دارم یه فایل از معاملات یکی از مارکت میکرهامون درست میکنم که طی این ماه اخیر انجام داده روی بازار بیتکوین تا کسایی که علاقه دارن بتونن بررسی کنن مدل اردرگزاری هم مارکت میکرهارو هم کسایی HFT انجام میدن.
این چند وقت اخیر به وضوح دارم میبینم کار با این ابزار های هوشمصنوعی عملا فرایند توسعه کند و حتی مشکل کرده. وقتی بحث یه پروتوتایپ پیش میاد خوبه اما تو مقیاس بزرگ واقعا افتصاحه. کسی نمیتونه همه کد هایی که میزنه بخونه و بررسی کنه همین باعث میشه که کلی باگ وارد پروداکشن بشه.
و بعدش هم اصلا راحت نیست بین اون همه کد باگ پیدا بشه و بهتره که از اول نوشته بشه. این فاز کلاد کد اینا برای این بچه های تولید محتوای اینستا و یوتیوب خوبه فقط تو پروداکشن لجن میزنن به کد.
گول این تبلیغات نخورید هنوز مهندس خوب خیلی درامدش بالاست وخیلی فاصله داره تا بیکاری.
سلام وقت بخیر اگر کسی از دوستان صرافی داخل ایران دارن یا میشناسن مجموعه ای به این شکل که نیاز به جذب سرمایه دارن لطفا به من پیام بدن. مجموعه ما داخل دبی علاقه به سرمایه گذاری داره.
پ.ن: رکورد جدید — ۲۰ روز پشت سر هم، روزی ۱۰ ساعت کار مفید :) (۸:۳۰ شب به وقت دبی)
یه ایدهای دارم که مدتیه جدی بهش فکر میکنم. میخوام یه تیم کوچیک ولی خفن جمع کنیم؛ از اون تیمهایی که هرکسیش چندتا کار بلده (آچارفرانسه واقعی)، سریع میتونن پروژه جمع کنن و تحویل بدن.
پلن اینه که از دبی با شرکتهایی که تو حوزه فینتک تو خلیج فارس فعالن پروژه بگیریم. شرکت رو اینجا ثبت کردم، از نظر قانونی اوکی هستیم و میتونیم راحت کار کنیم. در کنارش، دوست دارم یه کاری هم بکنیم که به شرایط فعلی ایران کمک کنه، هرچقدر که از دستمون برمیاد.
الان دنبال این نقشها هستم:
بلاکچین دولوپر سافتویر انجینیر مهندس هوش مصنوعی
(دیتا و فولاستک داخل تیم داریم.)
بیشتر از هر چیزی، دنبال آدمهای باحال، مسئولیتپذیر و اهل کار واقعیام — نه صرفاً رزومه قشنگ.
و از همه مهمتر: نت خوب داشتن واقعاً اوجب واجباته :)
تجربهی من از کار با تیمهای چینی تا الان یه تصویر جالب ساخته—نه لزوماً اون چیزی که معمولاً تصور میکنیم.
به نظرم برتریشون از «هوش خارقالعاده» نمیاد، بیشتر از طرز فکر و سبک کارشونه. دو تا نکته خیلی برام پررنگ بود:
اول اینکه اصلاً از اشتباه نمیترسن. ما یه محصول رو سه بار لانچ کردیم و هر بار نسخهاش اون چیزی که باید نشد. ولی هیچوقت حس “وقتمون هدر رفت” وجود نداشت. هر بار خیلی ساده میگفتن: فهمیدیم این مسیر جواب نمیده، بریم اصلاحش کنیم. بدون دراما که تیم فنی تو دیواره..
دوم، سطح کار کردنشونه. مثلا این آخر هفته، از سرمایهگذار گرفته تا مدیرعامل و تیم فنی، همه تا ۱۰ شب توی آفیس بودیم. نه از جنس فشار، بلکه از جنس درگیر بودن واقعی. مدیرها هم بهطرز عجیبی در جریان جزئیات پروژهان—نه فقط در حد گزارش.
خیلی سادهزیست. اینجوری که حتی قهوه نمیخورن فقط آب جوش همیشه کنار دستشونه. غذای سبک در حد یکم سبزیجات و سیب زمینی.
و نکته عجیبتر: هیچ سیستم حضور و غیاب یا میکرومنیجمنت وجود نداره.
هیچکسم حق نداره داخل آفیس صحبت کنه مگراینکه کنارت نشسته باشه. باید پیام بدی بهشون ((:
چند روزه هر بار لینکدین رو باز میکنم، واقعاً دلم میگیره. پشت هر پست تعدیل نیرو، فقط یه خبر ساده نیست؛ یه آدمه با کلی تلاش، امید و برنامه که یهدفعه همهچی براش نامعلوم شده. دیدن این همه آدم توانمند که اینطوری از کار جدا میشن، خیلی سخته. حس میکنم شرایط برای جامعه تک ایران زیادی سخت شده؛ هم درگیر مشکلات داخل هستیم، هم فشار تحریمها… و وسطش آدمهایی که فقط میخواستن کار کنن و یه زندگی معمولی داشته باشن.
با این حال، فکر میکنم هنوز مهمترین چیزی که داریم، همدیگهایم. شاید نتونیم همهچیز رو درست کنیم، ولی حداقل میتونیم کنار هم باشیم و به هم کمک کنیم. اگر کسی از دوستان به خاطر این شرایط دنبال کاره یا نیاز به کمک برای بهتر کردن رزومه، اپلای یا پیدا کردن کار ریموت داره، خوشحال میشم اگر از دستم کاری برمیاد انجام بدم به صورت رایگان
قیمت نفت: دروغ بزرگ بازارآنچه روی چارت میبینی، قیمت واقعی نفت نیست. برنت روی ۱۰۸ دلار است، WTI روی ۱۰۱. اما نفت فیزیکی دبی، همان نفتی که واقعاً در خلیج تحویل داده میشود، بین ۱۲۶ تا ۱۶۶ دلار دست به دست شده. بازار یک چیز نشانت میدهد، واقعیت چیز دیگری است.جیپی مورگان تحلیل داده که قیمتهای فعلی برنت و WTI نه از روی واقعیت عرضه و تقاضا، بلکه با تکیه بر ضربهگیر موجودی انبارها سرپا نگه داشته شدهاند. به زبان سادهتر، این اعداد مصنوعیاند. یک سپر موقت است که طبق پیشبینی جیپی مورگان تا حوالی ۱۵ آوریل دوام میآورد. بعد از آن، بازار باید با حقیقت روبهرو شود.پس مشکل فقط گران بودن نفت نیست. مشکل این است که قیمت فعلی تاریخ انقضا دارد. بازار روی وام گرفته از زمان نفس میکشد و وقتی این زمان تمام شود، آنچه پنهان مانده بود مستقیم و بیپرده بیرون میزند.
تو ۴۰۰ روز گذشته، فعالیت من در لینکدین به حدود ۵۰۰ هزار ایمپرشن رسید. ولی چیزی که برام مهمتر بود، آدمهایی بود که شناختم و همکاریهایی که شکل گرفت.
اکثر پست های من راجب تجربیات کار هایی هست که طی روز انجام میدم و شاید کمتر از ۵ دقیقه نوشتن یک پست ازم وقت میگیره و اینجاست متوجه شدم ارزش تجربه چقدر زیاده.