجام می‌دهد که صدها جمله از انجامش ناتوان‌اند.
همیشه یک بطری آب همراهم بود و هرجا بودم، همان‌جا وضو می‌گرفتم. غذای زیادی هم نمی‌خوردم و بی‌برنامه غذا نمی‌خوردم؛ برای همین کمتر مجبور می‌شدم دنبال سرویس بهداشتی بگردم.
هوا به‌شدت گرم بود و هر تکه سایه‌ای، نعمتی بزرگ به حساب می‌آمد.
کوله‌پشتی‌ام را پیش همان خانواده کرمانی گذاشتم و دوباره راه افتادم تا موکب فاطمه را پیدا کنم، اما هیچ‌کس آدرس دقیقش را نمی‌دانست.
چند قدم آن‌طرف‌تر غذای نذری توزیع می‌کردند. صفی نبود؛ احتمالاً ساعت‌های پایانی توزیع غذا بود. من هم غذایی گرفتم و در همان استراحتگاه خوردم.
تمام مدت، فقط یک فکر در ذهنم بود؛ زیارت.
یک قرص مسکن خوردم تا شاید درد پاهایم کمتر شود.
با خودم گفتم: «کوله را همین‌جا می‌گذارم و سبک‌بار به حرم می‌روم. شاید این بار بتوانم از میان جمعیت عبور کنم و سلامی بدهم که از روز اول سفر، چشم‌انتظارش بودم.»
نمی‌دانستم چند قدم بعد، چه زیارتی در انتظارم است؛ زیارتی که تا سال‌ها از خاطرم نخواهد رفت...
ادامه دارد...
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ
وَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلَى أَوْلادِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلَى أَصْحابِ الْحُسَیْنِ
  • ❤ 1
Post #20097 65

