من اینجوریم که از عسل خوشم نمیاد، از سرکه خوشم نمیاد و خیلی وقتها یه از کچاپ هم خوشم نمیاد. ولی معلومه که واسه یه غذای جدید حاضرم همه رو قاطی کنم و تازه از نتیجه هم راضی باشم.
After Midnightبذر ریحان خریده بودم. مامانم چندتاشون رو کاشت تو گلدان، الان دیدم دوتاشون اندازه یه مورچه سبز شدن😭😭😭 انقدر کوچولو عن که مطمعن نیستم واقعا ریحانه باشه.
میخواستم دوره شرکت کنم، گفت آخرین مدرک تحصیلی. گفتم کلاس شیشم، بیچاره یه لحظه شکه شد. فکر کنم اینجوری بود که واقعا با این مقدار سواد میخوای دورهی تنکسین داروخونه بگذرونی؟😭 بعدشم پرسید انگلیسی میتونم بخونم یا نه🥲 یا دلش به حالم سوخت یا فکر کرد سر به سرش میذارم در کل شرمنده😭😂
After Midnightآقاهه اومد گفت بچم جرعت نکرده تنهایی بیاد ازت آب بخواد😭😭😭 امشب مهمون داشتیم، موعق کار تو آشپزخونه خیلی کمرم درد میکرد در حدی که داشت گریم میگرفت، به نظر خودم خیلی خوب داشتم چهرم رو کنترل میکردم😭 بعد دختر داییم چند بار بهم گفت اخمت رو باز کن و من فکر میکردم…
هیچوقت فکر نمیکردم به مرحلهای برسم که بچهها ازم بترسن😭😭
آقاهه اومد گفت بچم جرعت نکرده تنهایی بیاد ازت آب بخواد😭😭😭 امشب مهمون داشتیم، موعق کار تو آشپزخونه خیلی کمرم درد میکرد در حدی که داشت گریم میگرفت، به نظر خودم خیلی خوب داشتم چهرم رو کنترل میکردم😭 بعد دختر داییم چند بار بهم گفت اخمت رو باز کن و من فکر میکردم صرفا داره اذیتم میکنه مخصوصا چون قیافه ی عادی من خودش یکم سرده. ولی ظاهرا کاملا در اشتباه بودم. خواهرم میگفت این آخرا کاملا اخم کرده بودی آدم ازت میترسیده😭😭 فکر نمیکردم انقدر اوضاع بد بوده باشه😭😭😭😭😭😭😭😭