TGViewer
Channel Public Channel
سپهرداد

سپهرداد

@sepehrdad_channel

کانال تلگرام وبلاگ سپهرداد
haghighattalab.ir

راه ارتباطی:
@peyman_haghighattalab


peyman_hagh47@yahoo.com
Subscribers
745
Photos
1.9K
Videos
303
Links
1.5K
Recent Posts 19 shown
Post #4729 156
سپهرداد یک خبطی کردم و این مجموعه یادداشت های موزه های ملی را دادم به خبرانلاین: بسیار در انتشار نامنظم و کج سلیقه اند. الان مطلب دوم که در مورد موزه ملی اندونزی بود را منتشر کرده اند، اما عکس هایش را ناقص بارگزاری کرده اند. دسته بندی و هشتگ و این ها هم که بماند.…
⭕️ موزه ملی تایلند

حدود چهار ساعت در ساختمان‌های موزه‌ی ملی تایلند پرسه زدم. تایلند با مالزی و سنگاپور و اندونزی بسیار متفاوت است. همه‌شان کشورهای ناحیه‌ی آسه‌آن (ASEAN) و جنوب شرق آسیا به شمار می‌روند، اما واقعاً متفاوت‌اند. یکی از بهترین جاهایی که این تفاوت به‌صورت نمادین و استعاری، و البته خلاصه و مفید، نشان داده می‌شود، به نظرم همان موزه‌ی ملی و معماری آن است.

محل موزه‌ی ملی تایلند نزدیک به ارگ پادشاهی است. ساختمان‌های موزه هم در حقیقت قبلاً متعلق به ارگ پادشاهی بوده‌اند: ۷ ساختمان مجزا که هر کدام مربوط به بخشی از ارگ پادشاهی بوده‌اند و حالا مجموعه‌ی موزه‌ی ملی تایلند را تشکیل می‌دهند. در راهروی ورودی ساختمانِ گالری تاریخ تایلند هم همان ابتدا داستان تبدیل بخشی از کاخ‌های پادشاهی به موزه‌ی ملی، با عنوان «تبدیل یک موزه‌ی سلطنتی به یک موزه‌ی ملی»، روایت شده است. پادشاهی در تایلند بسیار پررنگ است. ویزایی هم که توی صفحه‌ی پاسپورتم چسبانده بودند — همان صفحه‌ای که پس‌زمینه‌اش آرامگاه حافظ است — خیلی بزرگ نوشته بود «پادشاهی تایلند». نصف صفحه‌ی ویزا را همین عبارت گرفته بود و سایر جزئیات، ریز و کوچک بودند.

متن کامل روایت موزه ملی تایلند در اینجا

@sepehrdad_channel
????? ????????? موزه ملی تایلند (موزه‌های ملی، روایت‌هایی کوتاه از هویت ملی کشورها-۳) - قالب توتال مطالب قبلی:
  • 👍 5
Post #4728 375
نام اثر:
رقابت برای راه ندادن به اتوبوسی که میخواهد برود توی خط ویژه ی خودش!

@sepehrdad_channel
  • 👍 9
Post #4727 583
⭕️ ایران، صدرنشین آوارگی داخلی در سال ۲۰۲۵

برآوردهای مرکز پایش آوارگی داخلی نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۵، بر اثر حملات اسرائیل و آمریکا، حدود ۱۰ میلیون نفر در داخل کشور جابه‌جا شده‌اند؛ رقمی که ایران را در صدر فهرست کشورهای با جابه‌جایی داخلی ناشی از جنگ در سال ۲۰۲۵ قرار داده است، آوارگی داخلی ایران بیش از کشورهایی همچون کنگو، فلسطین، سودان و هائیتی بوده. مقصد اصلی این جابه‌جایی، برخلاف الگوی چند دهه اخیر، دیگر مرکز کشور نبود؛ بلکه گزارش برآورد می‌کند مقصد عمده این مهاجرت‌ها، استان‌های شمالی بوده‌اند؛ مناطقی که کمتر درگیر جنگ شدند. به بیان دیگر، جهت مهاجرت که دهه‌ها از حاشیه به مرکز بود، در یک بزنگاه ناگهانی معکوس شده.

با این حال، نکته‌ای که در گزارش GRID و در هیچ منبع رسمی دیگری نیامده و به باور نگارنده‌ مهم‌تر از خود رقم ۱۰ میلیون است، سرنوشت این جمعیت پس از پایان جنگ است. گزارش هیچ داده‌ای درباره میزان بازگشت ارائه نمی‌دهد. پرسش اصلی این است: چه بخشی از این 10 میلیون نفر به خانه‌های اصلی خود در تهران و مناطق درگیر بازگشته‌اند‌ و چه بخشی (به‌ویژه اقشاری که توان مالی اسکان مجدد داشتند) در استان‌های شمالی ماندگار شده‌اند؟

متن کامل مقاله‌ در روزنامه‌ی شرق امروز:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1133065

@sepehrdad_channel
شرق جابه‌جایی داخلی ایران در سال جنگ گزارش جهانی آوارگی داخلی (GRID)، نشریه‌ سالانه و پرچم‌دار مرکز پایش آوارگی داخلی (IDMC) است؛ نهادی که در سال ۱۹۹۸ برای پر‌کردن خلأ آگاهی جهانی درباره‌ آوارگی داخل کشورها تأسیس شد. این گزارش که بیش از یک دهه است هر سال منتشر می‌شود، بر پایه‌ گردآوری، راستی‌آزمایی…
  • 👍 6
Post #4726 949
⭕️ اپلای برای کارشناسی ارشد سیاست‌گذاری عمومی

امروز مدرسه‌ی لی‌کوآن یو ایمیل زده بود که دوره‌ی درخواست برای تحصیل در مقطع ارشد و دکترای رشته‌های Master in Public Policy , International Relation, Master in Public Adminisitration ورودی سال ۲۰۲۷ باز شده است و ددلاین هم برای رشته‌های ارشد ۱۵ دسامبر و برای دکترا ۱ دسامبر است. من هم به عنوان یک فارغ‌التحصیل مدرسه‌ی لی کوآن یو این امکان را دارم برای کسانی که فکر می‌کنم لایق تحصیل در این دانشگاه هستند معرفی‌نامه بنویسم و امتیاز فرد متقاضی برای پذیرش را بالا ببرم.
این لینک مربوط به ارشد سیاستگذاری است:
https://lkyspp.nus.edu.sg/graduate-programmes/master-in-public-policy-mpp

مزایای سیاست‌گذاری مدرسه‌ی لی کوآن یو چی است؟
زیرمجموعه‌ی دانشگاه ملی سنگاپور است که رتبه‌ی جهانی‌اش ۸ است. یعنی عملا در دانشگاه تاپ تن دنیا تحصیل می‌کنید.
فاندی که ارائه می‌دهند کامل است. هم هزینه‌ی تحصیل و هم هزینه‌ی زندگی بخور نمیر را پوشش می‌دهد.
استادها و درس‌ها سطح بالایی دارند و خیلی هم مرتبط با مسائل کشورهای آسیایی و در حال توسعه‌اند.
برنامه‌ی تبادل دانشجوی گسترده‌ای با اکثر دانشگاه‌های برتر سایر نقاط جهان (از آمریکا و کانادا و اروپا تا ژاپن و کره‌جنوبی و برزیل و چین) دارد و این امکان را فراهم می‌کند تا در ترم سوم به یک کشور دیگر بروید.
اگر پذیرش این دانشکده را بگیرید با احتمال بالایی ویزای سنگاپور تضمین است و مسخره‌بازی‌های آمریکا و کانادا و اروپایی‌ها را ندارد.

اگر کسی تمام شرایط اپلای برای این رشته را دارد و فکر می‌کند که نیاز به معرفی نامه‌ی من دارد، به من پیام بدهد.

@sepehrdad_channel
  • 👍 17
Post #4724 1.05K
قدرت‌های میانه

مرکز بلفر دانشگاه هاروارد یک پروژه تعریف کرده به اسم قدرت‌های میانه. یک مجموعه گزارش در توصیف آخرین وضعیت سیاست‌گذاری مجموعه‌ای از کشورها که به عنوان قدرت‌های میانه شناخته می‌شوند. این کشورها ابرقدرت نیستند. از نظر نظامی و جمعیتی و اقتصادی آن‌قدر پیشرفته نیستند که بتوانند با یک حرکت نظم جهان را تغییر بدهند. در جهان امروز چین و آمریکا طبق تعاریف جزء ابرقدرت‌ها به شمار می‌روند. ولی از آن طرف وزن قدرت‌های میانه هم قابل نادیده گرفتن نیست. مهم‌ترین ویژگی قدرت‌های میانه‌ی مورد بررسی در این پروژه این است که همه‌شان سعی می‌کنند بین چین و آمریکا بازی کنند. سعی می‌کنند از رقابت بین چین و آمریکا به خصوص در حوزه‌های اقتصادی برای پیشرفت خودشان استفاده کنند و هر چه‌قدر هم که زمان می‌گذرد کارشان بیشتر شبیه بندبازی می‌شود. این کشورها سعی می‌کنند هم با چین روابط حسنه داشته باشند هم با آمریکا، سعی می‌کنند هم از چین وام و سرمایه‌گذاری خارجی جذب کنند هم از آمریکا، سعی می‌کنند با حفظ تمامیت ارضی‌ خودشان تا جای ممکن آخرین تکنولوژی‌های روز را از طریق این دو ابرقدرت جذب کنند و برای افزایش رفاه و پیشرفت کشور خودشان به کار ببرند.هر کدام هم برای بندبازی میان چین و آمریکا و حفظ تعادل‌شان هزاران لطایف‌الحیل سیاست‌ورزانه به کار می‌برند و این مجموعه گزارش‌ها هم در مورد این بندبازی‌هاست در حقیقت.
مثلاً امارات متحده‌ی عربی تمرکزش را گذاشته بر این که نقطه‌ی وصل جهان باشد، چه نقطه‌ی وصل پروازهای شرق به غرب و غرب به شرق عالم، چه نقطه‌ی وصل بازارهای آسیا و اروپا و آفریقا. بیش از ۲ میلیارد نفر جمعیت در فاصله‌ی پروازی ۴-۵ ساعته از امارات قرار دارند و امارات تمرکزش را گذاشته که نقطه‌ی دیدار این ۲ میلیارد نفر باشد.
مثلاً رهبرهای ویتنام به این نتیجه رسیده‌اند که کشاورزی و صنایع فقط رشد متوسطی می‌دهد. برای همین فناوری را موتور اصلی اقتصادشان کرده‌اند. برنامه‌ی ملی تحول دیجیتال از سال ۲۰۲۰ مسیر اصلی این کار است و یکی از هدف‌هایش شراکت با کشورهای پیشرفته و غول‌های فناوری جهان است. مهم‌ترین قمارشان روی نیمه‌هادی‌هاست.
کشورهایی که دارند بین چین و آمریکا بازی می‌کنند و این پروژه به‌شان پرداخته عبارتند از:
سنگاپور، برزیل، مصر، هند، اندونزی، قزاقستان، نیجریه، پاکستان، عربستان سعودی، آفریقای جنوبی، ترکیه، امارات متحده‌ی عربی و ویتنام. (خیلی از این قدرت‌های میانه همان همسایه‌های ایران هستند، همسایه‌هایی که شیوه‌ی بازی‌شان کاملا متفاوت است با ما).
برای من خواندن مجموعه گزارش‌های این پروژه خیلی جالب بود. هم ازین منظر که قدرت‌های میانه‌ی این پروژه به جای چپ کردن به سمت فقط چین یا فقط آمریکا، بین آن‌ها بازی می‌کنند و سعی می‌کنند خود را مقابل یکی از این دو قرار ندهند. این نوع بازی کردن یک نوع استراتژی متفاوت با چیزی است که ما ایرانی‌ها در چند دهه‌ی اخیر تجربه کرده‌ایم. هم ازین منظر که آدم را در جریان آخرین وضعیت کشورهای مختلف جهان و پیشرفت‌هایی که کرده‌اند و برنامه‌هایی که برای آینده‌ی مردمان‌شان دارند قرار می‌دهد. پیشنهاد می‌کنم گزارش‌ها را تک تک دانلود کنید و بخوانید. انگلیسی راحتی دارند معمولا و جذاب‌اند:
https://www.belfercenter.org/programs/middle-powers
The Belfer Center for Science and International Affairs Middle Powers
  • 👍 12
Post #4722 486

Forwarded from انجمن راحل

💠 از ۲ هزار تا ۶۰۰ هزار دانش‌آموز؛ روایت سه دهه حضور کودکان مهاجر افغانستانی در مدارس ایران 🎓📚
‌
آیا حضور چند صد هزار دانش‌آموز غیرایرانی در نظام آموزشی ایزان، یک مسئله حاشیه‌ای است یا یک جزء ۴ درصدی از ساختار آموزش رسمی؟ آمارها و داده‌های رسمی، چه روایتی از سیر صعودی و تحولات ۳۰ ساله تحصیل کودکان افغانستانی ارائه می‌دهند؟
‌
در این کلیپ، بُرش‌هایی از آمارها و یافته‌های کتاب پژوهشی «بازماندگی از تحصیل کودکان مهاجر در ایران» تألیف سید پیمان حقیقت‌طلب و همکارانش در انجمن دیاران را مرور کرده‌ایم؛ پژوهشی مستند که سیر تحول، پراکندگی جغرافیایی و الگوی ریزش تحصیلی کودکان مهاجر افغانستانی در مدارس ایران را به تصویر کشیده است.
‌
▪️ سید پیمان حقیقت‌طلب در #نشست_چهاردهم از سلسله نشست‌های تخصصی انجمن راحل با موضوع «بررسی وضعیت تحصیل دانش‌آموزان مهاجر»، به صورت تفصیلی و تحلیلی به موضوع وضعیت آموزشی و تحصیلی مهاجرین افغانستانی در ایران پرداخته‌اند.
‌
🎙️ صوت نشست چهاردهم

📲 انجمن راحل را در بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب | آپارات دنبال کنید.
@anjoman_rahel
  • 👍 7
Post #4721 585
سپهرداد ⭕️ موزه‌ی ملی سنگاپور: در ستایش استعمار راستش کرم بازدید از موزه‌های ملی از خواندن کتاب «شکل‌دهی به هویت ملی در ایران» نوشته‌ علی مظفری به جانم افتاد. علی مظفری فارغ‌التحصیل معماری از دانشگاه تهران است و کتاب «شکل‌دهی به هویت ملی در ایران» را به دعوت مرکز…
یک خبطی کردم و این مجموعه یادداشت های موزه های ملی را دادم به خبرانلاین: بسیار در انتشار نامنظم و کج سلیقه اند.
الان مطلب دوم که در مورد موزه ملی اندونزی بود را منتشر کرده اند، اما عکس هایش را ناقص بارگزاری کرده اند. دسته بندی و هشتگ و این ها هم که بماند.
باری، این روایت موزه ملی اندونزی باشد خدمت تان، عکس های مرتبط را جداگانه توی سایت خودم بارگزاری می کنم:

khabaronline.ir/xqnT2
خبرآنلاین موزه‌ ملی اندونزی: ما از ابتدا مسلمان بوده‌ایم! موزه‌ ملی اندونزی در خیابان کناری میدان بزرگ استقلال در مرکز شهر جاکارتا قرار داشت. ساختمان موزه، کار استعمارگران هلندی بود. حدود ۲ قرن پیش این ساختمان را به عنوان یک مرکز مطالعه‌ هنر و دانش در اندونزی احداث کردند و طی دهه‌ها تغییرات، سرانجام تبدیل شده بود…
  • 👍 14
Post #4720 584

Forwarded from پرچنان (سهیل رضازاده)

برای کوه پیمایی یکی از خوانندگان پرچنان نیز اعلام آمادگی کرده بود. تا به حال ندیده بودمش. به درخواستش آری گفتم و مشتاق دیدنش شدم.
تقریباً از همه این آشنایی هایی که از طریق مجازی بوده راضی و خشنودم .
ابتدای مسیر هم را دیدم و هم‌گام شدیم‌.
او به واسطه پرچنان مرا با جزییات می‌شناخت. از چگونگی آشنایی اش با پرچنان گفت. اینکه سال نود و شش که هنوز وبلاگ بوده و دنیای ما این‌چنین تلگرامی نشده از طریق پیوست وبلاگ پیمان، با پرچنان آشنا شده و از آن سال خواهم اش بوده و با هم مانده ایم. حس خوبی داشتم اینکه پسری در مرز سن نوجوانی جوانی با نوشته هام آشنا شده و اکنون که جوانی بُرنا و برومند است با هم، همگام و هم سخن شده ایم و احتمالاً اثری هر چند اندک نوشته هایم در او گذاشته‌اند.
شاید برای نخستین بار است که حال یک نویسنده را درونم حس کردم. اینکه من هم یک نویسنده هستم هر چند خُرد و کوچک اما هستم یک نویسنده واقعی با خوانندگانی واقعی و هنوز ماندگار. از سال هشتاد و شش بنویسی و وبلاگ و کانال پرچنان را این همه سال به روز رسانی کنی و آنگاه در نزدیک بیستمین سال نوشتن، حس نویسنده بودن را دَریابی.
چه سخت و طولانی بود این انتظار حس نویسنده بودن.
از محمد مهدی گرامی، سپاسگزارم که این حس و حال را به من بخشید و با آنکه جوانی بُرنا بود، گام به گام ماهور ما آمد.

پی نوشت:
پیمان گزارشی از رکاب زنی درون شهری و رسیدن به چالش دهش نوشته که پیشنهاد خوانش آن را دارم


https://t.me/parrchenan
  • 👍 2
Post #4719 698
بعد اتفاق عجیب‌تری افتاد. دیدم چند نفر از جاهای مختلف دارند با چراغ قوه‌های موبایل‌های‌شان از رود رد می‌شوند تا به پشت محل برگزاری کنسرت برسند. رود تقریبا خشک بود و می‌توانستند رد شوند و خودشان را برسانند به آن طرف رود. احتمالا هر چه نزدیک‌تر کیفیت صدا بهتر. خیلی بودند. ازین سوی رود مثل کرم‌های شب‌تاب بی‌شماری بودند که داشتند در جاهای مختلف زاینده‌رود سوسو می‌کردند و جابه‌جا می‌شدند تا به محل کنسرت نزدیک‌تر شوند و صدای بهتری بشنوند. داس ماه هم در پس‌زمینه‌ی آسمان صاف بر بالای محل برگزاری کنسرت می‌درخشید. سعی کردم عکس بگیرم. اما عکس با کیفیتی درنیامد. برایم تجربه‌ی خیلی عجیب و غریبی بود.
فردایش نشستم عکس‌های خود کنسرت علیرضا قربانی را دیدم. عکس‌های حاضران در سالن که دور تا دور نشسته بودند. عکس‌های رقص نورها هنگام خواندن آهنگ‌ها. اما خب عکسی از خوشه‌چین‌های پشت سالن کنسرت وجود نداشت. خوشه‌چین‌هایی که بعضی‌های‌شان به اندازه‌ی همان آدم‌های داخل سالن غرق احساسات بودند. خوشه‌چین‌هایی که دوست داشتند صدای علیرضا قربانی را بشنوند. به نظرم نامردی است اگر کسی این حرکت خوشه‌چین‌ها را حمل بر مفتی‌سواری بداند. بیشتر برایم حمل بر اشتیاق به هنر بود و خیلی عجیب، خیلی خیلی عجیب.

@sepehrdad_channel
  • 👍 37
Post #4718 602
⭕️ کنسرت ازین سوی زاینده‌رود

توی زندگی‌ام در ایران، به جز کنکور در هیچ رقابت جمعی دیگری برنده بیرون نیامده‌ام. بچه که بودم وقتی می‌رفتم غذای نذری بگیرم توی هاگیرواگیر صف و چنگ زدن برای یک ظرف قیمه همیشه بی‌غذا می‌ماندم و دست از پا برمی‌گشتم خانه و غذای مامان‌پز می‌خوردم با چاشنی بیچاره پیمان که طلبیده نشد. هر وقت توی سایت‌های قرعه‌کشی خودروی ایران‌خودرو و سایپا ثبت‌نام کرده‌ام همیشه با گزینه‌ی شما برنده نشده‌اید روبه‌رو شده‌ام. هر وقت قرار شده که از سایت بلیط کنسرت یک خواننده‌ی مشهور را بخرم، تا بیایم صندلی را انتخاب کنم همه‌چیز ور پریده و سرم بی‌کلاه مانده است.
می‌دانستیم که این آخر هفته برای تجدید دیدارها رهسپار اصفهان هستیم. خواسته بودیم بلیط کنسرت علیرضا قربانی را بخریم. آخر تابستان را او هم مهمان اصفهان بود. خب معلوم است که بلیط به من نرسید. به یار هم نرسید.او هم از من بدشانس‌تر نباشد خوش‌شانس‌تر نیست.
همین‌جوری اما دم غروبی به سرمان زد که برویم پیاده‌رو لب آب. آب زاینده‌رود را قطع کرده‌اند و دیگر رود جاری نیست. اما هوای آخرهای شهریور خنک شده است و دیگر دم غروب خبری از تفتیدگی نیست. خنک است و دلچسب. با یار و برادرش راه افتادیم و همین‌جوری گفتیم برویم سمت پل شهرستان. پل شهرستان قدیمی‌ترین پل اصفهان است که قدمتش به دوران ساسانیان می‌رسد. پل‌های بر روی زاینده‌رود واقعا دوست‌داشتنی‌اند و اگر ایران میلی برای دوستی با جهان داشت، باید که پل‌های‌ اصفهان ثبت جهانی یونسکو می‌شدند. کنسرت علیرضا قربانی هم همان حوالی بود.
همین جور از پیاده‌روی کنار رود راه می‌رفتیم. به پارکینگ نزدیک محل برگزاری کنسرت رسیدیم. ماشین‌ها با پلاک‌های شهرهای مختلف ایران توی پارکینگ پارک شده بودند. یار از وقتی با من ور افتاده است، شماره پلاک ماشین‌ها را یاد گرفته است. از شماره‌ی ۷۲ می‌فهمد که طرف اهل مازندران است و از شماره‌ی ۱۴ که طرف اهل اهواز است. گفتیم دهن‌شان سرویس. این‌ها چطور بلیط گیرشان آمد آخر؟ ماشین‌ها مدل بالا بودند و زن‌ها شیتان فیتان کرده بودند. دامن‌های کوتاه و بلند پوشیده بودند و موهای‌شان را آرایش کرده بودند و زیبایی‌شان به زاینده‌رود فخر می‌فروخت. زاینده‌رود جاری نبود و بوی مانداب گرفته بود. اما بوی عطرهای زیبارویان اصفهان اثر بوی مانداب را از بین می‌برد.
@sepehrdad_channel
کمی دور و بر نمایشگاه بین‌المللی پرسه زدیم و بعد برگشتم به حاشیه‌ی شمالی زاینده‌رود که رهسپار خانه شویم. کنسرت در یک سالن روباز روبه‌روی نمایشگاه بین‌المللی در ضلع جنوبی زاینده‌رود برپا بود. آن‌هایی که بلیط داشتند سعی می‌کردند بدو بدو خودشان را به محل برگزاری کنسرت برسانند. صدایی خانمی که داشت آدم‌ها را توی سالن روباز هدایت می‌کرد به این سوی رود هم می‌رسید. به هر حال محل برگزاری روباز بود و کاریش نمی‌شد کرد. یکی از زیبارویانی که با کفش پاشنه‌بلند داشت سعی می‌کرد خودش را با حداکثر سرعت ممکن به کنسرت برساند بلند بلند با لهجه‌ی غلیظ اصفهانی به مرد همراهش گفت: این جوری نباید باشد که. صدای کنسرت تا این طرف رود هم داره می‌یاد. باید یه کاری کنند صداش بیرون نیاد.
با یار و برادرش تا این را شنیدیم قاه قاه زدیم زیر خنده. تنگ‌نظری زن اصفهانی به خنده‌مان واداشت و همین‌جور هم هی تکرار کردیم که زنک حالا ۶۰۰ هزار تومن پول بلیط داده چه دور برداشته.
یک نقطه‌ای بود این طرف رود که صدای کنسرت با دسیبل بیشتری می‌رسید. همان‌جا ایستادیم تا کنسرت شروع شود و یک آهنگ از علیرضا قربانی بشنویم و بعد برویم. تنها نبودیم. چند موتورسوار هم آمده بودند آن‌جا ایستاده بودند و منتظر شروع کنسرت بودند. دختر و پسر و زن و مرد بودند. موتورهای‌شان را خاموش کردند و منتظر ایستادند. آرام آرام در گوش هم چیزهایی هم پچپچه می‌کردند. بعد از چند دقیقه چند دوچرخه‌سوار هم به جمع اضافه شدند. آن‌طرف‌تر پارک بود. دیدم چند تا از خانواده‌ها صندلی‌های تاشوی‌شان را آورده‌اند رو به محل برگزاری کنسرت باز کرده‌اند، قلیان‌شان را هم گذاشته‌اند جلوی‌شان و در سکوت منتظر شروع کنسرت شده‌اند. صحنه‌ی عجیبی بود. از صدای دست زدن آدم ها فهمیدیم که علیرضا قربانی روی صحنه آمده‌ است. صحنه دقیقا پشت به ضلع شمالی رودخانه بود. ما آدم‌هایی را دورتادور سالن روباز نشسته بودند را می‌دیدیم. صدای علیرضا قربانی را خیلی بالا بردند. جوری که کیفیت صدایش تا این سوی رود هم بهتر شد. شروع کرد به خواندن آهنگ اولش. گوش دادیم. چشم گرداندم. دیدم پشت ما یک دختر و پسر، سر به شانه‌ی هم تکان داده‌اند و جوری بااحساس دارند گوش می‌دهند که انگار توی خود خود سالن کنسرت هستند.
  • 👍 21
Post #4716 430
⭕️ موزه‌ی ملی سنگاپور: در ستایش استعمار

راستش کرم بازدید از موزه‌های ملی از خواندن کتاب «شکل‌دهی به هویت ملی در ایران» نوشته‌ علی مظفری به جانم افتاد. علی مظفری فارغ‌التحصیل معماری از دانشگاه تهران است و کتاب «شکل‌دهی به هویت ملی در ایران» را به دعوت مرکز جوامع مسلمان دانشگاه استرالیای غربی و در تکمیل کار پژوهشی خود در آن‌جا نوشته و در سال ۲۰۱۳ توسط انتشارات آی بی تاریس منتشر کرد. کتاب را علی رفاهی به فارسی ترجمه و نشر شیرازه‌ کتاب ما منتشر کرده‌اند.

بعد از خواندن این کتاب با خودم قرار گذاشتم هر کشوری که رفتم حتما بروم موزه‌ی ملی‌اش را ببینم. از موزه‌ ملی یک کشور می‌توانی بفهمی که چه چیزهایی برای آن کشور مهم است و چه چیزهایی مهم نیست. می‌توانی بفهمی که لحظات غرورآمیز تاریخ‌شان کجاها بوده. موزه‌ها یک جور حکم داستان کوتاه را دارند. توی داستان کوتاه نویسنده‌ها تلاش می‌کنند تا عظیم‌ترین و وسیع‌ترین احساسات و وقایع را در دل چند واقعه‌ی ساده و منتخب قرار بدهند. موزه‌های ملی هم همین حکم را در روایت هویت هر ملت دارند.

