از نظر برخی افراد، قوه مجریه اساساً کارآمد نیست و تنها یک جریان سیاسی توانایی اداره آن را دارد و سایر جریانها فاقد صلاحیت لازماند.
از سوی دیگر، به باور همین افراد، قوه مقننه نیز تحت مدیریت «دیکتاتورها» قرار دارد؛ اما در عین حال، خودشان مدعیاند که در تشخیص مسائل و اداره امور کشور کاملاً محق هستند.
در مورد قوه قضاییه نیز همین تناقض دیده میشود؛ آن را فاسد و ناکارآمد میدانند، مگر آنکه تصمیمات این قوه مطابق نظر و منافع آنان باشد. برای نمونه، احکام یا پروندههایی که درباره برخی مسئولان و چهرههای مورد حمایتشان مطرح میشود، اساساً پذیرفته نمیشود(مانند قضیه وزرای متخلف و چای دبش و ...)
حتی درباره ساختارهای عالی تصمیمگیری کشور نیز چنین ادعاهایی مطرح میکنند؛ از جمله اینکه اعضای شورای عالی امنیت ملی، رهبری را در وضعیت محدودیت قرار دادهاند و ایشان اختیار مستقلی در تصمیمگیری ندارد.
در نهایت، برخی از این افراد مدعی وقوع «کودتا» هستند و خود را موظف میدانند برای «نجات رهبری از دست کودتاچیان» وارد عمل شوند.
جالب آنکه در میان همه این نهادها و ساختارها، تنها نهادی که ظاهراً همچنان مورد اعتماد آنان است، صداوسیماست!
این حجم از بیاعتمادی به تقریباً تمام ارکان نظام، در کنار پذیرش بیچونوچرای تنها یک نهاد، بیش از آنکه یک تحلیل منسجم سیاسی باشد، نشاندهنده نوعی نگاه گزینشی به ساختارهای رسمی کشور است.
🆔@rezahajibagheri
Post #46
757
- 👌 5