شعام و تعلیق حکمرانی با پایان باز
استانداری تهران: منتظر اعلام رسمی پایان جنگ از سوی شورای عالی امنیت ملی هستیم تا فرآیند دو ماهه انتخابات شوراها آغاز شود.
پی نوشت :
جنگ و تعلیق زمان حکمرانی
۱. مسئله فقط تعویق انتخابات نیست:
مسئله اصلی، نه صرفاً عقبافتادن انتخابات، بلکه وابسته شدن بخشی از حیات سیاسی و اجرایی کشور به اعلام رسمی پایان جنگ است؛ رویدادی که زمان و حتی معیار تحقق آن روشن نیست.
۲. جنگ نباید به معنای تعلیق زمان باشد:
شرایط جنگی میتواند نحوه اداره کشور را تغییر دهد، اما نباید استمرار نهادهای قانونی و تقویم سیاسی کشور را بهطور نامحدود متوقف کند.
۳. تعویق با تعلیق نامحدود متفاوت است:
تعویقِ زماندار یک تصمیم اضطراری است اما موکول کردن امور به وقوع یک رویداد نامعلوم، وضعیت اضطراری را بالقوه به تعلیقی بیانتها تبدیل میکند.
۴. پایان جنگ دقیقاً چیست؟ :
اگر پایان جنگ شرط بازگشت به وضعیت عادی است، باید روشن باشد که منظور پایان درگیری نظامی، آتشبس، توافق سیاسی یا اعلام رسمی یک مرجع داخلی است؛ ابهام در این مفهوم، ابهام در زمان بازگشت به وضعیت عادی را نیز به دنبال دارد.
۵. تجربه جنگ هشتساله چه میگوید؟:
در جنگ ایران و عراق هم کشور در شرایط بسیار سخت نظامی قرار داشت، اما انتخابات و بیشتر فعالیت نهادهای سیاسی تا پایان جنگ متوقف نشد.
۶. تفاوت شرایط امروز را نباید نادیده گرفت :
اگرچه شرایط امنیتی، فناوری جنگ و الگوی تهدید امروز با دهه ۶۰ یکسان نیست اما این تفاوت ضرورت حفظ استمرار نهادی را منتفی نمیکند.
۷. تابآوری حکمرانی یعنی چه؟ :
حکمرانی تابآور آن نیست که در نبود بحران خوب کار کند، بلکه نظامی است که بتواند در دل بحران نیز کارکردهای اساسی دولت، مجلس، مدیریت شهری و نهادهای نمایندگی را با سازوکارهای متناسب حفظ کند.
۸. خطر عادیشدن وضعیت استثنایی:
اگر برای پایان محدودیتهای ناشی از جنگ، معیار و سقف زمانی مستقلی وجود نداشته باشد، وضعیت اضطراری ممکن است از یک استثنا به شیوهای دائمی برای اداره کشور تبدیل شود که بسیار خطرناک است.
۹. امنیت و انتخابات دو گزینه متضاد نیستند :
ممکن است شرایط جنگی برگزاری انتخابات را دشوار کند، اما میان برگزاری عادی و تعطیلی نامحدود, گزینههای میانی مانند تغییر زمان، تمهیدات امنیتی و برگزاری متناسب با شرایط وجود دارد.
۱۰. شوراها؛ حلقه فراموششده حکمرانی:
هرچه بحران طولانیتر شود، نیاز به مدیریت شهری و تصمیمگیری محلی کمتر نمیشود؛ بنابراین تعلیق نامعلوم انتخابات شوراها میتواند مستقیماً بر کیفیت حکمرانی روزمره شهروندان اثر بگذارد.
۱۱. مسئله فقط کارآمدی نیست؛ مشروعیت هم هست:
نهادهای انتخابی فقط ابزار اداره کشور نیستند، بلکه بخشی از سازوکار اعتماد و مشروعیت عمومیاند. بنابراین استمرار آنها در بحران، خود یکی از مؤلفههای تابآوری سیاسی است.
۱۲. پرسش درست چیست؟:
بهجای اینکه بپرسیم چه زمانی جنگ تمام میشود تا کشور به وضعیت عادی بازگردد؟، باید بپرسیم چگونه میتوان در شرایط جنگی نیز بخشهای ضروری زندگی عادی و حکمرانی قانونی را حفظ کرد؟
۱۳. راهحل؛ تعویق محدود و قابل بازبینی:
اگر شرایط امنیتی واقعاً برگزاری یک انتخابات یا فعالیت نهادی را ناممکن میکند، تعویق باید زماندار، مستدل، قابل بازبینی و دارای سقف مشخص باشد، نه وابسته به پایان نامعلوم جنگ.
۱۴. کشور نباید منتظر عادیشدن کامل بماند:
بازگشت به وضعیت عادی معمولاً یک فرایند تدریجی است، نه یک لحظه؛ بنابراین حکمرانی موفق باید بتواند عناصر زندگی عادی را حتی در دل بحران مرحلهبهمرحله بازسازی کند.
جمع بندی :
مشکل در پذیرش محدودیتهای موقت جنگی نیست؛ مشکل زمانی آغاز میشود که وضعیت اضطراری، زمان سیاسی کشور را در اختیار بگیرد و بازگشت به نظم عادی را به رویدادی نامعلوم و خارج از تقویم حقوقی وابسته کند.
در نهایت پرسش این نیست که جنگ چه زمانی تمام میشود؟ بلکه این است که آیا ساختار حکمرانی ما به اندازهای تابآور هست که کشور بتواند در شرایط جنگی نیز همچنان کشور بماند؟
#حکمرانی_شایسته
#سرمایه_اجتماعی
#جنگ
#تعلیق_حکمرانی
#شورای_عالی_امنیت_ملی
#خط_سبز
@sabzkhat
Post #2280
214