TGViewer
زندگی (سال سکوت؛ سرگذشت واقعی) زندگی (سال سکوت؛ سرگذشت واقعی) @shaadizendgi · 962 subscribers
Post #11555 32
#پارت۷۹
#سال_سکوت



( عارف)

با صدای شروین « حمام نمیری؟» گفتنش چرتم پاره شد.
سعی کردم حرفش را نشنیده بگیرم. چشمان نیمه بازم را بستم. اینبار لگدی به پایم زد گفت:
« هی!...با توأم ، حمام نمیری ؟ آبش گرمه »

باز خواستم توجه نکنم. ولی انگار شروین حالش زیادی خوش بود. چندبار دیگر لگدش را تکرار کرد. از کف پا به پهلویم رسید. نیم خیز شده غریدم:
« چه مرگته مثل گاو لگد میزنی؟!»

خندید. همانطور که حوله را روی موهایش می کشید گفت:
« اون خره که لگد میزنه نه گاو! »

اصلا از خوشمزگیش خوشم نیامد. ادای خنده اش را در آورده گفتم:
« خوبه که خودت می‌دونی چی هستی »

از رو نرفت.‌ با همان خنده و شوخی گفت:
« خانم مرغه از روی تخم هات بلندشو برو دوش بگیر می‌خوایم بریم عروسی دیر میشه »

اخم کرده جوابش را ندادم. از دیروز که حرف رفتن را پیش کشید گفته بودم حوصله ندارم و عروسی نمی‌روم.. ولی او دست بردار نبود.
الان هم بیشتر روی اعصابم بود. به طرف آینه رفت همانطور که برای بیرون کشیدن ژل ظرف پمپی اش را فشار می‌داد گفت:
« راه دوره باید دنبال یاشار هم بریم»

دوباره دراز کشیدم. زیرلب « برین خوش بگذره » گفتم.

لابه‌لای آهنگی که _ از اسپیکر کنار تلویزیون_ در حال پخش بود. به گوشش رسید. اینبار بدون شوخی لگد محکمی به رانم کوبید. انگار قصد جانم را داشت. با لحن تندی گفت: 
« پاشو مسخره بازی درنیار هی هیچی بهت نمی‌گم !...»

دلم ضعف رفت. دستم را جای ضربه پایش کشیدم. چشم غره‌ای نثارش کردم.« چلاق بشی ایشالله » گفتم. اسمی که لایقش بود را زمزمه کردم.

راضی از کارش خندید. همانطور که  دستهایش لای موهایش حرکت می‌کرد. از آینه نگاهم کرد. گفت:
« پاشو زودباش!  همه هستند خوش میگذره ، رسولم هست»

حوصله کسی را نداشتم. چه برسد به دورهمی و مهمانی ، از همه بدتر عروسی که داغ دلم را تازه می‌کرد.

آنهم برای منی که آینده ام را نابود شده می‌دیدم. منی که در سرم بهترینها را به وقت ازدواج ، از خواستگاری و خرید و عقد و عروسی درنظر گرفته بودم. آنهم کنار کسی که دوستش داشته باشم و برایش بهترینها را مهیا کنم. سهمم شده بود ازدواجی از سر اجبار و یک دنیا حسرتی که به لطف برادرانم به دلم مانده بود.
  • ❤ 2
  • 👌 2
More from @shaadizendgi
  1. Oct 4, 2026زیباترین رمانای VIP رو از اینجا بخون🥹🌷 ⊱───•🌚🤍•─── شـ🪷ـکو؋ـــہ سـ🌑ـیاه همه فکر می‌کر…
  2. Oct 4, 2026🌱 روزی که همه بفهمند هيچ چيز عيب نيست، جز قضاوت و مسخره کردن ديگران. هيچ چيز گناه نيست، ج…
  3. Oct 4, 2026🌱 یه روزایي هست؛ آدم اینقدر حالش خوبه ڪه هیچ اتفاقي نمیتونه حال خوبشو خراب ڪنه!!! آرزو می…
  4. Oct 3, 2026#پارت۷۸ #سال_سکوت با نبود ملیحه خانم بالا رفتم. « کسی پایین نیست» گفتم. بی‌بی نگران رد شدن…
  5. Oct 3, 2026🌱 #ضرب_المثل وعده سر خرمن نقل است روزی خان آبادی به خانه کدخدا رفت. ساززن آبادی نزد خان آ…
  6. Oct 3, 2026🌱 امروز خوب‌تر باش برای خودت، برای همه برای زمینی که به خوب بودنت نیاز دارد... #روزتون_به…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →