🅾️ سایه بلند عرفان بر پیکره ناآگاهی ایرانیان 1
عرفان و صوفی گری هماره در این منطقه از جهان بازارش پر رونق بوده است. عرفان را اگر در تعریفی کلی رابطهای بین انسان و معبود خویش بدانیم و آن را روشی برای تزکیه نفس، در این مجمل نوشته کاری به این وجه آن نداریم بلکه مقصود ما کارکردهای اجتماعی و سیاسی عرفان و صوفی گری است.
▫️ادوارد براون تصوف را واکنش ایرانیان در برابر دین سامی میدانند و قاسم غنی هم در این نظر با براون هم سخن است و همینطور سعید نفیسی تصوف را بالکل دارای منشأی آریایی دانسته و به تاثیر اندیشههای مانوی در رشد و نمو صوفیگری اشاره میکند. خیل پژوهشگران در این نکته همدل و هم نظرند که عرفان و تصوف ایرانی واکنشی دربرابر شکست ایرانیان از اعراب و سیطره دین اعراب بوده و بالواقع صوفیگری جنبشی برای تلطیف آموزههای دین سامی بوده است. عرفان و صوفیگری دارای دورههای مختلف تاریخی بوده ولی اندیشههایی در تمامی این دورانها در بین نحلۀهای مختلف آن مشترک بوده است. خرد گریزی و خرد سوزی و باور به قضا و قدر را میتوان فصل مشترک تمام نحلۀهای عرفانی و صوفی گری دانست.
ابوسعید ابوالخیر که یکی از مشایخ صوفیه و بزرگان عرفان ایرانی است در ذم تدبیر و ارج نهادن بر تقدیر چنین میگوید: "از راه تدبیر برخیز و بر راه تقدیر نشین." همو در حکایتی دیگر میگوید: "هیچکس روی سلامت نبینند مگر اینکه در تدبیر مانند اهل قبور باشد. زیرا خداوند مردم را مُضطر و بدون چارهای آفرید."
عطار در تذکره الاولیا از زبان بسطامی میگوید: " من در قبضۀ قضا و قدرم، چه اختیار دارم؟ هرچه او خواهد همان شود." یا در اسرار التوحید میخوانیم که ابوالحسن خرقانی در باب تقدیر میگوید: "بنده را چه جای تدبیر؟ که او را از خود چیزی نیست. همه حکم خداست و قضا و قدر او." همینطور خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین میگوید: "اختیار در دست بنده، خیالی بیش نیست؛ همه کار قضاست."
و در نهایت حلاج به زیباترین و در عین حال فریباترین صورت ممکن فلسفه قضا و قدر و پوزخند تقدیر بر تدبیر را شرح میدهد: "تدبیر تو در برابر تقدیر، لعب کودکان است." اندیشه قضا و قدر و پوزخند بر تدبیر باعث کاهلی و گوشهنشینی و عزلت مردمان شد.
▪️رواج خانقاه نشینی و دوری از اجماع و پیگیری سعادت فردی درعین بیتوجهی به زندگی اجتماعی یکی از پیامدهای این اندیشه قضا و قدری بود. قریب چند سده اندیشههای صوفیگری و عرفان مبتذل سکه رایج بازار اندیشه در ایران بود. از زمان صفویه به این سو در یک تضاد جالب، صوفیانی که ترک دنیا کرده بودند داعیه دار حکومت شدند و به تعبیر دکتر طباطبایی به دنیاداری دنیاگریزانه پرداختند! تقریباً تا اواخر قاجار این ترک کنندگان لذاید و جفنههای دنیوی بر مقدرات ملت مسلط بودند و نیاز به بازگو کردن نتایج کارشان نیست.
✍️بهروز حسینی
#عرفان #تصوف
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
Post #401
1.07K
- 👍 4