TGViewer
Channel Public Channel
یادداشت‌های روانکاوانه

یادداشت‌های روانکاوانه

@psychoanalyticnote

یادداشت‌های روانکاوانه در روز بخش‌هایی کوتاه و قابل تأمل از کتاب‌ها و مقالات #روانکاوی را به اشتراک می‌گذارد.

میثم میناخانی کاندیدای رواندرمانی تحلیلی
@meysamminakhany
Subscribers
222
Photos
0
Videos
0
Links
33

Showing posts older than #29 · Back to latest

Older Posts 16 shown
Post #28 180
سوال فروید: چرا بدویان آوردن نام متوفی را تابویی بزرگ و از بزرگترین اهانت‌ها به وابستگان فرد می‌دانستند؟

افرادی كه بر مرگ كسـی سوگواری می‌كنند، بيشتر ميل دارند به اموری كه يادآور متوفی باشد و خاطره او را در ذهنشان تا سرحد امكان بيشتر زنده نگهدارد، بپردازند.

بنابراين ويژگی‌های آداب تـابويی، علی‌القاعده بايد انگيزه‌هـای ديگری داشته جوابگوی مقاصد و هدف‌های ديگری باشد.

بدويان ترسی را كه از وجود روح در دل دارند و وحشت از بازگشت احتمالی او را كتمان نمی‌كنند. آنان به انبوهی از تشريفات متوسل می‌شوند كه هدف آن دور نگهداشتن و راندن روح است.

بر زبان آوردن نام متوفي، به منزله خواندن وردی است كه حضور بالفعل او را سبب مي‌شود. به اين دليل براي مانع شدن، ازين ورد خوانی و جلوگيری از بازگشت روح، دست به هر كاری كـه مقدورشان باشد مـی‌زنند:

لباس‌های عجيب بر تن می‌كنند تا روح از بازشناختن ايشان عاجز بماند و يا آنكه نام خود يا نام متوفی را تغيير می‌دهند؛ آنها بر بيگانه بی‌پروايی كه با بردن نام ميت، او را به ضد زندگان بر می‌انگيزد خشم می‌گيرند.

نمی‌توان از اين نتيجه‌گيري چشم پوشيد كه آنچه سبب رنج آنها می‌شود - بر طبق اصطلاح «وونت» هراسی است كه از «روح مبدل به شيطان شده متوفي» در دل دارند.

توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #27 129
يكی از عجيب‌ترين -و در عين حال آموزنده‌ترين- آداب تابويی راجع به آيين سـوگواری در ميـان بدويان، منع تلفظ نام متوفی است.

اين رسمی است بسيار شايع و دارای صوری متنوع كه نتايجی بس مهم ببار آورده است.

توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #25 128
در روانشناسی، نه اضطراب و نه شياطين را نمی‌توان علل اصلی بشمار آورد. بايد بسيار دورتر از اين رفت.

اگر شياطين واقعاً وجود می‌داشتند؛ مطلب به صورت ديگری در میامد، ولی ما می‌دانيم كه آنها نيز به مانند خدايان، مخلوق عوامل درون روانی انسان هستند و بايد منشأ و ذات آنها را شناخت.


توتمو تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #24 124
در منع‌های تابويی كه از محلی تا محل ديگر و از زمانی تا زمان ديگر تغيير می‌كند، در آغاز، فرمانی مستتر بوده است –فرمانی پنهان و بر زبان نيامده– و آن اين است؛
" از خشم شياطين بپرهيز "


توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #23 117
ميكادو گذاشتن پاها را بر زمين موافق شأن و سرشت قدسی خود نمی‌داند، بدين سبب هنگامی كه بايد به محلی برود، بر روی دوش خادمانش حمل می‌شود ولی از اين هم ناشايسته‌تر است كه وجودش در معرض هوای آزاد قرار گيرد؛ و اين افتخار را نيز از خورشيد دريغ داشته‌اند كه بر سر او بتابد.

برای هـر يک از اجزاء بـدنش، صفتی چنان مقدس قائلند كه موهاي سر و ريشش هرگز نبايد تراشيده شود و ناخن‌هايش هيچگاه نبايد كوتاه گردد، ولی بخاطر آنكه از پاكيزگی و توجه كاملاً محروم نماند، او را به هنگام شب وقتی كه خواب است شستشو می‌دهند.

آنچه را كه در اين حال از بدنش جدا می‌سازند، می‌توان سرقت تلقی كرد و سرقتی از اين نوع نمی‌تواند بر شأن و منزلت قدسی او خدشه وارد آورد‌.


توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #22 123
ميل به نقض تابو، در ضمير ناآگاه پايدار می‌ماند. افرادی كه به تابو گردن می‌گذارند، در برابر آنچه تابو است، به دوسوگرایی عواطف دچارند.

دوسوگرایی عواطف: میل به نقض تابو و گردن نهادن به منع تابویی، همزمان در روان فرد جاری و ساری است!

توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #21 124
از آنجا كه نقض يک تابو را می‌توان بوسيله كفاره يا توبه جبران كرد و نظر به اينكه معنی كفاره و توبه، چشم پوشيدن از مالی يا ترک آزادی و اختياری است؛ اين موضوع خود دليل اسـت بـر اينكه گردن گذاردن به احكام تابويی؛ در اصل، چشم پوشی از امری بوده است كه به آن ميل و رغبت داشته‌اند.

كفـاره تخلف از یک چشم‌پوشی، با چشم‌پوشی از امری ديگر، ادا می شود.


توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #20 114
"ميل" برای آنكه بتواند از منعی كه بر سر راهش قرار گرفتـه بگريزد، پيوسته جابجا می‌شود و می‌كوشد چيزهای ديگری را –اعمال يا اشيايی_ كه قابليت جانشينی دارند، جانشین امر ممنوع گرداند.

توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #19 115
از دید فروید، انسان ابتدایی، در دستهٔ آغازین زندگی می‌کرد. این دسته متشکل از نری مسلط (پدر) بود که شماری از ماده‌ها را در انحصار خود داشت.

این پدر نیرومند، پسران خود را از ماده‌ها دور نگاه می‌داشت. روزی این پسران متحد شده پدر را کشتند و سپس وی را خوردند. دلیل این آدم‌خواری، به نظر فروید این بود که آنها اعتقاد داشتند با خوردن قربانی، نیرو و قدرت وی را تصاحب خواهند کرد.

پس از مدتی، آنها از عمل خویش پیشیمان شده و جهت کفارهٔ عمل خویش، دو ممنوعیت را ابداع کردند:

یکی این که نمادی به صورت یک نوع حیوان را به جای پدر گذاشتند؛ این نماد، توتم است.

برادران، خوردن حیوان توتمی را حرام اعلام کردند، و دیگر این که ازدواج درون گروهی را حرام کردند (تابو) و با تحریم ماده‌های آزاد شده، از ثمرات پیروزی‌شان چشم‌پوشی کردند.

توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #18 108
نهی اصلی و عمده در بيماری روانی، به مانند آنچه در مورد تابو ديده می‌شود، عبارت است از تماس، و اصطلاح «ترس از تماس» از همين‌جا پديد آمده است.

نهی تنها شامل لمس مستقيم جسم نيسـت، بلكـه شامل جميع اعمالی است كه ما آنها را با اصطلاح مجازی "تماس گرفتن" یا "وارد تماس شدن" مشخص مي‌سازيم.

هر چيز كه فكر را متوجه امر ممنوع سازد، يعنی هر آنچه موجب تماسی كاملاً ذهنی و غير مادی گردد، به مانند تماس مادی ممنوع است.

توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #17 109
نهی‌های ناشی از وسواس نيز به مانند منع‌های تابويی، در زندگی بيماران محروميت‌ها و محدوديت‌های فوق‌العاده‌ای را سبب می‌شود، ولی برخی از اين نهی‌ها را با انجام دادن برخی اعمال می‌توان از ميان برداشت، اعمالی كه خود نيز دارای جنبه‌ای از بیماری وسواس هستند و هـدف از آنها بی‌شک ابراز پشيمانی، استغفار و حراست و صيانت است "غسل" متداول‌ترين عمل ناشی از بيماری وسواس است (غسل یا شستشوی با مناسک وسواس آميز).

به همين سان پاره‌ای از محرّمات تابو را نيز می‌توان به «مراسم» تطهير مبدل كرد و يا به آن وسيله، كفاره نقض آنها را ادا كرد.

توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #16 103
حال وجوه شباهت بين عادات و رسوم تابو از يک طرف و علايـم بيمـاری وسـواس را از طـرف ديگـر، خلاصه مي كنيم. تعداد اين وجوه مشترك چهار است:

1 - فقدان علت و دليل منطقی برای منع و پرهيز

2- پا گرفتن آنها بر حسب يک ضرورت درونی

3- سهولت جابجا شدن و تسرّی محرّمـات

4- وجـود اعمـال تشريفاتی ناشی از منع‌ها


توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #15 103
اولين و جالب‌ترين شباهت بين تابو و پرهيزهای ناشي از وسواس، آن است كه اين پرهيزها نيز مانند تابو، دلايل روشنی به همراه ندارند و منشأ آنها مرموز است.

پرهيزهای مذكور روزی سر بر آورده‌اند و از آن زمان، فرد به سبب اضطرابی مقاومت‌ناپذير، به فشار و سلطهٔ آنها، ناگزير تن داده است.

توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #14 117
كسی كه مسئلهٔ تابو را با استفاده از معلومات روانكاوی يعنی اطلاعات حاصل از بررسـی بخـش ناآگـاه زندگی نفسانی انسان، مورد مطالعه قرار می دهد؛ با اندك تأملی در می‌يابد كه پديده‌های موضـوع بحـث، براي او ناشناخته نيستند.

وی افرادی را سراغ دارد كه برای خودشان منع‌های تابويی ابداع كرده‌اند و با همان دقت و شدتی كه انسان وحشی، محرمات مشترک قبيله و اجتماع خود را رعايـت مـی‌كنـد، بـه آن پايبنـد هستند.

اگر روانكاو ما عادت نكرده باشد كه اينگونه اشخاص را بيماران روانـي مبـتلا بـه «وسـواس» بنامـد، متوجه خواهد شد كه عنوان «بيماران تابو» از هر حيث برای توصيف حالت آنها مناسب است.

توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
  • 👍 1
Post #13 109
عشق عاملی تمدن ساز است، در این معنی که تحولی از خودخواهی به دگرخواهی ایجاد می‌کند.

این امر صادق است هم در مورد عشق جنسی به زنان با همه الزامات اش برای صدمه نزدن به چیزهایی که برای زنان عزیزند و هم در مورد عشق غیر جنسی شده و والایش یافته و همجنس خواهانه به سایر مردان از کار جمعی بر می‌خیزد.

بنابراین اگر عشق خودشیفته منشانه در توده‌ها دچار محدودیت‌هایی می‌شود که خارج از توده اثری ندارند، این امر خود سند قاطعی است بر اینکه ماهیت شکل‌گیری توده عبارت است از انواع جدیدی از پیوندهای لیبیدینال بین اعضای توده.

روانشناسی توده ای و تحلیل ایگو
#زیگموند_فروید

@PsychoanalyticNote
Post #1
Channel created
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →