(از آقای عرفان چوبینۀ بهروز و خانم نسترن نجاتی که در نگارش این یادداشت از مشورتشان بهرهمند بودهام سپاسگزارم.)
یکی از قصاید پراشکال منوچهری قصیدهای است در مدح فضل بن محمّد الحسینی که با این مصراع آغاز میشود: «وقت بهار است و وقت ورد مورّد». یکی از اشکالات مهم در این قصیده در تخلّص به مدح آن است، جایی که به نظر میرسد چفت و بست تشبیب و مدح چندان محکم نیست. در دو چاپ اخیر دیوان بیتی به میان آخرین بیت تشبیب و اوّلین بیت مدح الحاق شدهاست که حبیب یغمایی ادّعا کردهاست آن را در نسخهای دیده بوده، اما هیچ یک از دو مصحّح چاپهای اخیر (شیری و پس از او آبادیان) در نسخههای خود آن بیت را نیافتهاند. سه بیت محلّ سخن را با نسخهبدلهای بیت نخست از چاپ اخیر دیوان نقل میکنم:
ابر چنان مِطرَد سیاه¹ برو² برق
همچو مُذَهّب یکی کتابت مطرد³
[بارد گوهر همی سحاب به گلبن
گویی ماند به دست خواجۀ امجد]
فضل محمّد که هیچ کس نشناسد
فضل محمّد چنانکه فضل محمّد
١. پا، ملک، ملک٢: مطرد سیاه؛ مر: مطرد سیاه و؛ گل١: مطرد و سیاه؛ تب: میطرد سیاه. ٢. پا، مر، گل١، تب: برو؛ ملک، ملک٢: درو؛ مج: بران. ٣. پا: همچو یکی مطرد سیاه کتابت مطرد؛ مر: همچو یکی مطرد سیاه مطرد؛ ملک: چون بکی منظر و کتاب مطرد؛ گل١، مج: همچو مذهب یکی کتاب مطرد (در مج زیر بیت: شهاب ممدّد)؛ ملک٢: همچو یکی مطرد و کتاب مطرد؛ تب: همچو مذاهب یکی کتاب (بینقطه) مورّد؛ گل٢: همچو مذهب یکی کتاب مبرد؛ د: همچون مذهب یکی شهاب (بدل: کتاب) مطرد.
اگر بیت دوم واقعاً سرودۀ منوچهری باشد باید بتوان پاسخی قانعکننده یافت برای این پرسش که چگونه ممکن است چنین بیت ضروریای از همۀ نسخههای دیوان او (جز یک نسخه که آن را یغمایی دیده و نشانیای از آن نداده و پس از آن ناپدید شدهاست) افتادهباشد؟ ابتدا و انتهای سه بیت هیچ شباهتی با یکدیگر ندارد و نمیتوان علّتی یافت که موجب شدهباشد آن یک بیت را همۀ نسخهها از قلم انداختهباشند. اما شاید بشود راهی یافت که نیازی به آن بیت وجود نداشتهباشد.
با توجّه به نسخهبدلهایی که نقل شد، به نظر میرسد ضبط بیت نخست در هیچ یک از چاپهای دیوان درست نباشد. وزن مصراع دوم بیت در نسخۀ پا (که آبادیان گاه بیش از حد به آن اعتماد کرده و در اینجا آن را یکسر کنار نهادهاست) مختلّ است و بهوضوح یک کلمۀ زائد در آن وجود دارد. آن یک کلمۀ زائد را میتوان بهسادگی یافت: سیاه. کاتب از آنجا که در مصراع یکم «مطرد سیاه» را دیده بوده در این مصراع نیز با دیدن «مطرد» دچار سهو شده و کلمۀ «سیاه» را تکرار کردهاست. اما آیا خود کلمۀ «مطرد» در میانۀ مصراع دوم (نه در قافیه) نیز حاصل سهو اوست؟ از ضبط بعضی دیگر از نسخهها، یعنی مر، ملک و ملک٢ به نظر میرسد که چنین نیست و ظاهراً در میانۀ مصراع دوم نیز کلمهای مانند «مطرد» وجود داشتهاست. در واقع در ضبط کلمۀ دوم یا سوم مصراع دوم نسخهها به دو دسته تقسیم شدهاند: دستۀ اوّل کلمۀ سوم «مطرد»؛ دستۀ دوم کلمۀ دوم «مذهّب». شباهت رنگ سرخ برق با طلا موجب میشود که «مذهّب» تعبیر معقولی باشد و چنانکه آبادیان اشاره کردهاست منوچهری در بیت دیگری نیز برق را به طراز زرّین تشبیه کردهاست (نک. بیت ١۰٢٣ چاپ آبادیان)؛ اما آیا ضرورتاً شاعر در اینجا نیز به رنگ کتیبه اشاره کردهاست؟ طبعاً نه. از بررسی ضبطهای گروه نخست و شباهتها و تفاوتهای آنها با یکدیگر و با گروه دوم میتوان دریافت که همگی منشعب از چنین صورت اوّلیّهای بودهاند: همچو یکی مطرد کتابت مطرد. این همان ضبطی است که ارتباط میان ابیات اصیل را روشن میسازد و نشان میدهد بیت آمده در میان قلّاب افزودۀ نالازم سپسین است.
یکی از نقوش رایج بر پارچههای قدیم کتیبههای مکرّری است که نام یا نام و القابِ مهدی الیه یا سفارشدهندۀ پارچه را در بر داشتهاند. یعنی اگر بنا بود برای فضل بن محمّد پارچهای بافتهشود ممکن بود که آن پارچه دربردارندۀ کتیبههایی باشد که نام فضل بن محمّد را تکرار میکنند: فضل محمّد، فضل محمّد، فضل محمّد. اکنون به دو بیت بنگریم:
ابر چنان مطرد سیاه، برو برق
همچو یکی مطّرِد کتابت مطرد
فضل محمّد که هیچ کس نشناسد
فضل محمّد چنانکه فضل محمّد
یکی از معانیِ «مُطَّرِد» در پی یکدیگر شونده است (نک. لغتنامه) و «کتابۀ مطّرد» یعنی کتیبۀ پیاپی. در اینجا ابر به پرچمی تشبیه شدهاست که بر آن کتیبهای پیاپی هست: «فضل محمّد». در بیت دوم «فضل محمّد»های نخست و سوم نام ممدوح است و «فضل محمّد» دوم بهمعنیِ «بزرگیِ محمّد (= پیامبر اسلام)»؛ اما روشن است که تکرار «فضل محمّد»ها در این بیت برای ساختن تصویری مشابهِ کتیبههای مکرّری است که در بیت یکم وصف شدهاست. گویی خواننده هنگام دیدن بیت دوم کتیبههایی را میبیند که عبارت «فضل محمّد» را تکرار میکنند.
@QalamAndaz