🔴 مروری بر چند سوگیری شناختی
■سوگیری شناختی (Cognitive bias)، الگویی است که در قضاوت و استدلال انحراف ایجاد کرده که به موجب آن، نتیجهگیریهایی که در مورد سایر افراد و موقعیتها انجام میگیرد، ممکن است به شکلی غیرمنطقی صورت گیرند. افراد، “واقعیت اجتماعی ذهنی” شان را از طریق مشاهده ورودیها شکل میدهند. شکلگیری “واقعیت اجتماعی” یک فرد، رفتار وی در جامعه را دیکته میکند و نه ورودیهای عینی او؛ بنابراین، سوگیری شناختی، در نهایت ممکن است به تحریف ادراکی، قضاوت نادرست، تفسیر غیرمنطقی یا آنچه که بهطور گسترده، بیخردی نامیده میشود، منجر شود(ویکی پدیا).
▪طی این یادداشت و چند یادداشت آتی، سعی شده است مهمترین سوگیری های شناختی که می توانند موجب شکل گیری قضاوت و تصمیمات نادرست در مدیران و کارکنان شود به اختصار معرفی و تشریح شوند.
1️⃣. دوامنگری (Survivorship bias)*
نوعی سوگیری شناختی است که ذهن فقط نمونههای زنده و موفق را در نظر میگیرد و در نتیجه در داوری موقعیت خطا میکند. دوامنگری یکی از آفات تحلیلهای کلان مالی است، زیرا گاهی اوقات به باورهای بسیار خوشبینانهای میانجامد. به عنوان نمونه گاهی اوقات در تحلیل عملکرد مالی موفق اقتصاد یک کشور در طول ده سال، دوامنگری باعث میشود تحلیلگر، تمام شرکتهایی را که دیگر نیستند از محاسبات حذف کند.
▫از دیگر پیامدهای دوامنگری باور غلطی است مبنی بر اینکه موفقیت یک شخص یا گروه حتماً وابسته به ویژگیهای خاصی بوده که آن فرد یا گروه داشته و نقش بخت و اقبال در آن صفر در نظر گرفته میشود، در حالیکه شانس در هر موفقیتی نقشی ولو کم دارد. این پندار غلط که برای موفقیت باید فقط به افراد موفق نگریست ناشی از دوامنگری است. وقتی شکست از چشم پنهان میشود، تفاوت میان شکست و موفقیت نیز از نظر دور میماند. در تحلیل اطلاعات و دادهها باید همه نمونهها را در نظر گرفت، چه آنانی که موفق شدند و دوام آوردند چه آنانی که به هر دلیلی شکست خوردند چرا که “مردگان حکایت نمیکنند.”!
2️⃣. همپوشانیگرایی:
(Shared information bias)*
همپوشانیگرایی نوعی سوگیری شناختی است که اعضای جمع تمایل دارند بیشتر درباره موضوعاتی که برای همه آشناست گفتگو کنند و کمتر برای موضوعاتی وقت صرف کنند که برخی اعضا از آن آگاهی ندارند. به زبان ساده، همپوشانیگرایی گرایش به صحبت درباره اطلاعات مشترک جمع است. همپوشانیگرایی میتواند پیامدهای زیانباری در تصمیمگیریهای گروهی داشته باشد. وقتی اعضای جمع اطلاعاتی را که بقیه ندارند به اشتراک نمیگذارند، نمیتوان انتظار داشت تصمیمات کاملاً آگاهانه اخذ شوند.
▪بگذارید با یک مثال فرضی قضیه را روشن کنم. شاهرخ و دوستانش تصمیم میگیرند پس از اتمام کار بروند سینما. موعدش که فرا میرسد قرار میشود جمع تصمیم بگیرد چه فیلمی تماشا کنند. همه خستهاند و هر چه تصمیمگیری به درازا بینجامد زمان نیز از دست میرود. یکی فیلمی را پیشنهاد میکند و بیشتر جمع موافقت خودشان را اعلام میکنند. شاهرخ قبلا آن فیلم را دیده است و به نظرش فیلم بدردنخوری است. برخیها در این مرحله نظرشان را آشکارا اعلام میکنند. شاهرخ ترجیح میدهد به خاطر جمع چیزی نگوید. دلیل این امر گیرافتادن در دام همپوشانیگرایی است.
▫در مثال بالا هیچگاه جواب درست و قطعی برای اینکه چه فیلمی را تماشا کنیم وجود ندارد. بحثِ سلیقه است. وقتی پای توافق جمع در میان باشد احتمال همپوشانیگرایی بالاتر میرود. گارولد استاسر، استاد روانشناسی دانشگاه میامی در اوهایو و ویلیام تایتِس، استاد روانشناسی دانشگاه فنی آرکانزاس، در پژوهشی مشترک در سال ۱۹۸۵ نشان دادند که افراد وقتی در یک گروه قرار میگیرند بیشتر تمایل دارند در گفتگو همپوشانی کنند با اینکه طبیعتاً گفتگو درباره اطلاعاتی که دیگران از آن بیخبرند روشنگرتر است. همپوشانیگرایی زمانی که قرار است جمع درباره موضوعی قضاوت کند و به توافق نهایی برسد شدت میگیرد.
▪یک دلیل میتواند محدودیت زمان باشد. فرد ترجیح میدهد ساز مخالف نزند تا قضیه سریعتر جمع شود. برعکس اگر تمرکز جمع رسیدن به بهترین تصمیم ممکن و محدویت زمانی کمتر باشد، هر کس راحتتر نظرش را بیان میکند. تصمیمگیری جمعی دشواریهای خاص خود را دارد. دلیل عمده دیگری که باعث همپوشانیگرایی میشود اضطراب ناشی از بیان نظر متفاوت در جمع است. بیشتر افراد از اینکه مخالف جمع شناخته شوند بیزارند. به علاوه حرف زدن در جمع عدهای را سراسیمه میکند. اعضای یک جمع به شهرتشان در میان دیگران اهمیت میدهند و دوست ندارند به آبروشان لطمهای وارد شود. وانگهی آنها گمان میکنند با بیان نظر مخالف ممکن است پیوندهای عاطفیشان با دیگران در خطر قرار بگیرد.
#خطای_شناختی #سوگیری
#Cognitivebias
#bias
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
Post #290
64
- 👍 1