یک نوجوان ۱۶ ساله توانایی بسیار نادری دارد: کافی است تاریخی از گذشته زندگیاش به او گفته شود تا بتواند با جزئیات به یاد بیاورد آن روز چه اتفاقی افتاده، چه روزی از هفته بوده و چه رویدادهایی در جهان رخ داده است. پژوهشی تازه نشان میدهد راز این توانایی شاید نه در ذخیرهسازی بیشتر خاطرات، بلکه در شیوه دسترسی مغز به آنها باشد.
این توانایی حافظه خودزندگینامهای بسیار برتر یا HSAM نام دارد و گاهی نیز با عنوان هایپرتایمزیا شناخته میشود. تاکنون تنها حدود ۱۰۰ نفر با چنین تواناییای در مطالعات علمی ثبت شدهاند.
افراد دارای HSAM میتوانند تنها با دیدن یک تاریخ، خاطرات شخصی مربوط به تقریباً هر روز از گذشته خود را با سرعت و جزئیات بسیار زیاد بازیابی کنند و حتی روز هفته و رویدادهای عمومی مرتبط با آن زمان را به خاطر بیاورند.
نخستین مورد علمی شناختهشده در سال ۱۳۸۴ شمسی در فردی با نام مستعار AJ گزارش شد. حافظه او خودکار، مداوم و غیرارادی توصیف شده بود؛ یعنی خاطرات بدون تلاش آگاهانه به ذهنش هجوم میآوردند.
با این حال، HSAM همان حافظه عکاسی نیست. اساساً شواهد علمی محکمی برای وجود حافظه عکاسی به شکلی که در فیلمها نمایش داده میشود وجود ندارد. افراد دارای HSAM نیز لزوماً جزئیات تصاویر یا متنها را بهطور کامل حفظ نمیکنند و حتی مانند دیگران میتوانند دچار خاطرات کاذب یا تحریف حافظه شوند.
در پژوهش تازه، دانشمندان نوجوانی ۱۶ ساله با نام اختصاری KCL را بررسی کردند که خودش پس از پی بردن به توانایی غیرمعمول حافظهاش با پژوهشگران تماس گرفته بود.
آزمایشها تأیید کردند که عملکرد او با معیارهای HSAM مطابقت دارد. در آزمون تاریخهای تصادفی که حداکثر امتیاز آن ۳۰ بود، KCL امتیاز ۲۵ گرفت؛ در حالی که فرد همسن او در گروه کنترل تنها ۷ امتیاز کسب کرد.
در این آزمون، افراد باید برای ۱۰ تاریخ تصادفی، روز هفته، رویدادهای عمومی و خاطرات شخصی خود را به یاد میآوردند. برای مثال، بیشتر ما احتمالاً نمیدانیم در ۶ مهر ۱۳۷۸ یا حتی ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ دقیقاً چه میکردیم؛ اما KCL در بسیاری از این موارد نهتنها پاسخ داشت، بلکه با اطمینان خاطره مشخصی را بازیابی میکرد.
پژوهشگران سپس برای نخستینبار در محیط آزمایشگاه بررسی کردند آیا خاطرات شخصی این نوجوان بدون تلاش آگاهانه نیز بیشتر از افراد عادی وارد ذهنش میشوند یا نه.
هنگام انجام یک تکلیف رایانهای، در فواصل مختلف از او پرسیده میشد لحظاتی قبل به چه چیزی فکر میکرده است. نتایج نشان داد بخش بسیار بزرگی از افکار خودبهخودی او به خاطرات شخصی گذشته مربوط بود؛ بهمراتب بیشتر از افراد عادی.
نکته مهم این بود که ذهن KCL بهطور کلی بیشتر از دیگران سرگردان نمیشد؛ بلکه وقتی افکار خودبهخودی ایجاد میشدند، به شکل نامتناسبی به خاطرات زندگی شخصی او مربوط بودند.
همزمان، عملکرد عمومی شناختی و حافظه او در زمینههای دیگر در محدوده طبیعی قرار داشت. بنابراین این نوجوان الزاماً حافظهای فوقالعاده برای همه انواع اطلاعات ندارد؛ ویژگی استثنایی او عمدتاً به خاطرات زندگی شخصی محدود است.
پژوهشگران میگویند این یافته نخستین شواهد آزمایشگاهی را ارائه میکند که نشان میدهد HSAM ممکن است با افزایش چشمگیر خاطرات خودزندگینامهای غیرارادی مرتبط باشد.
به بیان ساده، تفاوت این افراد شاید فقط در مقدار چیزی که به خاطر میسپارند نباشد؛ بلکه مغز آنها برای دسترسی به خاطرات شخصی آستانه پایینتری دارد و سرنخهای روزمره بسیار راحتتر میتوانند خاطرهای از گذشته را فعال کنند.
این یافته میتواند مسیر تازهای برای فهم یکی از نادرترین تواناییهای حافظه انسان باز کند: شاید راز حافظه خارقالعاده نه فقط در آنچه مغز نگه میدارد، بلکه در چگونگی و سرعت دسترسی دوباره به آن نهفته باشد.
مطالب بیشتر
💡اتاق گفتگوی علم و آگاهی
منبع: Cortex
#حافظه
#مغز
#علوماعصاب
#روانشناسی
