.
نظرات چند تن از بزرگان عرصهی قلم در خصوص کتاب "عزازیل":1- یحیی الجمل: گمان نمیکنم تا کنون چنین اثری خوانده باشم. این اثر فوقالعاده است!
2- د. جابر عصفور: اگر این رمان را درست بخوانیم به اهداف والا و پاکی مقاصد اخلاقی و معنوی آن پی میبریم؛ اهدافی که بر ارزشهایی چون : گذشت، پذیرش دیگران، احترام به حق اختلاف نظر و رد اصل خشونت و... تاکید میورزند. رمان، زبانی شعر گونه دارد و پژواک مناجات صوفی در آن تکرار میشود؛ این امر به خصوص در زمان راز و نیاز هیپا با خدایش مشهود است.
3- اسقف یوحنا گریگوریوس: یوسف زیدان اولین رمان نویس مسلمانی است که به شیوه ای مؤثر، رمانی در مورد لاهوت مسیحی مینویسد او همچنین اولین مسلمانی است که میکوشد برای بزرگترین مشکلات کلیسا راه حل ارائه دهد. یوسف زیدان به زندگی دیرها گام نهاد و حوادث کلیسایی را به قلم یک راهب نوشت؛ حوادثی که واقعاً رخ دادند و بر تاریخ کلیسای قبطی تاثیر بسزایی داشتند.
4- در نشستی پیرامون نقد رمان حاضر، دکتر سعید الورقی گفت: عزازیل یک اثر ادبی است نه تاریخی. زیرا نویسنده جهانی موازی جهان واقعی می سازد که با آن مساوی نیست. و این جهان بازنگری افکار و برگرفته از وجدان و درون اوست.
عزازیل اثری بسیار دلچسب است . زیرا تصاویری در بر دارد که در آن واحد بیانگر ضعف و عظمت انسان هستند . هم چنین جست و جوی پرسش های مطلق را به تصویر می کشد و به سوال های فراوانی پاسخ می دهد که از آغاز پیدایش انسان تا کنون مطرح بوده اند . سوال هایی از قبیل : من کیستم؟ به کجا می روم؟ این همه چه ارزشی دارند و...
از آغاز دانستیم که هیپا سفری نفسی ، روحی و جسمی را آغاز کرد. این سفر بیگانگی از مکان و روح و سفری برای کسب معرفت است.او برای افزودن بر یقینش به دنبال دلایل بیشتر بود. نبرد انسان در آغاز و پایان سفر مشهود است. هیپا طی سفرش به نتایجی دست یافت، از قبیل: شیطان تو، از خود توست و وسوسه های نفسانی همان سرشت بشری تو هستند. شک وضعف انسان تا جایی که مربوط به سرشت بشری ما باشند عیب ونقص به شمار نمی روند. و جدل های درونی ریشه در ضعف و قدرت دارند و حقیقت محض سرابی بیش نیست و شهوت یک بخش اساسی در ساختار جسم انسان است.
وی در مورد دلیل انتخاب نام عزازیل برای این رمان گفت: با این که هیپا؛ قهرمان داستان، در پاسخ این سوال می گوید؛ «عزازیل یکی از نام های شیطان است و این شیطان بخشی از نفس انسان است. یعنی عزازیل هیپا، بخشی از وجود اوست.» ما از این مطلب چنین نتیجه می گیریم که این عنوان نقابی است که مولف بوسیله ی آن تأکید می کند که این رمان، بر مبنای تقابل جسم و روح یا خیر و شر- که هر دو در وجود انسان هستند- نیست ، بلکه بر مبنای سفر انسان است که هیپا در جست وجوی خود در پی خدا و معرفت ، آن را نمایندگی می کند. هیپا چون معرفت را احساس می کرد این سفر را آغاز کرد ولی متوجه شد که هر گامی که می پیموده و هر کشفی که می کرده ، سرابی بیش نیست.
وی افزود: نویسنده با ذکر طومارهای چرمی دست نویس قرن پنجم میلادی یک فضای تاریخی ایجاد کرده اما همه ی اینها صورتک هایی بیش نیستند. رخدادهای رمان، از قبیل: جست وجوی مطلق به دنبال آزادی، معرفت، سوالها و اندیشه ها با رعایت جایگاه دینی، از آغاز تا کنون، ذهن هر انسان اندیشمند را به خود واداشته اند.
مهم ترین نکته ی رمان این است که معلومات موجود در آن بر هنر غالب نشده اند و هنر عامل غالب بر معلومات است. لذا این اثر در درجه ی اول اثری هنری است و نه ، تاریخی. رمانی هنری است پیرامون مرگ و زندگی، جسم، ایمان و روح و متنی داستانی برای انسانی است که رسالت مهمی دارد که همان عشق و محبت است. نویسنده همه ی شیوه های نقلی با تنوع ضمایر و تداخل آنها را به کار برده و عنصر زمان را با تکیه بر سبکی فراتر از سبک نقل قول؛ مانند گفت و گوی درونی ، در می نوردد. این رمان ساختار نقلی متعددی دارد که مولف با استفاده از طومارهایی که هیپا نوشت، توانسته آنها را ماهرانه در قالب نقلی واحدی بگنجاند.
#عزازیل #یوسف_زیدان
@qoqnoospun