هر دل که به عاشقی زبون نیست،
دستِ خوشِ روزگارِ دون نیست
جز دیدهیِ شوخِ عاشقان را
بر چهره، دوان سرشکِ خون نیست
کوتَهنظری، بهخلوتام گفت:
سوْدا مکُن! آخرَت جنون نیست
گفتم: زِ تو کیْ برآید این دود
کهت آتشِ غم در اندرون نیست؟
عاقل داند که نالهیِ زار
از سوزشِ سینهئی برون نیست
تسلیمِ قضا شوَد، کاز این قیْد
کس را به خلاص رهنمون نیست
صبر ار نکُنم چه چاره سازم؟
آرامِ دل از یکی فزون نیست
گر بُکشد و گر مُعاف دارد،
در قبضهیِ او چو من زبون نیست
دانی به چه مانَد آب چشمام؟
سیماب! که یکدماش سکون نیست
در دَهر وفا نبود هرگز
یا بود و به بختِ ما کنون نیست
جان برخیِ روی یار کردم
گفتم مگرَش وفا ست؛ چون نیست
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۷
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
Post #4770
739