بخش اول شعر(تلفیقی از ابیات):
ذات تو کجا و ذات آدمیتبخش دوم شعر(تلفیقی از ابیات):
آدم نشوی به آدمیت
این شاخ که از گل تو سر زد
جز طعنهی مردمش ثمر نیست
هر دشنامی که میتوان گفت
رویش ز تو در کسی دگر نیست
هر فعل بدی که میتوان گفت
از سلسلهی شما بدر نیست
گفتم که حدیث مختصر کنبخش سوم شعر(تلفیقی از ابیات):
وین عربده با کسی دگر کن
در هم نشوی ز گفته ما
اینها عرضیست معتبر کن
گفتم که تو شیشه باز داری
جهل است ز سنگ من حذر کن
دریاب زبان رمز و ایما
دریاب کنایه و معما
اینست که قیمهات کشیدم
این کارد به استخوان رسیدهست
اینست که تیر شد گذاره
شستم به زه کمان رسیدهست
بگریز که باز میکنم شست
بگریز که تیرم از کمان جست
بگذار که از نسب نگویم
وز نسبت جد و اَب نگویم
🆔@rezahajibagheri