(از خوانندگان از بابت ناسزاهای منقول در این نوشته، که جهت بحث لغوی از نقل آنها ناگزیرم، پوزش میخواهم. همچنین از خوانندگان درخواست میکنم پس از خواندن این نوشته مقالۀ دکتر علیاشرف صادقی را که پایینتر ضمیمه کردهام بخوانند تا اگر من سخن نادرستی گفتهام از آن راه صورت درست را ملاحظه بفرمایند.)در قطعهای در ذمّ منجّمان که در جنگ ضیاءالدین تویسرکانی آمده و نگارنده آن را در اینجا دیده، کلمۀ کان/گان در این بیت به کار رفتهاست:
زنانِ جَلَبْشان که درخانهها
به روزی دو صد باره کان/گان میدهند...
در کانالی که این قطعه را معرّفی کردهاست، کلمۀ قافیه «کان» خوانده شده و ظاهراً آن را حاصل تصحیح افراطیِ «کون» دانستهاند. این محتمل است، اما صورت محتملتر آن است که این کلمه «گان» باشد، که حاصل افزوده شدن «ن» غیراشتقاقی به «گا (< گای)» است. دکتر علیاشرف صادقی در مقالۀ «دو تحوّل آوائی در زبان فارسی (حذف و اضافه شدن صامت «ن» بعد از مصوّتهای بلند)» (مجلّۀ زبانشناسی، سال نوزدهم، شمارۀ دوم، پیاپی ٣٨، ص١-٩) بعضی شواهدِ افزوده شدن «ن» غیراشتقاقی پس از مصوّتهای بلند را به دست دادهاند که ظاهراً «گان» را هم باید به آنها افزود. این واژه در ترکیب «گانداده» («کنایه از مرد بدفعل و نیز بمعنی قحبه») و نیز «گانگاه» («زفافگاه و جائیکه در آن جماع و مباشرت بعمل آید») در آنندراج وارد شدهاست (هر دو منقول از لغتنامه). این واژه همچنین گویا در جایگاه صفت و بهمعنیِ «قحبه» نیز به کار رفتهاست، در این بیت از قاضی عبدالله (از شعرای معاصر تقیالدین کاشی):
پدر آن شب که میکِشتهست او را غالبا داده
غذا از ...س کباب لحم روبه مادر گانش
(خلاصة الاشعار و زبدة الافکار، بخش ری و استراباد و نواحی آن بلاد، مقدمه و تصحیح مرتضی موسوی و رضوان مسّاح، میراث مکتوب، ص٨۵؛ از آقای مرتضی موسوی از بابت معرّفی این شاهد سپاسگزارم)
بیت قدری ضعف تألیف دارد، اما ظاهراً در معنیِ «گان» و نیز در آنکه بهعنوان صفت به کار رفتهاست تردیدی نباشد.
آخرین نکته آنکه «گان دادن» همانندِ «جماع دادن» ساخته شدهاست:
[...] و به براهین قاطعه مبرهن گردانیدهاند که از زمان آدم علیه اسلام تا اکنون هر کس که جماع نداد میر و وزیر و پهلوان و لشکرشکن و قتّال و سرافراز و مالدار و دولتیار و شیخ و واعظ و معرّف نشد، و دلیل بر صحّت این قول آنکه متصوّفه جماع دادن را علّة المشایخ گویند. (کلّیات عبید زاکانی، بهاهتمام محمّدجعفر محجوب، رسالۀ اخلاق الاشراف، ص٢۴٠)ــــــــــــــــــــــــــــــ
پانویس یک: مصراع نخستِ قطعۀ مذکور را باید «حکیمان کذّاب بیهودهگوی» خواند که «ی» پایان آن کمرنگ است (از آقای عرفان چوبینۀ بهروز بابت این تذکّر سپاسگزارم).
پانویس دو: شاید در بیتِ قاضی عبدالله «را» از پایان مصراع دوم حذف شدهباشد و معنیِ بیت چنین باشد: پدر[ش] آن شب که او را میکشتهاست به احتمال زیاد از راهِ ...س به مادرِ قحبهاش غذایِ کبابِ گوشتِ روباه دادهاست.
پانویس سه: دوست عزیز، آقای محسن احمدوندی، اطّلاع دادند که «گان دادن» و «گان کردن» امروز در زبان کردی رایج است و به همان شیوۀ معمول جماع اشاره دارد. از ایشان سپاسگزارم.
@QalamAndaz