دکتر علی رواقی در مقالۀ «برخی از واژههای دشوارخوان شاهنامه» که در مقدّمۀ فرهنگ شاهنامه بازچاپ شدهاست (ص یکصد و هشتادوشش)، دربارۀ بیت «ای آنکه غمگنی [صحیح: غمّگین] و سزاواری/ واندر نهان...» نوشتهاند:
هر وقت این بیت را میخواندم و اگر در آن روزهای خوب و خوش جوانی، از روی اتّفاق کمی غمزده و غمگین بودم، احساس میکردم که رودکی روبهروی من نشسته است و به من دهنکجی میکند، چراکه از این بیت اینگونه برداشت میکردم: ای کسی که اندوهگین و غمزدهای، مستحق و سزاوار این غم هستی و...
غم و غصّۀ خود آدم به کنار، یک نفر هم دائم به آدم بگوید حقّت است، نوش جانت که این بلا بر سرت آمد.
نمیدانم شما خوانندۀ گرامی وقتی این بیت را میخوانی آیا برداشتی جز دریافتی که من داشتهام داری، یا نه؟ و آیا همین معنی را میپذیری؟
پاسخ من این است که نه؛ نه تا کنون چنین برداشتی کردهام و نه چنین معنیای را میپذیرم. رودکی خیلی ساده و سرراست میگوید «ای کسی که غمگینی و سزاواری به غمگین بودن» و کاملاً روشن است که مرادش آن است که غم تو آنقدر بزرگ هست که شایستۀ غمگین بودن باشی و بشود به تو حق داد؛ آن «حقّت است، نوش جانت که این بلا بر سرت آمده» چیزی است که ذهن ایشان به متن افزوده و معنی آن را عوض کردهاست. در واقع ایشان با ذهنیت خود پیچی در معنی سرراست بیت انداختهاند و بعد کوشیدهاند که آن پیچ را باز کنند.
در حین تلاش برای باز کردن آن پیچ، ایشان به بیتی از شاهنامه برخوردهاند و معنیِ آن را نیز قلب کردهاند:
شب تیره تا روز دینار داد
بسی خلعت ناسزاوار داد
ایشان نوشتهاند:
ناسزاوار، در این بیت شاهنامه نمیتواند به معنی ناشایست و نابایست و ناخوشایند باشد؛ بلکه بیشتر میتوان از آن معنای ناسازوار و مختلف و ناهمگون و متفاوت و گاه صفت پارچهای که اندازۀ هندسی ندارد حس کرد و شناخت.
چنین برداشتی از این بیت شاهنامه حاصل بیتوجّهی به بافت داستان است. این بیت در پادشاهی فرایین آمدهاست (نک. چاپ مسکو، ج٩، ص٣۰۰)¹، در جایی که او بدون حساب و کتاب و بی توجّه به سزاواری و ناسزاواری افراد از گنج شاهی بخششهای بیوجه میکند. از قضا در این بیت بهترین معنی همان «ناشایست» است: به کسان خلعتهایی داد که شایستۀ آن نبودند. پس از این رواقی میگوید:
این معنی تا اندازهای توانست معنای بیت رودکی را بر دلم نرمتر کند، چراکه اکنون میتوانستم بگویم که سزاوار در بیت رودکی معنایی جز آن داشته و دارد که من میشناختهام و او این واژه را در معنی سازگار و ملایم به کار گرفته است، نه در معنایی که من دریافته بودم.
نگارنده جز اظهار تعجّب چیزی نمیتواند گفت.
اما دکتر رواقی پس از این به یک اشکال واقعی اشاره میکنند: چرا در برخی ترجمههای قرآن «اختلاف» به «ناسزاواری» ترجمه شدهاست؟ پیش از پاسخ دادن به این پرسش باید گفت که اختلاف، در کاربرد قرآنیاش، یک مفهوم "عقیدتی" است؛ یعنی آنگاه که مشتقّات این کلمه در قرآن به کار میرود به تفاوت عقیده در میان گروههای مختلف اشاره میشود، نه به نزاع و درگیری که امروز از اختلاف برداشت میشود. از همین روست که مثلاً در تفسیر قرآن پاک، که دکتر رواقی بدان استناد کردهاند، متضادّ «اختلاف» (که به ناسزاواری ترجمه شده) «موافقت» است:
معنی اختلاف میان دو تن ناسزاواری بود که هر یکی از ایشان مر یار خود را در آنچه گوید و کند موافقت نکند.
غیرممکن نیست که این معنی توسّع یافتهباشد و «ناسزاواری» بهمعنیِ سرکشی به کار رفتهباشد، آنگونه که «نشوز» فقط در یکی از قرآنهای مورد استناد در فرهنگنامۀ قرآنی (ص١۵١۶) به «ناسزاوار[ی]» ترجمه شدهاست، اما فعلاً شاهد قابل اتّکایی از این کاربرد در دست نداریم. فعلاً روشن است که «ناسزاواری» گاه در ترجمهها بهمعنیِ «اختلاف» به کار رفتهاست، پس شاید «سزاواری» نیز جایی بهمعنیِ «توافق» به کار رفتهباشد. در هر حال این معنی با بیت رودکی تناسبی ندارد و اصلاً بیت رودکی اشکالی ندارد که بخواهیم برای رفعش به این راههای دور و دراز برویم.
اما دربارۀ علّت به کار رفتن «ناسزاواری» بهمعنیِ «اختلاف» میتوان به دو توجیه قائل شد: یکی توسّع یافتنِ معنیِ «ناسزاوار» و دیگری تأثیر صورت مشابه. معادلِ فارسیِ «مختلف، ناموافق» در واقع «ناسازوار» است و فعلاً بر نگارنده روشن نیست که آیا کاتبان در مواردی بهخطا این کلمه را به «ناسزاوار» تبدیل کردهاند یا مشابهتِ بسیارِ این کلمه با «ناسزاوار» موجب شده که معنیِ آن به «ناسزاوار» نیز سرایت کند.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
١. تصحیح خالقی مطلق در این بیت تفاوت قابل توجّهی با چاپ مسکو ندارد (جز: شب تیره و روز دینار داد)، پس من هم به همان چاپی استناد کردم که رواقی استناد کردهاست، تا مشخّص شود که علّت برداشت نادرست نه تفاوت متن، که فقط بیتوجّهی به بافت داستان بودهاست.
@QalamAndaz