TGViewer
زندگی (سال سکوت؛ سرگذشت واقعی) زندگی (سال سکوت؛ سرگذشت واقعی) @shaadizendgi · 953 subscribers
Post #11532 64
#پارت۷۶
#سال_سکوت



هنوز « برو ببینش باهاش حرف بزن بشناسش اگر دیدی واقعا به دلت نیست بی سروصدا طلاقش بده بره پِی زندگیش » بی بی را هضم نکرده بودم.

بی‌بی نگاهش به بچه ها بود باز ادامه داد. اینبار حرفهایش فرق داشت. آخر نتوانستم به سکوتی که به احترام بی‌بی اختیار کرده بودم ادامه بدهم. گفتم:
« چی میگی بی‌بی؟! من میگم... »

اخم کرد. با دستی که بالا برد نگاهی که به من کرد. ساکت شدم. انگار خط و نشان می‌کشید. دستش روی پای من با انگشتانش به پایم ضربه میزد. گفت:
« ببین! به مامانتم گفتم به تو هم میگم، الان نگاه نکن این دختر تو خونه شماست وقت دیگه بود نمی‌گذاشتن از جلو در خونه اشون رد بشین... این دختر خانواده داره ... »

من اخمم بیشتر شد. بی‌بی از خانواده دختر و آداب و نزاکت و اصالتشان گفت. من تعجب کردم چطور بی‌بی با یکبار دیدن _ وقتی برای گرفتن رضایت آمده بودند_ اینقدر مطمئن از آنها تعریف می‌کرد. گفتم:
« بی‌بی من چیکار به خانواده اش دارم وقتی ازش خوشم نمیاد»

بی‌بی سری به تاسف جنباند. زیرلب « چی میفهمی » گفتنش را شنیدم.

بی‌بی از تاثیر  خانواده و شخصیت پدر مادر در زندگی مشترک گفت. من باز نگاهم را به گل‌های باغچه دادم که از سال پیش دیگر هرس نشده بودند.
بی‌بی اینبار  از دختر دست کشیده از محسنات خانواده اش می گفت. از انسان بودنشان که باتوجه به رفتار عماد _ تهدیدهایش_ سکوت کردند.

یاد رفتار عماد و تهدیدهایش افتادم که از تلفنی تا جلوی در خانه شان کشیده بود. بقیه سکوت آنها را پای مجرم بودن پسرشان گذاشته بودند. بی‌بی پای انسانیشان می‌گذاشت.

اخمم بیشتر شد. بی‌بی در ادامه گفت:
« دلتم به دخترعموت خوش نکن نه عموت به تو دختر میده نه دخترعموت قبول میکنه»

با همان اخم گفتم:
« حالا کی اون رو خواست »

بی‌بی از علاقه مامان به این وصلت گفت. ولی من که می‌دانستم علاقه ای نبود. از دلیل مسخره مامان هم خبر داشتم.  چون یک عروس از اقوام خودش گرفته. میخواست یک عروس هم از فامیل بابا بگیرد تا بابا به دلش نیاید‌. انگار زندگی بچه بازی بود.

باز بچه ها جیغ زدند. صدایشان روی اعصابم بود. دلم رفتن و سکوت خانه شروین را می خواست. حرفهای بی‌بی هم بیشتر روانم را بهم ریخته بود. نفسی گرفته برای اینکه بی‌بی را هم از خودم دلگیر نکنم. گفتم:
« باشه بی‌بی بذار ببینم چی میشه»
  • 👏 5
  • 👍 3
  • 🥰 1
More from @shaadizendgi
  1. Oct 2, 2026🌹💃🌹💃🌹💃🌹💃🌹💃 آهنگای شاد برای عروسی 💃 آهنگ شاد برای ماشین 🚙 آهنگ شاد مخصوص جشن 🤩…
  2. Oct 2, 2026🌱 گاهی لازم نیست زندگی‌ رو عوض کنیم؛ فقط باید ذهنمان را از چیزهایی که دیگر به درد مسیرمان…
  3. Oct 2, 2026🌱 یه روزایي هست؛ آدم اینقدر حالش خوبه ڪه هیچ اتفاقي نمیتونه حال خوبشو خراب ڪنه!!! آرزو می…
  4. Oct 1, 2026#پارت۷۷ #سال_سکوت نیم خیز شدم برای رفتن که بی‌بی خیره نگاهم کرد. لبخندی به رویش پاشیدم. با…
  5. Oct 1, 2026🌱 هرگز سه نفر را در زندگی فراموش نکن کسی که در سختی ها رهایت کرد. کسی که در سختی ها یاریت…
  6. Oct 1, 2026🌱 صبح آمدہ باز و موسم شادے ماست این فرصت تازہ اے در آبادے ماست حیف است اسیر غصہ و غم باشی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →