نوروز، تو را دارا میكند و همۀ گلهای نوشكفته را سارای تو. بخند و آواز بخوان و بازی كن كه سیصدوپنجاه روز گریستی و چشم از روزنامههای قاتل برنداشتی. اكنون خبرسازترین زوج جهان، تویی و هر كس كه در كنارت نشسته است؛ از مادر پیر و فرتوتت تا يار همدل و مهربانت. همه ایرانیاند و همه زخمخوردۀ تاریخ و فریب. رقص ماهی قرمز را در تُنگ شیشهای ببین تا گرفته باشی انتقامت را از ظلم و جهل و تعصب. انتقام، آن نیست كه شمشیر كشی و نعرههای هیبتشكن زنی؛ كه این شیوۀ تورانیان است، نه ایرانیان. انتقام، آن است كه دیواری از شادی و سپاس بركشی و بر روی آن بنشینی: پشت به دروغ و فريب و ريا.
رضا بابایی
Post #1363
22K
