عشق عاملی تمدن ساز است، در این معنی که تحولی از خودخواهی به دگرخواهی ایجاد میکند.
این امر صادق است هم در مورد عشق جنسی به زنان با همه الزامات اش برای صدمه نزدن به چیزهایی که برای زنان عزیزند و هم در مورد عشق غیر جنسی شده و والایش یافته و همجنس خواهانه به سایر مردان از کار جمعی بر میخیزد.
بنابراین اگر عشق خودشیفته منشانه در تودهها دچار محدودیتهایی میشود که خارج از توده اثری ندارند، این امر خود سند قاطعی است بر اینکه ماهیت شکلگیری توده عبارت است از انواع جدیدی از پیوندهای لیبیدینال بین اعضای توده.
روانشناسی توده ای و تحلیل ایگو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #13
109