آقاهه اومد گفت بچم جرعت نکرده تنهایی بیاد ازت آب بخواد😭😭😭
امشب مهمون داشتیم، موعق کار تو آشپزخونه خیلی کمرم درد میکرد در حدی که داشت گریم میگرفت، به نظر خودم خیلی خوب داشتم چهرم رو کنترل میکردم😭
بعد دختر داییم چند بار بهم گفت اخمت رو باز کن و من فکر میکردم صرفا داره اذیتم میکنه مخصوصا چون قیافه ی عادی من خودش یکم سرده.
ولی ظاهرا کاملا در اشتباه بودم.
خواهرم میگفت این آخرا کاملا اخم کرده بودی آدم ازت میترسیده😭😭
فکر نمیکردم انقدر اوضاع بد بوده باشه😭😭😭😭😭😭😭😭
Post #942
19
- 🤣 4