یه چیزی میخوام بگم. اگر اون پست "بهترین قدم بعدی" که شش سال پیش نوشتم مال سی و پنج سال اول بود، شما نکته این پست رو بذارین تجربه سی و پنج تا چهل و پنج.
تجربه شخصیه.
داستان مشترک بین خیلی از جلسات مشورتیه.
داستان دل خیلی آدمهاییه که سخت کوش و پرتلاشند، وظایفشون رو نسبت به زندگی انجام میدن، حتی بلند پروازند.
اما تو دلشون خوشحال نیستند.
نکتهاش اینه:
از یه جایی به بعد توی زندگی ... وقتی توی محیط سمی نیستیم، زندگی همون لحظه روی ناخوشش رو نشون نداده، مشکل مالی و جانی واضحی نداریم....از اون به بعد رضایت از زندگی یک اتفاق نیست. یک مهارته که باید کسب بشه.
آسون هم نیست. حتی وقتی هم از لحاظ تئوری درکش کنیم اجراش صبر و قدمهای کوچک میخواد. یه روز آدم خوبه، یه روز دوباره میره سر خونه اول...
اما میخوام بگم اگر سی سالگی رو رد کردین، کنار بقیه هدفها اینم گوشه ذهنتون داشته باشین که قرار نیست یه روز صبح پاشین و ببینین از زندگیتون راضی هستید. این رضایته یه مهارته که اگر توی خانواده یاد نگرفتین باید خودتون برین دنبالش.
Post #753
46.6K
- ❤ 898
- 👍 371
- 💯 60
- 🕊 9
- 👎 1