فایل پیدیاف مقاله ⬆️
*بافت نهادی و سیاست سرزمینی: تحلیل سیاست جدید منطقهای و سازمانهای توسعهی منطقهای در ترکیه*
نوری یاوان، شکری ییلماز و آیکوت آنیچ
ترجمهی کمال اطهاری
کانال تلگرامی البرز، مرداد ۱۴۰۵
*پیشگفتار مترجم*
نهادها (institutions) قواعدی هستند که روابط اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی را شکل میدهند، و بر اساس ارزشها، خواستهها و آرمانهای بشر ساخته میشوند. در واقع تاریخ تکامل بشر، تاریخ تکامل این نهادها است. ازینرو در متون علمیِ ترجمهشدهی متعدد و با ارزشی در ایران، به اهمیت نهادها در توسعه پرداخته شده، اما دربارهی دانش بسیار مهم «نهادسازی» institutional work یا institution building غفلت اساسی وجود داشته است. نهادسازی فعالیتِ هدفمندِ (پراکسیسِ) افراد یا سازمانها برای ایجاد، حفظ، اصلاح و یا حذف نهادها است، و کشف آداب آن خود به دانشی نوین تبدیل شده است. بدون داشتن چنین دانشی، نهادسازی موفق (که شرط لازم تاریخسازی است) ممکن نیست و بدتر از آن، این بیدانشی به ایجاد نهادهای ناقص (imperfect) و کژکارکرد (dysfunctional) میانجامد؛ که در ایران چنین شده و به بحران اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیستمحیطی کنونی انجامیده، و انحصارطلبان جهانی و منطقهای را به دخالت نظامی برای اعمالِ سلطهی خود ترغیب کرده است.
آداب نهادسازی را در کتاب «درآمدی بر سرمشق توسعهی اقتصاد و جامعهی دانش در ایران» بهتفصیل شرح دادهام، ترجمهی مقالهی «بافت نهادی و سیاست سرزمینی: تحلیل سیاست جدید منطقهای و سازمانهای توسعهی منطقهای در ترکیه» را به چند دلیل انجام دادهام: نخست، این مقاله فشردهای از آخرین دستاوردهای نظری و تجربی را دربارهی تحلیل نهادسازی، بهطور گویا ارائه مینماید. دوم، با خواندن مقاله میتوان دریافت که آنچه نورث و همفکرانش دربارهی اثر «وابستگی به مسیر»، گذشتن اطلاعات از «فیلتر فرهنگی»، یا «نظامهای دسترسی محدود» در نهادسازی شرح دادهاند، در این مقاله تبدیل به مفاهیم نظری شده و در تحلیل تجربی بهکار آمده است. سوم، این مفاهیم در تحلیل سیاست توسعهی منطقهای در ترکیه بهکار گرفته شده که نهادسازی آن هم از لحاظ برنامهریزی فضایی و هم تمرکززدایی دارای اهمیت اساسی در توسعه است، و حاکمیت و کارشناسان ایران دچار ناتوانی فکری و عملی در هر دو زمینه هستند. چهارم، ترکیه و ایران از لحاظ الگوی نهادی ورود به صنعتیشدن از ابتدای قرن بیستم بسیار شبیه هم هستند. بهطور مثال گرایش به «استانیسازی» نهادها در این مقاله، با همین نتیجهی من در مقالهی «خشکسالی یا خشکسازی: اقتصاد سیاسی آب در ایران» خوانایی دارد، ازینرو کارشناسان مربوطه ازین ترجمه استفاده زیادی میتوانند ببرند. پنجم، همانطور که در مقالهی اخیر و نیز پیشگفتار ترجمهی دو مقاله دربارهی چالشهای کسب هژمونی در مالزی با رویکرد گرامشیایی اشاره کرده بودم، بدون اغراق روشنفکران و فعالان مدنی و سیاسی ایران از لحاظ بهرهگیری نظری و عملی از نظریههای نوین، از جوامعی چون ترکیه و مالزی تا بیست سال عقب هستند و ضروری است بهرغم همهی سختیها، این عقبماندگی را جبران کنند تا مردم شایستهی ایران از درد و رنجی چندچندان که نسبت به مردم ترکیه و مالزی تحمل میکنند، رها شوند.
⬅️ [نسخهی Instant View در تلگرام ](https://t.me/athari_alborz/464)
▫️▫️
Post #14494
99