احساس یا برداشت؟ (Feelings vs Perceptions)
خیلی وقتها جملهمون رو با «احساس میکنم...» شروع میکنیم، اما چیزی که بعدش میاد لزوماً یک احساس نیست. ممکنه یک برداشت، ادراک، باور، مفهوم، نظر، داستان، روایت، تفسیر، قضاوت یا فرافکنی دربارهٔ خودمون، دیگری یا یک اتفاق باشه.
مثلاً:
«احساس ترس میکنم» نامبردن از یک احساسه.
اما «احساس میکنم امن نیستم» میتونه برداشتی از موقعیت باشه. شاید زیر این برداشت، ترس، اضطراب یا درماندگی حضور داشته باشه.
«احساس غم میکنم» یک احساسه.
اما «احساس میکنم رها شدهام» یا «احساس میکنم منو کنار گذاشتهاند» بیشتر یک برداشت و داستان رابطهایه. زیر اون ممکنه غم، ترس، خشم، تنهایی یا شرم باشه.
«احساس خشم میکنم» یک احساسه.
اما «احساس میکنم به من بیاحترامی کردی» تفسیری از رفتار دیگریه. شاید در بدن گرما، انقباض یا فشار حس کنیم و زیر این برداشت، خشم، غم یا ترس حضور داشته باشه.
«احساس میکنم دوستم نداری» هم احساس نیست؛ برداشتی دربارهٔ دیگریه. شاید تجربهٔ زندهتر این باشه:
«وقتی پاسخی نگرفتم، سینهام منقبض شد، غم و ترس اومد و بخشی از من اینطور برداشت کرد که برای تو مهم نیستم.»
برداشتها اشتباه یا بیاهمیت نیستند. معمولاً از تجربههای گذشته، زخمهای رابطهای و بخشهای محافظ ما شکل میگیرند.
در رویکرد IFS یا سیستمهای خانوادهٔ درونی، نوعی کار با بخشهای مختلف روان، تلاش میکنیم بخشهایی رو که درون ما زنده و فعالاند بشناسیم، نام ببریم و با کنجکاوی بهشون گوش بدیم:
«کدوم بخش من این داستان رو باور کرده؟ این بخش از چی میترسه و به چی نیاز داره؟»
این نمودار برای اصلاحکردن حرف همدیگه یا زیر سؤال بردن تجربهٔ کسی نیست. بعضی واژهها مثل «رنجیده» یا «آسیبدیده» هم ممکنه در مرز میان احساس و برداشت قرار بگیرند. هدف، نزدیکشدن به تجربهٔ اصیل، بدنمند و همینلحظهمونه.
وقتی میگیم «احساس میکنم...»، میتونیم چند لحظه مکث کنیم و بپرسیم:
• الان در بدنم چه حسی وجود داره؟
• زیر این برداشت، چه احساسی حضور داره؟
• چه معنایی به این اتفاق دادهام؟
• این تجربه چه نیاز یا مرزی رو به من نشون میده؟
در همراهی با دیگری هم میتونیم بهجای تصحیحکردنش بگیم:
«ممنون که گفتی این تجربه چطور برات فرود اومد.»
«ممنون که گفتی چه چیزی برای تو حقیقت داشت.»
«کنجکاوم بدونم همین حالا در بدنت متوجه چه چیزی میشی.»
وقتی احساس، حس بدنی و داستان ذهن رو از هم تشخیص میدیم، میتونیم مسئولیت تجربهٔ درونی خودمون رو بپذیریم، بدون اینکه واقعیت یا رنج خودمون رو انکار کنیم. همین تمایز ساده میتونه راهی بهسوی خودآگاهی، ارتباط روشنتر و ترمیم باز کنه.
جامعهٔ سایکدلیک رواننما
Post #277
909

- ❤ 17
- 👍 2
- 👌 2