Post #89
137 Oct 10, 2026, 12:44 UTC آقای قاضی، زخمِ ما شاهد نمیخواهد؛ سکوتمان تمامِ ماجرا را دیده #ریحان
Post #88
130 Oct 10, 2026, 05:15 UTC اقای قاضی ریش ریش است دلمان، حکم مَده نمک بیشتر را.. #ریحان
Post #87
185 Oct 9, 2026, 08:14 UTC در اقیانوس چه نیافتی که به کرمِ قلاب دل باختی؟ وسعتِ اقیانوس را پیمودی؟ که چنین آسان، تن به طوفان باختی؟ مگر از عقل و منطق دست شُستی؟ که افسارِ خویش به دستِ دل یافتی؟ چه جای این سخن ای دل، خموش باش؛ تو عاقبت به یک نگاه دل باختی!! بگذر از این رود، پیش از آنکه غرورت را به پایِ این احساس نباختی! #ریحان
Post #86
147 Oct 8, 2026, 08:34 UTC تمرگیده بودم به تنهاییِ خویش مرا تو به اغوایِ بیراهه بردی نشسته بودم بر گورِ قلبِ خویش چو مسیحا، ز هوس مرده را زنده کردی تو مگر نمیترسی از عاقبتِ خویش؟ که چنین بیپروا گناه کردی؟ #ریحان
Post #85
157 Oct 7, 2026, 11:22 UTC غرض وفاست که با اغیار میکنی با من چرا ز روی جفا کار میکنی؟ چون مادری که قند ز کامِ طفل گیرد مهرِ خود از سینهٔ من، ریشهوار میکنی تخمِ محبتت به دل کاشتی، ولی اکنون به تیغِ هجر، مرا بیقرار میکنی هر بار خواستم که فراموشت آوَرَم با یک نگاه، خاطرهها را به بار میکنی با دیگران به لطف و مدارا نشستهای با من ولی حدیثِ غمِ روزگار میکنی #ریحان
Post #84
133 Oct 7, 2026, 09:09 UTC ـ دارم امیدِ کام، از آن لب کز او هنوز نوبر نکردهایم جوابِ سلام را #شفایی_اصفهانی
Post #82
139 Oct 6, 2026, 06:35 UTC به مو میرسه پاره هم میشه درد هم داره گریه ات هم میگیره ولی... زمان زمان زمان...
Post #81
152 Oct 5, 2026, 11:52 UTC بس کن دلِ دیوانه، او یارِ دگر دارد از روزِ نخستین هم، سودایِ دگر دارد آن مست که آمد، زد دستی به دل و بگذشت مست آمد و مست هم رفت، انگار خبر دارد دل را به چه امیدی بستیم به آن چشمش؟ او از سرِ آغازش، دل در گروِ مَهرُخی دارد این قصه مگر پایان، جز دردِ دگر دارد؟ پس بگذر و بگذارش، که او هفترنگ دارد دل، قصهٔ او بس کن، که وفا کم دارد هرکس که دو دل باشد، آخر دلِ دگر دارد #ریحان
Post #79
21 Oct 4, 2026, 12:59 UTC تو بیا مست در آغوش من مستیات با بغلت هر دو گناهش با من
Post #78
20 Oct 4, 2026, 11:08 UTC تو بیا مست در آغوش من مستیات با بغلت هر دو گناهش با من . . . 🤦🏻♀
Post #77
150 Oct 4, 2026, 08:44 UTC بعضی زخمها باید بمانند تا یادمان نرود چه چیزهایی را نباید دوباره تکرار کنیم. - پائولو کوئیلو
Post #76
23 Oct 4, 2026, 04:24 UTC یارب، دلِ بازش دِهْ صد عمرِ درازش دِهْ فخرش دِهْ و نازش دِهْ تا فخر بُوَد ما را #مولانا
Post #75
158 Oct 3, 2026, 20:00 UTC این منِ در آینه من نیستم! انقدر که تظاهر میکنم، محکم نیستم در دل تخم غریبی کاشتی ریشه زد اما، نای رُستن نیستم گو چرا اینگونه جا کردی میان سینه ام؟ نای رفتنها ندارم، پس کمی دور می ایستم.. #ریحان
Post #74
160 Oct 3, 2026, 13:16 UTC زندگی وادارت میکنه قوی باشی؛ بغضتو قورت بدی، جا نزنی، دندون روی جیگر بذاری و ادامه بدی... گاهی قوی بودن یعنی با تمامِ تکهتکههات بازم سرپا بمونی. چون بعضی وقتا، زنده موندن آخرین چیزییه که هنوز ازت نگرفتن.
Post #73
18 Oct 2, 2026, 19:33 UTC سخت میپسندم، اما عمیق دوست دارم؛ سخت دل میکنم، اما وقتی رفتن را انتخاب کنم، دیگر چیزی برای برگشت نمیگذارم. آرام و بیاحساس به نظر میرسم؛ اما بیاحساس نیستم، فقط وقتی تمام میشوم، دیگر هیچکس به منِ قبل دسترسی ندارد. 11مهر1405 تولدم مبارک
Post #72
16 Oct 2, 2026, 06:11 UTC داشتم به دوستم میگفتم؛ هر بار که عزیزی را از دست میدهیم، انگار تکهای از قلبمان را هم با او از دست میدهیم. هر غم بزرگی که به قلبمان میخورد، بخشی از ما را با خودش میبرد. اگر یک روز بنشینیم و رنجهایمان را بشماریم، شاید بفهمیم چرا اینقدر عوض شدهایم؛ چرا دیگر مثل قبل ذوق نمیکنیم، دل نمیبندیم، و برای بعضی آدمها حتی تلاشی برای ماندن نمیکنیم. آدمها وقتی زیاد رنج میکشند، یک روز به بیحسی میرسند. نه اینکه دیگر احساس نداشته باشند؛ نه... فقط دیگر دلشان، مثل قبل، جا ندارد. آنقدر از آن کم شده که حالا فقط یک تکهی کوچک باقی مانده؛ و خب... آدم وقتی فقط یک تکهی کوچک از قلبش را برای خودش نگه داشته، دیگر آن را به دست هر کسی نمیدهد.
Post #70
17 Oct 1, 2026, 07:05 UTC شده آیا غمی ریشه به جانت بزند؟ بله، آنگاه که سکوت، زخمِ زبانت بزند. شده آیا نِگَهی غمت افزون بُکُند؟ بله، آنگاه که نگارا، نگه بیمهر کند. شده آیا کسی از تو، دلِ خویش بِبُرَد؟ بله، آنگاه که غمت دید و فراموش کند. شده آیا دلت منتظرِ کس باشد؟ بله، آنگاه که او باشد و، اما انکار کند شده آیا بخندی، دلِ تو خون باشد؟ بله، آنگاه که لبخند، غم من پوش کند. #ریحان
Post #68
16 Sep 27, 2026, 15:23 UTC کاش یک لحظه شوم کودک و خوابم ببرد مادرم در بغلش سوی اتاقم ببرد کاش یک لحظه گشایم چشم و کودک باشم ناز من را پدرم ، صدبرابر، بخرد کاش برگردم به آن کودکی و خوشحالی تا مرا خوابِ خوشِ امن، به آغوش ببرد کاش یک لحظه فقط کودکِ دیروز باشم بیخبر از غمِ فردا، دلِ من خواب ببرد #ریحان