ایثار: بلی مه کمک میکنم اما یک سوال دارم افنان چرا هر چیزی که نام گرفتی ره به رنگ سرخ است دگه رنگ ها نمیشه 🤷♂️
افنان: نخیر بدون رنگ سرخ دگه رنگ نمیشه چونکه رنگ سرخ نماد عشق است♥️فهمیدی😁
ایثار: اووه عجب معلوماتی 😂باشه هر کاری که میکنی بکو فقد به مه چیز های که نیاز است ره بگو که بیارم
یوسف: پس تحفه ره خودم انتخاب میکنم و گل ره همرای تحفه یکجا میگیرم دگه چیز های که لازم است ره به ایثار بگو میاره و تو هم افنان دگه کار های لازمی ره انجام بتی دخترم🥰
افنان: درست است پدر جان دلت جمع به دخترت اعتماد کن 🤭
هنوز حرف ما تمام نشده بود که مادرم وارد صالون شده گفت.
سلطانه: در باره چی حرف میزنید هاا افنان چیزی شده که میگی بالایم اعتماد کنین ،
مه هم که باید به مادرم دروغ میگفتم در مغزم به دنبال یک دروغ بودم که پدرم موضوع ره جمع کرد😉
یوسف : چیزی نشده خانم جان مه در باره امتحان افنان پرسیدم او هم گفت که بالایم اعتماد داشته باشین حتمآ کامیاب میشم 😊
پدرم بخاطر تغییر موضوع از مادرم پرسید.
یوسف: و هاا در تلفون کی بود با کی حرف میزدی؟
با ای دروغ پدرم دهنم باز ماند 😮به طرف ایثار دیدم که خنده میکرد😄مه ره هم خنده گرفت که مادرم جواب داد.
سلطانه: خواهرت یاسمین جان بود پرسانتان ره کرد و سلام هم برتان گفت .
ما همه گفتیم علیکم سلام
یوسف: علیکم سلام سلامت باشد ، پس دگه شب تان خوش اولادا مه دگه میرم بخوابم فردا صبح زود باید برم سر وظیفه
ما هم با پدرم و مادرم شب بخیری کردیم و همه گی به اتاق های خود رفته و خوابیدن
😴😴
لایک فراموش تان نشود عزیزان 🤍
_ادامه و قسمت بعدی فردا
لینک کانال ما را با دوستان تان به اشتراک بگذارید
@Roman_of_10