TGViewer
{ Roman } • { رمان } { Roman } • { رمان } @roman_of_10 · 1.31K subscribers
Post #6488 160
{ Roman } • { رمان } .رمان:#زیر‌آسمان‌پرستاره .نویسنده: #عباس_غلامی .پارت:اول زیر آسمان پر ستاره به نام مهربان ترین و بخشنده ترین کس. زیر آسمان پرستاره‌ی شهر هرات، در یکی از روستاهای اطراف، پسری به اسم سخی به همراه پدر و مادر، خواهر بزرگ‌ترش پری و برادر کوچک‌ترش نادر، در یک…
سخی در کوچه تنگ در حال حرکت بود. صدای غارغار کلاغ از شکمش می‌آمد، آن‌قدر بلند که گمان کرد در کوچه پیچیده است. راه رفتن برایش سخت شده بود؛ هر قدم مثل کشیدن سنگی بود. کمی که جلو رفت، تکه نانی خشکیده دید که روی زمین افتاده بود. خواست بردارد، اما دست‌هایش تکان نمی‌خورد. انگار کسی با ریسمانی نامرئی آن‌ها را بسته بود. پس زانو زد تا با دندان نان را بردارد. همین که نزدیک شد، بوی عدس به مشامش خورد و نان مثل سنگی سخت در دهانش سنگینی کرد.
چند بار تلاش کرد، نتوانست تکه‌ای بکند. پشیمان شد و به راهش ادامه داد تا از آن کوچه‌ی تنگ بیرون بیاید.

کنار خیابان، دشتی سبز بود پر از گل گندم؛ تا چشم کار می‌کرد سبزی بود. در همان حال، پایش به سنگی گیر کرد و به زمین افتاد. بی‌اختیار دستش را جلو آورد تا صورتش به خاک نخورد. مثل اینکه گره‌ی نامرئی باز شده بود؛ دست‌هایش آزاد بود. روی زمین، سکه‌ای قدیمی دید. در دستش گرفت و گرمای ملایمی در انگشتانش دوید. سکه را در جیبش انداخت. بوی نان تازه از دور به مشامش رسید. و بعد صدای مادر:
ـ سخی... سخی!

سخی از خواب پرید. چشمانش را مالید. نان تازه روی سفره بود. یاد سکه‌ی خواب افتاد. دست در جیبش کرد و سکه‌ای را که مادربزرگش به او داده بود، بیرون آورد. هنوز گرم بود.


لایک فراموش تان نشود عزیزان 🤍

_ادامه و قسمت بعدی فردا

لینک کانال ما را با دوستان تان به اشتراک بگذارید

@Roman_of_10
  • ❤ 5
  • ⚡ 2
More from @roman_of_10
  1. Oct 2, 2026اگر رمان، متن یا اثری برای نشر دارید، می‌توانید در این آی‌دی پیام بگذارید.! https://t.me/y…
  2. Oct 2, 2026زیر لب، پیش خدا، دعا‌گویان انتظار می‌کشم؛ روز‌ها، ساعت‌ها، آه، نه، نه… لحظه‌ها برای دیدن چ…
  3. Oct 1, 2026#محمدی #شما_فرستادید
  4. Oct 1, 2026چرا همیشه باید در آرزوی چیزی باشیم که محال است…؟ #بامداد_خمار @Roman_of_10
  5. Oct 1, 2026و مادرم هم گفت کمی قدم میزنه و بیرون رفت تنها مه و ایثار ماندیم فرصتی خوبی بود که در باره…
  6. Oct 1, 2026•رمان:#بانوی‌زیبایی‌میهن •نویسنده:#بانـوعمری •پارت:یازدهم افنان: هر جی صدا زدم نشینیدی خب…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →