🅾️ احمد فردید و میراث فکری او
✍ مسیح علی پور
●احمد فردید، چهرهای که نامش بیش از آنکه در متن فلسفه باشد، در حاشیهی پرهیاهوی سیاست و فرهنگ معاصر ایران حک شده است و در تاریخ اندیشهی ما بیش از هر چیز با واژهی مبهم و سیال «غربزدگی» شناخته میشود. مفهومی که خود او هرگز به شکلی منسجم و تحلیلی تدوین نکرد، اما همچون شبحی در فضای فکری و سیاسی ایران سرگردان ماند و دستمایهی جریانهای گوناگون برای مشروعیتبخشی به ایدئولوژی و حذف مخالفان شد.
○ بسیاری از منتقدان فردید، معتقدند از فلسفهی هایدگر تغذیه میکرد، اما زبان او در ایران به جای آنکه به فهم تاریخی، گفتوگو و پرسشگری بینجامد، در پردهای از ابهام، رمزپردازی و ترکیب بیضابطهی واژگان عربی، فارسی و آلمانی فرو رفت.
●این زبان مبهم، با نوعی اقتدارگرایی معنوی و ادعای دسترسی به «حقیقت پنهان»، امکان پرسشگری آزاد را محدود کرد و به جای شکوفایی اندیشه، به انحصار آن انجامید.
○حلقهای از شاگردان فردید، که در حوزههای دانشگاهی، فرهنگی و رسانهای نفوذ یافتند، میراث او را نه در قالب گفتوگوی فلسفی، بلکه در شکلدادن به فضایی ایدئولوژیک ادامه دادند؛ فضایی که در آن هر صدای منتقد با برچسب «غربزده» خاموش میشد و مسئولیت پاسخگویی علمی به پرسشها به حاشیه رانده میشد. نتیجه، شکلگیری فرهنگی بود که نقد را خیانت میپنداشت و وفاداری به ابهام را فضیلت میدانست.
●میراث فردید، در عمل، بیش از آنکه به پرورش اندیشهی آزاد بینجامد، به گروگانگیری عقل و گفتوگو بدل شد. امروز، اگر بخواهیم از این سایهی سنگین عبور کنیم، باید شجاعت بازخوانی و نقد ریشهای این میراث را داشته باشیم؛ باید به جای سحر و جادوی واژهها، به روشنی استدلال پناه ببریم و به جای ترس از برچسبها، به رویارویی صریح با پرسشهای زمانه تن دهیم.
○رهایی عقل از بند عوامفریبی و بازگشت به گفتوگوی نقادانه، نه صرفاً یک ضرورت علمی، بلکه پیششرط هر تحول فکری و اجتماعی است. این رهایی، یعنی گسستن از سنتی که پرسش را میکشد تا قدرت بماند؛ و یعنی ساختن فضایی که در آن، حقیقت نه در انحصار حلقهای خاص، بلکه در میدان مشترک عقل و آزادی جستوجو شود.
فردید در ۲۵ مرداد ۱۳۷۳ درگذشت.
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
Post #414
1.29K
- ⚡ 10