در طول ۲ سالی که در دانشگاه ملی سنگاپور مشغول به تحصیل بودم توانستم به حدود ۱۰ کشور سفر کنم. در این کشورها خیلی تلاش می‌کردم که تا جای ممکن موزه‌های ملی را بازدید کنم. کشورهایی که موفق به بازدید از موزه‌های ملی‌شان شدم عبارتند از: سنگاپور، تایلند، مالزی، اندونزی، سری‌لانکا، سوییس و آلمان. در بعضی از کشورها نتوانستم به پایتخت بروم و موزه‌ ملی را بازدید کنم (مثلا ترکیه) و بعضی کشورها چندین موزه ملی داشتند و من فرصت کافی را برای بازدید همه‌شان نداشتم (مثل ایتالیا). باری، در یادداشت‌های پیش رو می‌خواهم روایت‌های شخصی خودم را از موزه‌های ملی کشورهایی که موفق به بازدیدشان شدم به اشتراک بگذارم. شاید که یک تصویر مینیاتوری از جان هویت هر کدام از این کشورها ارائه داده باشم.

روایت اول: موزه‌ی ملی سنگاپور
خبرآنلاین «مورد خاص سنگاپور در جهان» چه‌طور شکل گرفت؟/ موزه‌های ملی: روایت‌هایی کوتاه از هویت کشورها راستش کرم بازدید از موزه‌های ملی از خواندن کتاب «شکل‌دهی به هویت ملی در ایران» نوشته‌ علی مظفری به جانم افتاد. علی مظفری فارغ‌التحصیل معماری از دانشگاه تهران است و کتاب «شکل‌دهی به هویت ملی در ایران» را به دعوت مرکز جوامع مسلمان دانشگاه استرالیای غربی و در…
  • 👍 12
Post #4715 492

Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد

✍️ یادداشت امروز:

آسفالت‌های پرسش‌برانگیز

پیمان حقیقت‌طلب؛ کارشناس سیاستگذاری

🔹افزایش چشمگیر عملیات آسفالت در جاده‌ها، اتوبان‌ها و حتی بستر رودخانه‌ها و خیابان‌های تهران، فراتر از یک اقدام ساده است؛ این پدیده نتیجه مستقیم سیاست «توزیع قیر رایگان» در بودجه‌های سالیان اخیر است.

🔹این سیاست که از دوران احمدی‌نژاد آغاز شد، با هدف بهبود جاده‌های روستایی و کسب آرای سیاسی نمایندگان، به بخشی جدایی‌ناپذیر از بودجه تبدیل شد.

🔹مشکل اصلی، نادیده گرفتن «هزینه فرصت» قیر بود؛ چرا که قیر کالایی صادراتی است و در شرایط عادی، صادرات آن به بازارهای جهانی بر تولید داخلی ترجیح داده می‌شد.

🔹اما با وقوع جنگ و محدودیت‌های صادراتی (به‌ویژه در تنگه هرمز)، هزینه فرصت صادرات قیر به شدت کاهش یافته است. این امر باعث شده تا توزیع رایگان قیر دوباره از نظر اجرایی ممکن شود و شاهد «نهضت ملی آسفالت» باشیم.

🔹با این حال، این بهبود کیفیت جاده‌ها، «اثر جانبی جنگ» است و پایداری آن تضمین‌شده نیست. سیاست‌گذاران باید به‌جای تکیه بر تخصیص قیر رایگان، بر توسعه زیرساخت‌های ریلی و نظارت کارشناسی بر پروژه‌های آسفالت تمرکز کنند تا از هدررفت بودجه جلوگیری شود.