Forwarded from آز آلمـان تا کـربلا

قسمت هجدهم

از آلمان به کربلا سفر آخر در سال  1404
سفر اربعین و همسفری با خودم، و دلم


باورم نمی‌شد. بعد از آن همه کیلومتر پیاده‌روی، بالاخره به کربلا رسیده بودم. شهری که از روز نخست سفر، تمام قدم‌هایم به سوی آن برداشته شده بود. هرچند خستگی در تمام وجودم موج می‌زد، اما شوق رسیدن، اجازه نمی‌داد آن را احساس کنم.
بعدازظهر وارد کربلا شدم. دلم می‌خواست پیش از هر کاری، مستقیم به حرم بروم و سلامی به امام حسین(ع) بدهم؛ سلامی که از روز اول سفر در دلم مانده بود. اما خیلی زود فهمیدم این زیارت به این سادگی برآورده نمی‌شود.
کفش‌هایم را به‌راحتی تحویل دادم، اما وقتی نوبت به کوله‌پشتی رسید، گفتند باید در صف دیگری بایستم، برای من با توجه به درد پام امکان ایستادن در این صف نبود، آن‌قدر طولانی بود که  انتهایش پیدا نبود. چند دقیقه‌ای ایستادم، اما امیدی به جلو رفتن نداشتم. کفش‌هایم را پس گرفتم و از حرم بیرون آمدم. مثل سال‌های گذشته، این بار هم برای زیارت  حرم هم صبر می‌خواست.
با خودم گفتم تا خلوت‌تر شود، سری به موکبی بزنم که فاطمه آنجا بود.
حدود دو ساعت روبه‌روی هتلی، روی چند صندلی نشستم. در سر و ته کوچه، دیگ‌های بزرگ غذا را آورده بودند و خادمان، با مهربانی بین زائران غذا پخش می‌کردند. بوی غذای نذری در هوا پیچیده بود، اما من اشتهایی نداشتم. ذهنم فقط درگیر پیدا کردن آدرس فاطمه بود.
آدرس را از گوشی بیرون آوردم و راه افتادم. از هر کسی می‌پرسیدم، بخشی از مسیر را نشانم می‌داد، اما در نهایت به کوچه‌ای رسیدم که هرچه گشتم، پیدایش نکردم. چند بار هم برای فاطمه پیام فرستادم، اما پاسخی نیامد.
مردی که متوجه سردرگمی‌ام شده بود، گفت: «اسم بعضی خیابان‌ها عوض شده. احتمالاً دنبال اسم قدیمی می‌گردی.»
بعد خیابان دیگری را نشانم داد.
داخل آن خیابان، مردی جلوی ساختمان بزرگی نشسته بود و زنان زیادی در رفت‌وآمد بودند. پرسیدم: «می‌شود داخل بروم؟»
لبخندی زد و گفت: «بفرمایید.»
وارد که شدم، از جمعیت شگفت‌زده شدم. شاید بیش از هزار نفر آنجا استراحت می‌کردند. هر کس گوشه‌ای برای خودش پیدا کرده بود. طبق عادت همیشگی، اول دنبال پریز برق گشتم. زیر ستونی که چند پریز داشت نشستم و منتظر ماندم. خوشبختانه یکی از زائران رفت و جای او را گرفتم. موبایلم را به شارژ زدم و نفسی تازه کردم.
کنارم کاروانی از کرمان نشسته بودند؛ دو خواهر همراه دو دختر نوجوانشان. هنوز چند دقیقه نگذشته بود که سر صحبت باز شد.
یکی از خانم‌ها پرسید: «تنهایی آمدی؟»
لبخند زدم و گفتم: «بله.»
پرسش‌ها یکی پس از دیگری ادامه پیدا کرد؛ متأهلی یا مجرد؟ بچه داری؟ اهل کجای تهرانی؟ چطور تنهایی این مسیر را آمدی؟
طبق معمول، چیزی از زندگی‌ام در آلمان نگفتم. فقط گفتم اهل تهرانم. نمی‌دانم چرا، اما دوست نداشتم کسی بداند از آلمان آمده‌ام. شاید می‌خواستم مثل همه زائران، فقط یک زائر باشم؛ نه چیز دیگری.
آن سوی من، زنی عرب همراه دو دخترش نشسته بودند. کم‌کم وسایلشان را آن‌قدر پخش کردند که جای چند نفر را گرفته بودند. دخترها هم دراز کشیده بودند و فضای بیشتری اشغال کرده بودند. از همان ابتدا نگاه‌های سرد و رفتارشان نشان می‌داد که از حضور من خوشحال نیستند.
ناگهان مادر خانواده کوله‌پشتی مرا برداشت و با عصبانیت پرت کرد آن‌طرف‌تر،
متعجب شدم. من کاملاً جمع‌وجور نشسته بودم، زانوهایم را بغل گرفته بودم و کوله‌ام هم فقط کنار پایم بود.
به خودم و دلم گفتم حالا میبینید، چطور باهاشون  ارتباط خوبی برقرار میکنم، گفتن امکان نداره، گفتم حالا میبینید.
کاروان کرمانی هم از این رفتار آنها ناراحت شدند،
گفت‌وگوی ما با دخترهای کرمانی ادامه پیدا کرد. بیش از هر چیز، درباره اروپا سؤال می‌کردند. بزرگ‌ترین آرزوی هر دو، زندگی در اروپا و به‌ویژه آلمان بود.
پرسیدم: «چرا آلمان؟»
از نظم، رفاه و آینده‌ای که در ذهنشان ساخته بودند، گفتند. به حرف‌هایشان گوش دادم و بعد آرام‌آرام از واقعیت‌های زندگی در آلمان برایشان گفتم؛ از تنهایی، غربت، دوری از خانواده، مالیات، فشار کار و سختی‌هایی که معمولاً کمتر کسی درباره آنها صحبت می‌کند.
ابتدا تصور کردند این حرف‌ها را از روی شنیده‌ها می‌گویم، اما وقتی فهمیدند سال‌هاست در آلمان زندگی می‌کنم، نگاهشان تغییر کرد. از آن لحظه، سؤال‌هایشان جدی‌تر شد و با دقت بیشتری به پاسخ‌هایم گوش دادند.
در این میان، آن خانواده عرب چند بار رفتند، غذا گرفتند، برگشتند و همان‌جا نشستند و خوردند؛ حتی یک بار هم تعارفی نکردند. مادر خانواده هر بار که نگاهم می‌کرد، انگار از بودنم ناراحت بود.
ادامه دارد

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ
وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن

https://t.me/arbai_n
از آلمـان تا کـربلا
  • ❤ 1
Post #20096 49
آز آلمـان تا کـربلا قسمت هفدهم از آلمان به کربلا سفر آخر در سال 1404 سفر اربعین و همسفری با خودم، و دلم یک شب در یکی از استراحتگاه‌ها ملافه‌هایم را پهن کرده بودم که خانمی ایرانی آمد و پرسید: «می‌توانم اینجا بخوابم؟» گفتم: «بله، حتماً.» چند کلمه‌ای با هم صحبت کردیم که خانمی…
قسمت هجدهم
از آلمان به کربلا سفر آخر در سال  1404
سفر اربعین و همسفری با خودم و دلم👇
Post #20095 59

Forwarded from آز آلمـان تا کـربلا

سفر کربلا را باید با دل رفت، نه با پا.
راهش خاکی است اما مقصدش آسمان.
هر که دلش حسینی شود، خودش زائر است، هرچند از دور نه در نقشه، که در دل باید جست.
راهش از عشق می‌گذرد، نه از مرز و بلیت.

https://t.me/arbai_n
از آلمـان تا کـربلا
  • ❤ 1
Post #20093 75

Forwarded from تمدن‌نگار | شکوهیان‌راد

🎥 ببینید
💎 نگاهی به عملیات‌های موفق وزارت اطلاعات در شناسایی و انحدام باندهای موساد

🔴 بازداشت عوامل تروریستی موساد که خودشان را برای یک جنگ شهری آماده کرده بودند و منتظر حمله‌ی نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران بودند

🚫 ۲۰ نفرشان طرح ترور ۳۵ مقام کشوری و لشکری را بر عهده داشتند!


✍️ تمدن‌نگار | شکوهیان‌راد
@sSHRChannel
Post #20091 91

Forwarded from پایـگاه اسـتراتژیک

تصاویر منتشر شده از سوی سپاه مربوط به عملیات های نصر-1 و نصر-2 (حملات به پایگاه های امریکا و شناورها در تنگه هرمز) با استفاده از پهپادهای انتحاری شاهد136 و شاهد 238 و موشک کروز پاوه
@Esteratjic
@steratji
Post #20090 84

Forwarded from پایـگاه اسـتراتژیک

‏روبیو ازایرانیان باستان به‌عنوان دشمن مهد تمدن غربی٬ یونان باستان، یاد می‌کند و خشایارشاه، پادشاه هخامنشی، را مهاجم متجاوز می‌خواند.

@Esteratji
@steratji
Post #20089 91
چگونه هوش مصنوعی متا از شما جاسوسی میکند
Post #20088 92
🐍 راز نژاد رپتایل‌ها؛ رهبرهای پنهان زمین؟ 👽

حتماً اسمش به گوشتون خورده؛ نژادی که به‌گفته‌ی تئوری‌پردازان، قرن‌هاست بین ما زندگی می‌کنن.
بیاید مشخصاتشون رو دسته‌بندی کنیم:

🔹 ظاهر (بیولوژی):
قدی بین ۲ تا ۳ متر، پوستی فلس‌دار به رنگ سبز-قهوه‌ای یا طلایی
Post #20083 92
سوزان دل، همسر مایکل دل، میلیاردر آمریکایی، پس از حضور در کاخ سفید در کنار دونالد ترامپ، به سوژه بحث‌های عجیب اینترنت تبدیل شد. 👁️

از تئوری رپتایل‌ها و موجودات فضایی گرفته تا ربات انسان‌نما و جراحی زیبایی بیش از حد؛ چهار نظریه‌ای که نام او را بر سر زبان‌ها انداختند.
Older posts →

About this channel

How can I read @shaitinjen without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for شیـاطیـن جـن انـس در زمیـن: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does شیـاطیـن جـن انـس در زمیـن have?
شیـاطیـن جـن انـس در زمیـن (@shaitinjen) has 1.34K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does شیـاطیـن جـن انـس در زمیـن know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →