🔸فعلا انتخاب کردیم نه انقلاب
در این چند صباحی که "مُهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم"، تعدادی از عزیزان پیام دادهاند که فلانی! انصافاً آیا از این که در انتخابات اخیر شرکت کردی پشیمان نیستی و احساس نمیکنی فریب خوردی؟ در خفا عرض کردم و اکنون در علن مینویسم که خیر. البته حس و حالم چندان تعریفی ندارد اما نمیتوانم گزارش این وضع و حال را در یک دو کلمه به پشیمانی یا فریبخوردگی تقلیل دهم. مسأله این است که ما در خردادماه انتخاب کردیم نه انقلاب. آن هم انتخابی در غایت محدودیت و اضطرار و ناچاری. به هرحال اگر طرف مقابل پیروز میشد تا چند سال با این فکر مشغول بودیم که "مردم پای صندوق نیامدند والّا فلانی رأی میآورد و اوضاع کم و بیش تغییر میکرد". اما حالا اگر دولت فعلی نتواند کاری از پیش ببرد تنها گزینۀ پیش رو وداع با ج.ا است.
اجازه بدهید با مثالی موضوع را روشنتر کنم. تصور کنید شما تعمیرکاری را جهت تعمیرِ تلویزیونِ معیوب به خانه آوردید. تعمیرکار بعد از ساعتها تلاش و عرقریزی وضع را بدتر میکند. شما متوجه میشوید که طرفحسابتان اینکاره نیست. محترمانه تشکر میکنید و از او میخواهید بدون این که خسارتی بدهد خانه را ترک کند. طرف امّا دستبردار نیست و مدعی است که تا همین جا هم کلّی پیش رفته و وسیلۀ معیوب شما را بهبود بخشیده است. در حالی که پیشتر تلویزیون شما فقط کمی خش خش داشت و حالا نه صوت دارد نه تصویر. بالتبع صدایتان بالا میرود و آمادهاید که دست به یقه شوید. در این حین شاگرد تعمیرکار که جوان به ظاهر موجّهی است از شما خواهش میکند ده دقیقه به او فرصت بدهید اگر او نتوانست کار را سامان دهد آن وقت هر کار دلتان خواست بکنید. یکی از اعضای خانواده وساطت میکند و از شما میخواهد آرام باشید و این ده دقیقه را هم تحمل کنید. رأی ما به پزشکیان حکم این فرصت را به نظام ج.ا داشت. شاید بگویید چرا باید این فرصت را به مشتی از خدا بیخبر داد؟ عرض میکنم اولا گزینۀ دیگری نداشتیم و در بیعملی به سر میبردیم. شرکت در انتخابات و حذف گزینۀ مطلوب یا مطلوبترِ مسبّبان وضع موجود هم برای خودش حرکتی بود. ثانیاً بعضی انقلابیون دیروز را پیش چشم داریم. آنها امروز میگویند نظام پهلوی قابل اصلاح بود و اگر فرصت میدادیم آن فجایع رخ نمیداد. فردا هم کسانی حرفهایی از این دست خواهند زد اما با این انتخابات پیشاپیش پاسخ خود را گرفتهاند. به هرحال امثال بنده شاید از ترس و بیعرضگی همواره به تغییرات مسالمتآمیز و بدون خونریزی هم میاندیشند.
نمیخواهم ناامید باشم. این که بعضی از منتقدان سابق به محض راهیابی به دستگاه حاکمیت هر اصلی را زیر پا میگذارند و توجیه میکنند، مهوّع است. اینکه وضع خطابه و تکلم رئیس جمهور تقریباً فاجعهبار است امر مهمی است اما چارهناپذیر است. اینکه ریاست جمهوری با رأس هرم قدرت نشسته و کابینه را تحت امر ایشان چیده نیز ادنی اهمیتی ندارد. شخصاً از همان ابتدا ترجیح میدادم این اتفاق طراحی حضرتش بوده باشد و خود او متوجه ضرورت تغییر شده باشد. علی رغم بعضی دوستان نسبت به کابینه هم نگاهی منفی ندارم. بعضی وزرا نسبتاً شایستهاند و بیشک در آینده تغییراتی کیفی در ساز و کار آن وزارتخانهها رخ خواهد داد. حتی به زودی ممکن است فیلترینگ، تعدیل، و گشت ارشاد هم جمع یا محدود شود. اما بیتعارف این اقدامات اگرچه ضروری است دیگر چارۀ کار نیست. آنچه پزشکیان به اجمال دریافته و چند نوبت در دورۀ تبلیغات انتخاباتی از آن سخن گفته دو مسألۀ اصلی است: اول اینکه هر کاری را باید به اهلش سپرد. دوم اینکه سفرۀ حاکمیت و مردم از هم جداست. و این دومی به مراتب از اولی مهمتر است و اساساً اهمیت اولی برای حلّ مسألۀ دوم است. در خصوص وعدۀ نخست شخصاً تا حدودی امید بهبود دارم. یعنی احتمالا ده تا بیست درصد تحول محسوس را در این زمینه شاهد خواهیم بود. و اندک اندک شاید وضع بهتر شود. اما در مورد مسألۀ دوم با توجه به ساختار سراسر فاسد حاکمیت امید چندانی نیست. از طرفی یکی شدن سفرۀ مردم و مسئولین انصافاً توقع بیجایی است. این را فارغ از شوخی عرض میکنم. اساساً دیگر خودِ مردم مستضعف یا دست کم قریب به اتفاق فرودستان که امروز اکثریت جامعه را تشکیل میدهند هرگز سودای برابری ندارند و با واقعنگری آرزو میکنند طبقۀ حاکم و متصل به قدرت در اوج رفاه و عیش و امنیت باشد اما از مردم هم یک زندگی معمولی و حدّاقلی دریغ نشود.
بنده هم خوب میداند که خدای ناکرده قرار نیست ما با سر و صورت کثیف و جامۀ مندرس و چرک با بزرگان همسفره شویم. استغفرالله ربی واتوب الیه. ما میگوییم شما اربابید و ما رعیت. نفت و گاز و آب و برق و کوفت و زهرمار و همه چیز این سرزمین از آن شماست. اموال و انفال متعلق به امام المسلمین است. طبیعی است که شما صلاح میبینید این غنائم را بین مریدانِ مزدور خودتان تقسیم کنید. مزدوران هم که بیشمارند. 👇
Post #438
6.27K