🔗متن کامل

✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
  • 👍 9
Post #4713 1.06K
جوان‌تر که بودم فکر می‌کردم ایران ۴۰ میلیون نفر اضافه جمعیت دارد. فکر می‌کردم اگر جمعیت ایران ۴۰ میلیون نفر کمتر بود احتمالا جای بهتری برای زیست بود. به نظرم آن ۴۰ میلیون نفر کسانی بودند که راست راست می‌چرخیدند و جز گند زدن به طبیعت و دیگران هیچ دستاورد دیگری نداشتند. جوان‌تر که بودم فکر نمی‌کردم روزی خودم هم در جرگه‌ی آن ۴۰ میلیون نفر اضافه جمعیت ایران قرار بگیرم. اما خب حالا هستم دیگر. درست‌ترین واژه‌ای که حالا در توصیف خودم برای خودم می‌توانم ارائه بدهم useless است.
در دو ماه گذشته نشستم تجربیات دو سال تحصیل در آن سوی مرزها را نوشتم. شد ۴۵۰ صفحه. ۴-۵ تا مطلب دیگر به‌علاوه‌ی یک مقدمه از آن باقی مانده که احتمالا حجم را برساند به ۵۰۰ صفحه. اما خب، به شدت کار بیهوده‌ای کرده‌ام و حالش را ندارم تمام تمامش کنم. چه فاید‌ه‌ای دارد که ۵۰۰ صفحه تجربیات نگاشته شود وقتی قرار نیست هیچ ارزشی تولید کند. بیشتر برای این نوشتم که به خودم بگویم این دوره از زندگی‌ات هم تمام شد. بپذیر که تمام شده. برای کار و درآمد چند تا تلاش داشتم. جواب همیشگی تکراری: یه پروپوزالی آماده کن که طبق آن جلو برویم. از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ صدها پروپوزال آماده کردم و تقریبا هیچ چیزی جلو نرفت. چه چیزمان شبیه بقیه دنیا است که کار کردن‌مان طبق پروپوزال و برنامه‌ی از پیش تعیین‌شده بخواهد باشد؟ دیگر جوان نیستم و رمق ندارم که من را سر کار بگذارند. دوست باتجربه‌ای از طریق همین کانال تلگرام یافته بودم. در یکی از رفت‌وآمدهای سال گذشته به ایران با هم دیدار کردیم و گپ زدیم. چند سال از من بزرگ‌تر بود و از یکی از اشتباهات زندگی‌اش برایم تعریف کرد و از من خواست که تو آن اشتباه را مرتکب نشو. اما خب، خیلی وقت‌ها هیچ چیز تحت کنترل تو پیش نمی‌رود و آدم اشتباهات دیگران را دوباره تکرار می‌کند.
هیچی خواستم بگویم دیگر انرژی نوشتن در این‌جا را ندارم. نه که حرفی برای گفتن نباشد. هست. خیلی هم هست. اما خب چه فایده از حرف زدن؟ نه نان می‌شود، نه آب.
من از سال ۱۳۸۷ تا خرداد ۱۴۰۵ تقریبا به طور منظم وبلاگ نوشتم. بلاگفا نمی‌دانم سر کدام یکی از نوشته‌هایم فیلترم کرد و دسترسی‌ام به نوشته‌های خودم را منوط کرد به تایید نهادهای امنیتی! میهن‌بلاگ نابود شد و نوشته‌های من در آن هم به همچنین. بلاگ.آی.آر هم وقتی که ایران نبودم از فشارها خسته شد و زد همه‌ی وبلاگ‌ها را ترکاند و وبلاگ من هم مثل خیلی‌های دیگر از بین رفت. خودم هم ویرم گرفته بود بزنم این کانال را از بیخ نابود کنم. اما بعد گفتم خیلی‌های دیگر به عنوان مشتری حق آب و گل دارند. حداقل همین‌جوری بماند و حداقل یک خداحافظی کرده باشم.
باقی بقای شما.
  • 👍 41
Post #4712 976

Forwarded from اکوایران

📹 جام جهانی و تابعیت؛ آیا تنوع ملیتی رمز موفقیت تیم‌هاست؟

▫️جام جهانی ۲۰۲۶ بار دیگر این پرسش را پیش روی فوتبال جهان قرار داد که «تابعیت» تا چه اندازه می‌تواند بر موفقیت تیم‌های ملی اثرگذار باشد؟

▫️در گفت‌وگو با پیمان حقیقت‌طلب، پژوهشگر حوزه سیاست‌گذاری عمومی، به این موضوع پرداخته‌ایم که حضور بازیکنانی با پیشینه‌های مهاجرتی و تابعیت‌های متفاوت چگونه می‌تواند بر عملکرد تیم‌های ملی تأثیر بگذارد و آیا این تنوع، به مزیتی رقابتی تبدیل شده است یا خیر.

▫️او همچنین از روندی سخن می‌گوید که ممکن است در سال‌های آینده چهره فوتبال ملی را دگرگون کند؛ روندی که بر اساس آن، احتمالاً تیم‌های ملی کمتر از امروز متشکل از بازیکنانی با تابعیت‌ها و پیشینه‌های مهاجرتی متفاوت خواهند بود.

▫️مشروح این گفت‌وگو را در سومین قسمت از ویژه‌برنامه اکوایران درباره جام جهانی ببینید.

📺 @ecoiran_webtv
  • 👍 8
Older posts →

About this channel

How can I read @sepehrdad_channel without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for سپهرداد: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does سپهرداد have?
سپهرداد (@sepehrdad_channel) has 745 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does سپهرداد know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →