#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 604 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
زنده بی دوست خُفته در وطنی،
مَثَلِ مردهئی ست در کَفَنی
عیش را بی تو عیش نتوان گفت
چه بوَد بی وجودِ روح، تنی
تا صبا میرود به بُستانها
چون تو سَروی نیافت در چمنی
و آفتابی خلافِ امکان است
که برآید ز جیْبِ پیرهنی
و آن شکن برشکن قبائلِ زلف
که بلایی ست زیرِ هر شکنی
بر سَرِ کویِ عشق، بازاری ست
که نَیارد هزار جان ثمنی
جایِ آن است اگر ببخشایی
که نبینی فقیرتر زِ منی
هفت کشور نمیکُنند امروز
بی مقالات سعدی انجمنی؛
از دو بیرون نَه: یا دلات سنگی ست
یا به گوشات نمیرسد سخنی
0604
@Setiq
Post #4676
590
زنده بی دوست خفته در وطنیسعدی
- 🔥 5
- ❤ 3